منو

پنج شنبه, 06 ارديبهشت 1397 - Thu 04 26 2018

A+ A A-

زندگینامه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها)

امتیاز کاربران
ضعیفعالی 

فاطمه (عليها السلام) در نزد مسلمانان برترين و والامقام ترين بانوي جهان در تمام قرون و اعصار مي‌باشد. اين عقيده بر گرفته از مضامين احاديث نبوي است. اين طايفه از احاديث، اگر چه از لحاظ لفظي داراي تفاوت هستند، اما داراي مضموني واحد مي‌باشند. در يکي از اين گفتارها (که البته مورد اتفاق مسلمانان، اعم از شيعه و سني است)، رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌فرمايند: "فاطمه سرور زنان جهانيان است". اگر چه بنابر نص آيه شريفه قرآن، حضرت مريم برگزيده زنان جهانيان معرفي گرديده و در نزد مسلمانان داراي مقامي بلند و عفت و پاکدامني مثال‌زدني مي‌باشد و از زنان برتر جهان معرفي گشته است، اما او برگزيده‌ي زنان عصر خويش بوده است. ولي علو مقام حضرت زهرا (عليها السلام) تنها محدود به عصر حيات آن بزرگوار نمي‌باشد و در تمامي اعصار جريان دارد. لذا است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) در کلامي ديگر صراحتاً فاطمه (عليها السلام) را سرور زنان اولين و آخرين ذکر مي‌نمايند. اما نکته‌اي ديگر نيز در اين دو حديث نبوي و احاديث مشابه دريافت مي‌شود و آن اينست که اگر فاطمه (عليها السلام) برترين بانوي جهانيان است و در بين زنان از هر جهت، کسي داراي مقامي والاتر از او نيست، پس شناخت سراسر زندگاني و تمامي لحظات حيات او، از ارزش فوق العاده برخوردار مي‌باشد. چرا که آدمي با دقت و تأمل در آن مي‌تواند به عاليترين رتبه‌هاي روحاني نائل گردد. از سوي ديگر با مراجعه به قرآن کريم درمي‌يابيم که آيات متعددي در بيان شأن و مقام حضرتش نازل گرديده است که از آن جمله مي‌توان به آيه‌ي تطهير، آيه مباهله، آيات آغازين سوره دهر، سوره کوثر، آيه اعطاي حق ذي القربي و... اشاره نمود که خود تأکيدي بر مقام عميق آن حضرت در نزد خداوند است. اين آيات با تکيه بر توفيق الهي، در مقالات ديگر مورد بررسي قرار خواهد گرفت. ما در اين قسمت به طور مختصر و با رعايت اختصار، به مطالعه شخصيت و زندگاني آن بزرگوار خواهيم پرداخت.

 

نام، القاب، کنيه‌ها

 نام مبارک آن حضرت، فاطمه (عليها السلام) است و از براي ايشان القاب و صفات متعددي همچون زهرا، صديقه، طاهره، مبارکه، بتول، راضيه، مرضيه، نيز ذکر شده است.

فاطمه، در لغت به معني بريده شده و جدا شده مي‌باشد و علت اين نامگذاري بر طبق احاديث نبوي، آنست که: پيروان فاطمه (عليها السلام) به سبب او از آتش دوزخ بريده، جدا شده و برکنارند.

زهرا به معناي درخشنده است و از امام ششم، امام صادق (عليه السلام) روايت شده است که: "چون دخت پيامبر در محرابش مي‌ايستاد (مشغول عبادت مي‌شد)، نورش براي اهل آسمان مي‌درخشيد؛ همانطور که نور ستارگان براي اهل زمين مي‌درخشد."

صدّيقه به معني کسي است که به جز راستي چيزي از او صادر نمي شود. طاهره به معناي پاک و پاکيزه، مبارکه به معناي با خير و برکت، بتول به معناي بريده و دور از ناپاکي، راضيه به معناي راضي به قضا و قدر الهي و مرضيه يعني مورد رضايت الهي.(1)

کنيه‌هاي فاطمه (عليها السلام) نيز عبارتند از ام الحسين، ام الحسن، ام الائمه، ام ابيها و...

ام ابيها به معناي مادر پدر مي‌باشد و رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) دخترش را با اين وصف مي‌ستود؛ اين امر حکايت از آن دارد که فاطمه (عليها السلام) بسان مادري براي رسول خدا بوده است. تاريخ نيز گواه خوبي بر اين معناست؛ چه هنگامي که فاطمه در خانه پدر حضور داشت و پس از وفات خديجه (سلام الله عليها) غمخوار پدر و مايه پشت گرمي و آرامش رسول خدا بود و در اين راه از هيچ اقدامي مضايقه نمي‌نمود، چه در جنگها که فاطمه بر جراحات پدر مرهم مي‌گذاشت و چه در تمامي مواقف ديگر حيات رسول خدا.

 

مادر و پدر

همانگونه که مي‌دانيم، نام پدر فاطمه (عليها السلام) محمد بن عبدالله (صلي الله عليه و آله و سلم) است که او رسول گرامي اسلام، خاتم پيامبران الهي و برترين مخلوق خداوند مي‌باشد. مادر حضرتش خديجه دختر خويلد، از زنان بزرگ و شريف قريش بوده است. او نخستين بانويي است که به اسلام گرويده است و پس از پذيرش اسلام، تمامي ثروت و دارايي خود را در خدمت به اسلام و مسلمانان مصرف نمود. خديجه در دوران جاهليت و دوران پيش از ظهور اسلام نيز به پاکدامني مشهور بود؛ تا جايي که از او به طاهره (پاکيزه) ياد مي‌شد و او را بزرگ زنان قريش مي‌ناميدند.

 

ولادت

 فاطمه (عليها السلام) در سال پنجم پس از بعثت(2) و در روز 20 جمادي الثاني در مکه به دنيا آمد. چون به دنيا پانهاد، به قدرت الهي لب به سخن گشود و گفت: "شهادت مي‌دهم که جز خدا، الهي نيست و پدرم رسول خدا و آقاي پيامبران است و شوهرم سرور اوصياء و فرزندانم (دو فرزندم) سرور نوادگان مي‌باشند." اکثر مفسران شيعي و عده‌اي از مفسران بزرگ اهل تسنن نظير فخر رازي، آيه آغازين سوره کوثر را به فاطمه (عليها السلام) تطبيق نموده‌اند و او را خير کثير و باعث بقا و گسترش نسل و ذريه پيامبر اکرم ذکر نموده‌اند. شايان ذکر است که آيه انتهايي اين سوره نيز قرينه خوبي براين مدعاست که در آن خداوند به پيامبر خطاب مي‌کند و مي‌فرمايد همانا دشمن تو ابتر و بدون نسل است.

 

مکارم اخلاق

 سراسر زندگاني صديقه طاهره (عليها السلام)، مملو از مکارم اخلاق و رفتارهاي نمونه و انساني است. ما در اين مجال جهت رعايت اختصار تنها به سه مورد اشاره مي‌نماييم. اما دوباره تأکيد مي‌کنيم که اين موارد، تنها بخش کوچکي از مکارم اخلاقي آن حضرت است.

1-   از جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) منقول است که: مردي از اعراب مهاجر که فردي فقير مستمند بود، پس از نماز عصر از رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) طلب کمک و مساعدت نمود. حضرت فرمود که من چيزي ندارم. سپس او را به خانه فاطمه (سلام الله عليها) که در کنار مسجد و در نزديکي خانه رسول خدا قرار داشت، راهنمايي نمودند. آن شخص به همراه بلال (صحابي و مؤذن رسول خدا) به در خانه حضرت فاطمه (عليها السلام) آمد و بر اهل بيت رسول خدا سلام گفت و سپس عرض حال نمود. حضرت فاطمه (عليها السلام) با وجود اينکه سه روز بود خود و پدر و همسرش در نهايت گرسنگي به سر مي‌بردند، چون از حال فقير آگاه شد، گردن‌بندي را که فرزند حمزه، دختر عموي حضرت به ايشان هديه داده بود و در نزد آن بزرگوار يادگاري ارزشمند محسوب مي‌شد، از گردن باز نمود و به اعرابي فرمود: اين را بگير و بفروش؛ اميد است که خداوند بهتر از آن را نصيب تو نمايد. اعرابي گردن‌بند را گرفت و به نزد پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بازگشت و شرح حال را گفت. رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) از شنيدن ماجرا، متأثر گشت و اشک از چشمان مبارکش فرو ريخت و به حال اعرابي دعا فرمود. عمار ياسر (از اصحاب پيامبر) برخاست و اجازه گرفت و در برابر اعطاي غذا، لباس، مرکب و هزينه سفر به اعرابي، آن گردن‌بند را از او خريداري نمود. پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) از اعرابي پرسيد: آيا راضي شدي؟ او در مقابل، اظهار شرمندگي و تشکر نمود. عمار گردن‌بند را در پارچه اي يماني پيچيده و آنرا معطر نمود و به همراه غلامش به پيامبر هديه داد. غلام به نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) آمد و جريان را باز گفت. حضرت رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) غلام و گردن‌بند را به فاطمه (عليها السلام) بخشيد. غلام به خانه‌ي صديقه اطهر آمد. زهرا (عليها السلام)، گردن‌بند را گرفت و غلام را در راه خدا آزاد نمود.

گويند غلام در اين هنگام تبسم نمود. هنگامي که علت را جويا شدند، گفت: چه گردن‌بند با برکتي بود، گرسنه‌اي را سير کرد و برهنه‌اي را پوشانيد، پياده‌اي را صاحب مرکب و فقيري را بي‌نياز کرد و غلامي را آزاد نمود و سرانجام به نزد صاحب خويش بازگشت.

2-   رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در شب زفاف پيراهن نويي را براي دختر خويش تهيه نمود. فاطمه (عليها السلام) پيراهن وصله‌داري نيز داشت. سائلي بر در خانه حاضر شد و گفت: من از خاندان نبوت پيراهن کهنه مي‌خواهم. حضرت زهرا (عليها السلام) خواست پيراهن وصله‌دار را مطابق خواست سائل به او بدهد که به ياد آيه شريفه "هرگز به نيکي دست نمي‌يابيد مگر آنکه از آنچه دوست داريد انفاق نماييد"، افتاد. در اين هنگام فاطمه (عليها السلام) پيراهن نو را در راه خدا انفاق نمود.

3-   امام حسن مجتبي در ضمن بياني، عبادت فاطمه (عليها السلام)، توجه او به مردم و مقدم داشتن آنان بر خويشتن، در عاليترين ساعات راز و نياز با پروردگار را اين گونه توصيف مي‌نمايند: "مادرم فاطمه را ديدم که در شب جمعه‌اي در محراب عبادت خويش ايستاده بود و تا صبحگاهان، پيوسته به رکوع و سجود مي‌پرداخت. و شنيدم که بر مردان و زنان مؤمن دعا مي‌کرد، آنان را نام مي‌برد و بسيار برايشان دعا مي‌نمود اما براي خويشتن هيچ دعايي نکرد. پس به او گفتم: اي مادر، چرا براي خويش همانگونه که براي غير، دعا مي‌نمودي، دعا نکردي؟ فاطمه (عليها السلام) گفت: پسرم ! اول همسايه و سپس خانه."

 

ازدواج و فرزندان آن حضرت

 صديقه کبري خواستگاران فراواني داشت. نقل است که عده‌اي از نامداران صحابه از او خواستگاري کردند. رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) به آنها فرمود که اختيار فاطمه در دست خداست. بنا بر آنچه که انس بن مالک نقل نموده است، عده‌اي ديگر از ميان نامداران مهاجرين، براي خواستگاري فاطمه (عليها السلام) به نزد پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) رفتند و گفتند حاضريم براي اين وصلت، مهر سنگيني را تقبل نماييم. رسول خدا همچنان مسأله را به نظر خداوند موکول مي‌نمود تا سرانجام جبرئيل بر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شد و گفت: "اي محمد! خدا بر تو سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد فاطمه را به عقد علي درآور، خداوند علي را براي فاطمه و فاطمه را براي علي پسنديده است." امام علي (عليه السلام) نيز از خواستگاران فاطمه (عليها السلام) بود و حضرت رسول بنا بر آنچه که ذکر گرديد، به امر الهي با اين وصلت موافقت نمود. در روايات متعددي نقل گشته است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) فرمود: اگر علي نبود، فاطمه همتايي نداشت. بدين ترتيب بود که مقدمات زفاف فراهم شد. حضرت فاطمه (عليها السلام) با مهري اندک (بر خلاف رسوم جاهلي که مهر بزرگان بسيار بود) به خانه امام علي (عليه السلام) قدم گذارد.(3) ثمره اين ازدواج مبارک، 5 فرزند به نامهاي حسن، حسين، زينب، ام کلثوم و محسن (که در جريان وقايع پس از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) سقط شد)، بود. امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) از امامان 12 گانه مي‌باشند که در دامان چنين مادري تربيت يافته‌اند و 9 امام ديگر (به غير از امام علي (عليه السلام) و امام حسن (عليه السلام)) از ذريه امام حسين (عليه السلام) مي‌باشند و بدين ترتيب و از طريق فاطمه (عليها السلام) به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) منتسب مي‌گردند و از ذريه ايشان به شمار مي‌روند.(4) و به خاطر منسوب بودن ائمه طاهرين (به غير از امير مؤمنان (عليه السلام)) به آن حضرت، فاطمه (عليها السلام) را "ام الائمه" (مادر امامان) گويند.

زينب (سلام الله عليها) که بزرگترين دختر فاطمه (عليها السلام) به شمار مي‌آيد، بانويي عابد و پاکدامن و عالم بود. او پس از واقعه عاشورا، و در امتداد حرکت امام حسين (عليه السلام)، آن چنان قيام حسيني را نيکو تبيين نمود، که پايه‌هاي حکومت فاسق اموي به لرزه افتاد و صداي اعتراض مردم نسبت به ظلم و جور يزيد بارها و بارها بلند شد. تا جايي که حرکتهاي گسترده‌اي بر ضد ظلم و ستم او سازمان گرفت. آنچه از جاي جاي تاريخ درباره عبادت زينب کبري (عليها السلام) بدست مي‌آيد، آنست که حتي در سخت‌ترين شرايط و طاقت‌فرساترين لحظات نيز راز و نياز خويش با پروردگار خود را ترک ننمود و اين عبادت و راز و نياز او نيز ريشه در شناخت و معرفت او نسبت به ذات مقدس ربوبي داشت.

ام کلثوم نيز که در دامان چنين مادري پرورش يافته بود، بانويي جليل القدر و خردمند و سخنور بود که او نيز پس از عاشورا به همراه زينب (سلام الله عليها) حضور داشت و نقشي عمده در آگاهي دادن به مردم ايفا نمود.

 

فاطمه (عليها السلام) در خانه

 فاطمه (عليها السلام) با آن همه فضيلت، همسري نيکو براي امير مؤمنان بود. تا جايي که روايت شده هنگامي که علي (عليه السلام) به فاطمه (عليها السلام) مي‌نگريست، غم و اندوهش زدوده مي‌شد. فاطمه (عليها السلام) هيچگاه حتي اموري را که مي‌پنداشت امام علي (عليه السلام) قادر به تدارک آنها نيست، از او طلب نمي نمود. اگر بخواهيم هر چه بهتر رابطه زناشويي آن دو نور آسمان فضيلت را بررسي نماييم، نيکوست از امام علي (عليه السلام) بشنويم؛ چه آن هنگام که در ذيل خطبه‌اي به فاطمه (عليها السلام) با عنوان بهترين بانوي جهانيان مباهات مي‌نمايد و او را از افتخارات خويش بر مي‌شمرد و يا آن هنگام که مي‌فرمايد: "بخدا سوگند که او را به خشم در نياوردم و تا هنگامي که زنده بود، او را وادار به کاري که خوشش نيايد ننمودم؛ او نيز مرا به خشم نياورد و نافرماني هم ننمود."

 

مقام حضرت زهرا (عليها السلام) و جايگاه علمي ايشان

 فاطمه زهرا (عليها السلام) در نزد شيعيان اگر چه امام نيست، اما مقام و منزلت او در نزد خداوند و در بين مسلمانان به خصوص شيعيان، نه تنها کمتر از ساير ائمه نيست، بلکه آن حضرت همتاي امير المؤمنين و داراي منزلتي عظيم‌تر از ساير ائمه طاهرين (عليهم السلام) مي‌باشد.

اگر بخواهيم مقام علمي فاطمه (عليها السلام) را درک کنيم و به گوشه‌اي از آن پي ببريم، شايسته است به گفتار او در خطبه فدکيه بنگريم؛ چه آنجا که استوارترين جملات را در توحيد ذات اقدس ربوبي بر زبان جاري مي‌کند، يا آن هنگام که معرفت و بينش خود را نسبت به رسول اکرم آشکار مي‌سازد و يا در مجالي که در آن خطبه، امامت را شرح مختصري مي‌دهد. جاي جاي اين خطبه و احتجاجات اين بانوي بزرگوار به قرآن کريم و بيان علت تشريع احکام، خود سندي محکم بر اقيانوس بي‌کران علم اوست که متصل به مجراي وحي است (قسمتي از اين خطبه در فراز آخر مقاله خواهد آمد). از ديگر شواهدي که به آن وسيله مي‌توان گوشه‌اي از علو مقام فاطمه (عليها السلام) را درک نمود، مراجعه زنان و يا حتي مردان مدينه در مسائل ديني و اعتقادي به آن بزرگوار مي‌باشد که در فرازهاي گوناگون تاريخ نقل شده است. همچنين استدلالهاي عميق فقهي فاطمه (عليها السلام) در جريان فدک (که مقداري از آن در ادامه ذکر خواهد گرديد)، به روشني بر احاطه فاطمه (عليها السلام) بر سراسر قرآن کريم و شرايع اسلامي دلالت مي‌نمايد.

 

مقام عصمت

 در بيان عصمت فاطمه (عليها السلام) و مصونيت او نه تنها از گناه و لغزش بلکه از سهو و خطا، استدلال به آيه تطهير ما را بي‌نياز مي‌کند. ما در اين قسمت جهت جلوگيري از طولاني شدن بحث، تنها اشاره مي‌نماييم که عصمت فاطمه (عليها السلام) از لحاظ کيفيت و ادله اثبات همانند عصمت ساير ائمه و پيامبر است که در قسمت مربوطه در سايت بحث خواهد شد.

نوشتن دیدگاه





تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید