به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
5 نفر آنلاین
0 عضو و 5 مهمان در سایت حاضرند

3) شکر زبانی را به طور کامل با مثال بیان نمایید

0 امتیاز
14 بازدید

3) شکر زبانی را به طور کامل با مثال بیان نمایید

سوال شده 17 مهر 1397 در شُکر توسط admin (مدیر کل سایت) (68,250 امتیاز)

13 پاسخ

0 امتیاز

مراتب شکرگزاری/ پند طبیب سوئدی چیست

خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: قرآن کریم و روایات اسلامی از شکر گزاران بسیار سخن گفته است. شکر نه تنها یک واژه اخلاقی دینی بلکه از جنبه علمی نیز قابل ملاحظه است.

نکته این است که درون واژه شکر بسیاری از رازها و سرهایی پنهان شده است که فلاسفه غربی نیز امروزه پی به آن برده اند.

بخش کثیری از وجود انسان را تفکر تشکیل می دهد که غیر ملموس واز نظر عرفا مجرد است و هیچ حد و مرزی ندارد و همین قدرت تفکر است که به هر قسمت آن تمرکز کنیم همان مسأله برای انسان رخ خواهد داد.

لذا می توانیم بگوییم چون انسان از نظر تفکر بی کران است و حد و مرزی ندارد پس تمام نعمات دنیوی نیز برای موجودات بی کران خواهد بود. منظور از موجودات همان انسان است به دلیل اینکه انسان دارای قوه فکر کردن و اختیار و اراده است: موجودات دیگر اعم از گیاهان و حیوانات با وجود فقدان قوه فکر دایم در ذکر خداوند هستند.

پس اگر تفکر خود را بر تنگ نظری قرار دهیم و زندگی خود را بر پایه کمبودها مستحکم کنیم قطعا انرژی و زمان خود را هدر خواهیم داد. همین موجب خواهد شد که آرزوهای انسان به دلیل تفکر برچیزهایی که با دنیای بی کران انسان متناقض است دچار تخریب شود. اگر با چشمی واقع بین به قضیه نگاه کنیم خواهیم دید برای هر کس به میزان کافی مایحتاج زندگی در جهان بی پایان در نظر گرفته شده که ما می توانیم با تلاش خود آن را بیشتر نماییم. زیرا ما جزیی از این جهان لایتناهی هستیم و به مجرد آنکه به این ادراک دست یافتیم شاهد تاثیر آن در زندگی خویش خواهیم بود.

مثلا بعضی‌ها می گویند وقتی انسان نتواند چیزهایی که در این دنیا هست را تهیه کند پس نعمت های بی کران معنا ندارد. برای جواب به این گونه افراد باید گفت: برای اینکه انسان از این افکار مزاحم دور شود و این تنگ نظری را از خود دور کند باید در همه حال شکر کند. شکرگزاری در همه حال به سه دسته تقسیم می شود که حضرت علی (ع) در (خطبه 193 نهج البلاغه) کاملا درباره شکر کردن سخن به میان آورده اند و از علمای معاصر ملا احمدنراقی در کتاب معراج السعاده شکر کردن را به سه دسته تقسیم می کنند. شکر زبانی که درجه آن پایین ترین درجه است و شکر قلبی که انسان علاوه بر آنکه در زبان شکر می کند قلبا نیز از چیزهایی که دارد راضی است و در مقابل آن فروتنی می کند و این نوع شکر نیز یک درجه بالاتر است از شکر زبانی.

سومین شکرگزاری که بسیار مهم است و فلاسفه غربی نیز روی آن تاکید بسیار زیادی دارند، شکر عملی است. در این نوع شکرگزاری انسان علاوه بر شکر زبانی و قلبی درعمل نیز شکرگزار است و انرژی های مثبت بسیاری را به صورت امواج وارد مغز خود خواهد کرد و از طریق همین تفکر و تمرکز روی آن، به هرچه فکر می کند و آرزوی داشتن را می کند به دست خواهد یافت.

بنابراین وفور نعمات چیزی نیست که ما آن را کسب کنیم. بلکه در جهان وجود دارد فقط کافی است انسان خود را با آن تنظیم کند و به آن متصل کند زیرا انرژی که از وجود هر یک از انسان ها ساطع و منتشر می گردد، از افکار و نوع برخورد با دنیای اطراف نشات می گیرد.

پس انسان در زندگی به هیچ عنوان نباید احساس پوچی کند زیرا در این صورت که به جای گسترش در خلا درونی، تفکرات پوچ و بی معنی در سر خود پرورش می دهد و بهتر است انسان این فکر را کند که می خواهد به کمال برسد و کمال همان رسیدن به لقا الله است و به خود بگوییم که ما مالک هیچ چیز نیستیم و اگر هم صاحب چیزی می شویم در حقیقت صاحب و مالک خداوند قادر است و باید بگوییم همه چیز در حال جنبش و حرکت و تحول است. از این نتیجه می شود که اراده انسان در طول اراده خداوند است و این دلیل است برای آنکه حرکت و تلاش و به دست آوردن نعمتی فقط برای رسیدن به کمال حقیقی است زیرا صاحب و مالک وجود دیگری است و آن واجب الوجود است و بس.

حتی جسم انسان نمونه بارزی است از وفور نعمات و انسان، در ارتباط با توان خویش سرشار از نعمت بیکران است. اما هنگامی که جسم، خود، یعنی من را ترک کند دیگر نمی تواند صاحب چیزی باشد. رمز یا کلید زندگی ما عدم تمرکز بر کاستی ها از طریق شکرگزاری از نعمات خداوندی و آنچه بر ما ارزانی داشته، است. با ایجاد این تحول و جهش در ضمیر خویش، خدمت به دیگران به یک جزء اصلی و لاینفک زندگی سرشار از شور و شوق و نعمت ما بدل خواهد شد.

آلبرت شوایتزر طبیب بزرگ سوئدی که تمام زندگی خویش را وقف دردمندان و بینوایان کرد در این زمینه می گوید: من از هدف شما اطلاعی ندارم، اما یک چیز را می دانم و آن این است که از میان شما تنها آنهایی واقعا سعادتمند هستند که راه خدمت به دیگران را جستجو کرده و به آن دست یافته اند.

در فرهنگی که ما پرورش یافته ایم، بیشتر تاکید بر کاستی ها و کمبودهاست تا بر وفور نعمات به طوری که داشتن و نداشتن در فرهنگ کشورها به صورت یک واقعیت در آمده است و به ما آموخته شده است که درباره کمی و کاستی ها فکر کنیم و الان به عینه می بینیم که افراد ندار در جامعه شاید بیشتر از افراد دارا باشند. زیرا هرگز به ما آموخته نشده است که نعمت های خداوند بیکران است و این نعمات برای همه انسان هاست و نه افراد کم و معدود و این را به خودمان بقبولانیم که به هرچه فکر و تمرکز کنیم در زندگی عکس العمل همان تفکرات را خواهیم دید. زیرا این طبیعت دنیای لایتناهی است.

پاسخ داده شده 17 مهر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (68,250 امتیاز)
0 امتیاز


شکر زباني نعمت امام عصر (عليه السّلام)

 

 

ذکر نعمت امام عصر عليه السّلام
در فصل گذشته، روشن شد که معرفت امام عليه السّلام در هر مرتبه اي که حاصل شده باشد، به درجه اي از محبّت قلبي نسبت به ايشان مي انجامد. يکي از لوازم اين محبّت، ذکر محبوب است. «ذکر» به معناي «ياد کردن» است و دو مرحله دارد: يکي قلبي و ديگري زباني که اوّلي شرط و مقدّمه ي دومي است. روح و جان هر دو مرحله، چيزي جز معرفت و محبّت محبوب نيست. ذکر قلبي، مصداق شکر قلبي و ذکر زباني از مصاديق شکر زباني محسوب مي گردد. فرزند قدرشناس به اندازه ي محبّتي که به پدرش دارد، ياد او را در قلبش زنده نگه مي دارد و به دنبال اين ذکر قلبي، در کلامش نيز ياد پدر، متجّلي مي شود.
قلب فرد امام شناس نيز به ميزان معرفتش، نسبت به وليّ نعمت خويش محبّت دارد و به قدر محبّتش به ايشان با دل و زبانش منعم خويش را ياد مي کند. چنين کسي احتياج به توصيه و سفارش نسبت به ياد کردن محبوبش ندارد و ذکر او را از مصاديق شکر نعمت مي داند و ترک آن را نوعي کفران نعمت مي شمارد.
«واذکروا نعمه اللّه عليکم اذ کنتم اعدآء فألّف بين قلوبکم فاصبحتم بنعمته اخواناً و کنتم علي شفا حفره من النّار فأنقذکم منها. » (1)
نعمت هاي خدا را بر خود ياد کنيد، آن هنگام که با هم دشمن بوديد، پس خدا ميان دل هاي شما الفت برقرار کرد و به سبب نعمت او با هم برادر شديد و (آن گاه که) بر لبة گودالي از آتش بوديد، پس خدا شما را از آن نجات داد.
امام صادق عليه السّلام در معرّفي اين نعمت فرموده اند:
«قوله تعالي: «و کنتم علي شفا حفره من النار فانقذکم منها» بمحمد صلي اللّه عليه و آله و سلم. » (2)
خداوند به برکت حضرت رسول اکرم صلي اللّه عليه و آله مردم را از هلاکت نجات داده است. پس اين نعمتي که در آيه ي شريفه، ياد کردن از آن، واجب شمرده شده، وجود مقدّس پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله مي باشد که مشرکين را از گمراهي نجات داده، به سوي نور، هدايت کردند. پس از ايشان، ائمّه اطهار عليهم السّلام هستند که هادي امّت و ناجي آنها از فتنه ها مي باشند و تنها کساني به رستگاري مي‌رسند که متمسّک به اهل بيت عليهم السّلام شوند.
خداوند متعال در آيات ديگر نيز نعمتي را که ذکر آن واجب است، به ما شناسانده است:
«واذکروا نعمه اللّه عليکم و ميثاقه الّذي واثقکم به. » (3)
نعمت خدا را بر خودتان و ميثاقي را که خدا از شما گرفته ياد کنيد.
اين ميثاق در کلام امام صادق عليه السّلام در دعاي روز غدير چنين شناسانده شده است:
خدا را سپاس که ما را به سبب اين روز کرامت بخشيد و ما را از وفا کنندگان به عهد خود قرار داد و نيز به ميثاق خود درباره ي ولايت واليان امر خود، ما را از وفاداران مقرّر داشت. (4)
بنابراين، ميثاقي که امر به ذکر آن شده ايم، عهدي است که درباره ي ولايت اميرالمؤمنين عليه السّلام و ائمّه ي اطهار عليهم السّلام گرفته شده است. به علاوه، امام زمان عليه‌السّلام به طور خاص به عنوان «ميثاق اللّه» معرّفي شده اند. همان طور که در زيارت آل يس مي خوانيم:
«السّلام عليک يا ميثاق اللّه الّذي اخذه و وکّده. » (5)
سلام بر تو اي ميثاق خدا که براي آن پيمان گرفته و مورد تأکيدش قرار داده است.
پس بندگان خدا به حکم عقل و با تأکيد امر الهي، موظّف به ذکر امام زمان عليه السّلام هستند.

معرّفي امام عليه السّلام به اسم و صفت
ذکر زباني نعمت، مانند معرفت نعمت به دو مرحله ي اسم و وصف قابل تقسيم است. بنابراين، نعمت وجود امام را مي توان به وسيله ي ذکر نام و اوصاف ايشان شکرگزاري کرد و از اين طريق، گام هاي بلندي در طريق بندگي خدا برداشت. امام زين‌العابدين عليه السّلام از قول پيامبر صلي اللّه عليه و آله فرموده اند:
«ذکر عليّ عباده. » (6)
ياد کردن علي عليه السّلام عبادت است.
کسي که اميرالمؤمنين عليه السّلام را به قلب يا زبان خويش ياد کند، عبادت خدا را کرده است. اين فضيلت، اختصاص به وجود مبارک اميرالمؤمنين عليه السّلام ندارد و شامل همه ي ائمّه عليهم السّلام مي گردد. جاري کردن نام ايشان بر زبان، از مصاديق بارز عبادت است. براي شکر نعمت امام بايد در محافل گوناگون نام ايشان و اطلاعاتي را - حتّي در حدّ معرفت به اسم - به ديگران يادآوري نمود. مرتبه ي بالاتر در ذکر زباني، بيان اوصاف و فضايل ايشان است. هر کس که درجه اي از معرفت امام، نصيب او شده و وصفي از اوصاف ايشان را شناخته، بايد آن را براي ديگران بازگو کند و به ذکر فضايل ايشان بپردازد. (7)
خداي مهربان به خاطر محبّت به اهل بيت عليهم السّلام بر ذکر فضايل ايشان ثواب هاي زيادي مترتّب کرده است.
از پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله نقل شده است:
هيچ گروهي در کنار هم جمع نمي شوند که فضايل علي بن ابي طالب - عليه السّلام - را ياد کنند مگر اين که فرشتگان آسمان بر آنها نازل شده، آنها در بر مي گيرند. وقتي آنها پراکنده شوند ملائکه ي آسمان مي روند (گروه ديگري از) ملائکه به آنها مي‌گويند: بوي خوشي از شما به مشام ما مي رسد که از ملائکه نمي بوييم و هيچ بوي خوشي بهتر از آن نديده ايم. مي گويند، ما نزد گروهي بوديم که از محمّد و اهل بيتش ياد مي کردند و از بوي خوش آنها معطّر شديم. مي گويند: ما را نزد ايشان فرو ببريد. مي گويند: مجلس تمام شده و هر کدام به منزل خود رفته اند. مي گويند: ما را به آن جا ببريد تا از مکان آنها معطّر شويم. (8)
آري، کساني که ارزش چنين مجالسي را مي دانند، مي کوشند تا به هر وسيله اي بهره‌اي از آن ببرند و از فيض آن بي نصيب نمانند.

ثناگويي از منعم
از ديگر مصاديق شکر زباني نسبت به منعم «ثناگويي» اوست. «تعريف» و «تمجيد» از منعم، جزء حقوقي است که برگردن متنعّم مي باشد. پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله مي فرمايند:
هر کس کار خوبي برايش انجام شد بايد آن را تلافي کند. اگر قادر به تلافي نبود بايد ثناي منعم را بگويد و اگر چنين نکرد، کفران نعمت کرده است. (9)
مصداق روشن و صريح اين روايت، امام زمان عليه السّلام مي باشند. نعمت عظماي ايشان قابل تلافي نيست. احسان هايي که از جانب امام زمان عليه السّلام شده و يا خيراتي که خداي عزّوجلّ به خاطر وجود ايشان به خلق عطا فرموده، قابل شمارش نيست و مسلماً کسي از عهده شکر آن بر نمي آيد. گاهي کسي گامي در اين مسير بر مي دارد که توفيق و معرفت و... آن نيز از جانب حضرتش انعام شده است. پس همان خدمات نيز، انسان را بيشتر مديون ايشان مي سازد. هر کس بايد آن چه در توان دارد، در راه شکرگزاري از حضرت بقيه اللّه به کار بندد، ولي مسلّماً هيچ کس نمي تواند خوبي هاي ايشان را تلافي کند. انسان نهايتاً مي بيند که از جبران نيکي هاي امام زمان عليه‌السّلام عاجز است. در اين حال بايد لب به ثناي او بگشايد؛ هر جا مي نشيند، ذکر فضايل او مي کند و به هر مناسبتي اوصافش را به زبان آورد.
بزرگاني که در اين مسير به خدمت گزاري خالصانه موفّق بوده اند، الگوي خوبي براي همه ي دوست داران حضرت هستند. به عنوان نمونه، صاحب کتاب ارزشمند «مکيال المکارم في فوائد الدّعاء للقائم عليه السّلام» (10) از هر مطلبي در بيان ذکر فضائل امام زمان عليه السّلام و وجوب دعا براي ايشان استفاده کرده است و در هر موقعيّتي لب به ثناي حضرت گشوده است.
اين نحوه ذکر زباني، برخاسته از معرفت و محبّت اوست. ديگران هم بايد ايشان را سرمشق خود قرار داده، در حدّ معرفت خود، فضائل حضرت را منتشر سازند. گويندگان، منابر خود را از ياد امام عصر عليه السّلام پر کنند. نويسندگان با محبّت قلبي خويش براي حضرت قلم زنند. معلّمان با ذکر نام و اوصاف ايشان ياد حضرت را زنده نمايند. پدران و مادران با اظهار ارادت به ساحت مقدّس ايشان بذر محبّت امام عليه السّلام را در دل هاي فرزندان خود بکارند. حتّي مي توانيم در خلوت خود نيز به ذکر خوبي هاي ايشان بپردازيم تا بدين وسيله به وظيفه ي خود عمل کرده، اثر محبّتي و معرفتي آن را بچشيم.

اظهار زباني نعمت
بيان کارهاي خوب منعم از مصاديق شکر زباني است. ما وظيفه داريم حسنه اي را که منعم براي ما انجام داده، به زبان آوريم.
امام سجّاد عليه السّلام فرمودند:
حقّ کسي که کار خوبي براي تو انجام داده، اين است که از او سپاس گزاري کني و کار خوب او را ياد کني و گفتار نيکو براي او به دست آوري. (11)
امام زمان عليه السّلام واسطه ي همه ي نعمت ها هستند. ما به جهت شکر منعم، وظيفه داريم نعمت هايي را که به واسطه ي ايشان به ما رسيده، بازگو کنيم. اگر باور داريم که هر نعمت و خيري به واسطه ي امام عصر عليه السّلام به ما مي رسد، بايد بررسي کنيم که چه مقدار الطاف ايشان را حتّي براي خودمان بازگو مي کنيم؟ تا چه اندازه با زبان اقرار مي کنيم که نعمت ها به واسطه ي ايشان به ما رسيده است؟ و چند بار به زبان گفته ايم: «يا صاحب الزّمان از شما متشکريم! ».
براساس کلام نوراني امام سجّاد عليه السّلام نه تنها بايد خودمان الطاف امام زمان عليه السّلام را بر زبان آوريم، بلکه بايد کاري کنيم که ديگران هم از ايشان به خوبي ياد کنند.

دعا
يکي ديگر از مصاديق شکر زباني، دعا براي صاحب نعمت است. امام سجّاد عليه السّلام در ادامه ي حديث ياد شده بعد از تأکيد بر ذکر نعمت و کسب سخن نيک براي صاحبان نعمت فرموده اند:
از حقوق کسي که به تو خوبي کرده است اين است که... در ارتباط بين خود و خداي عزّوجلّ، خالصانه براي او دعا کني. اگر چنين کردي، به صورت پنهان و آشکار، شکر او را به جاي آورده اي. آن گاه اگر روزي توانستي کار خوب او را تلافي کني، اين کار را انجام بده. (12)
دعا براي کسي که لطف و احساني در حقّ انسان کرده است، از طبيعي ترين و ‌انساني‌ترين راه هاي سپاس گزاري از اوست. ما فطرتاً براي وليّ نعمت خويش دست به دعا برداشته، از خداي منان مي خواهيم که به خاطر انعامش در حقّ ما، او را مورد لطف و عنايت خاصّ خود قرار دهد. هرچه نعمت بزرگ تر باشد و هر مقدار ما خود را تلافي احسان آن منعم ناتوان تر ببينيم، بيشتر و بهتر براي او دعا مي کنيم و از پروردگار خود طلب مي نمائيم تا جزاي احسان او را خود عطا فرمايد. اگر حقّ وليّ نعمت را بر خود آن قدر بزرگ ببينيم که از تلافي آن ناتوان باشيم، بايد کمّ و کيف دعاهاي ما به صورتي باشد که مطمئن شويم حقّ او را ادا کرده ايم.
پيامبر اکرم صلي اللّه عليه و آله و سلم نبز به اين مطلب تذکّر فرموده اند:
کسي که کار خوبي براي شما انجام داد، آن را تلافي کنيد؛ ولي اگر چيزي نيافتيد که آن را تلافي کنيد، پس به درگاه خدا براي او دعا کنيد، تا اين که مطمئن شويد تلافي کار خوبش را کرده ايد. (13)
در ميان مخلوقات خداوند، هيچ کس به اندازه ي پيامبر و اهل بيت گرامي ايشان عليهم السّلام بر گردن ما صاحب حقّ نيستند. ما اگر به عظمت حقوق ايشان بر خود توجّه داشته باشيم، مي يابيم که با هيچ عملي نمي توانيم حتّي يکي از آن نعمت ها را تلافي کنيم. به همين دليل است که به درگاه خداي منّان متوسّل مي شويم و از او مي خواهيم که جزاي احسان آنها در حقّ ما را خود، به ايشان عطا فرمايد.
دعا ي ما براي امام زمان عليه السّلام عرض نياز ما به درگاه خداست که در ازاي الطاف آن حضرت بر ما، همّ و غم را از وجود مبارکش دور گرداند و گرفتاري هاي ايشان را به نيکوترين وجهي رفع نمايد و دعاهايش را در حقّ خود و شيعيانش مستجاب فرمايد و قلب مقدّسش را با تعجيل در فرج ايشان شاد و مسرور گرداند. اين ها برخي از دعاهائي است که ما مي توانيم در حقّ امام زمانمان داشته باشيم. البتّه دعاهاي مأثور و متعدّدي در اين زمينه به ما رسيده است ولي هر کس با زبان خود هم مي تواند براي امام زمانش، دعا کند.

برپايي مجالس ذکر
مجالسي که براي ذکر فضايل امام عصر عليه السّلام يا زيارت ايشان يا دعا در حقّ ايشان و... برپا مي شود، مصداق ديگري براي شکر زباني نسبت به نعمت وجود ايشان مي باشد. نمونه ي بارز اين مجالس در ايّام نيمه ي شعبان، سال روز ميلاد تنها حجّت باقي مانده ي الهي بر روي زمين، ديده مي شود. هرگونه اجتماع افراد با برنامه ي بازگويي و مرور معارف والاي اهل بيت عليهم السّلام با هدف ياري آن حضرت در اين زمان سخت غربت و غيبت ايشان، مصداق ديگر از ذکر زباني است.

اثر ذکر زباني
التزام به ذکر امام زمان عليه السّلام علاوه بر فضايل بي شمار، اثر وضعي در فرد ذاکر دارد. التزام به ذکر نعمت امام عليه السّلام سبب محبّت بيشتر انسان به ايشان مي شود. اين محبّت سبب جلب عنايت حضرتش به انسان مي گردد و در نتيجه ي اين عنايت، انسان به معرفت بالاتري دست مي يابد. در حقيقت بين ذکر و معرفت و محبّت، ارتباط بسيار نزديکي بر قرار است. پايه و اساس اين پيوند الهي معرفت است. معرفت در شخص، ايجاد محبّت مي کند. محبّت انگيزه ي قوي براي ذکر مي شود و ذکر قلبي و زباني، محبّت شخص را به محبوبش افزون مي سازد. محبّت بيشتر، زمينه ساز اعطاي معرفت بيشتر از طرف خدا به شخص مي گردد. اين حقيقت را مي توان اين چنين نمايش داد:
معرفت : محببت: ذکر: محبّت: معرفت
پس ذکر محبوب با درجه اي از معرفت آغاز مي شود و به درجه ي بالاتري از معرفت منتهي مي گردد. اثر ديگر ذکر اين است که محب از شنيدن نام محبوب لذّت مي برد و همين شنيدن ها نيز محبّت و معرفت را فزوني مي بخشد. نمونه ي بارز اين اثر را مي توان در افراد سالخورده اي ديد که عمر خود را در مجالس مربوط به حضرت سيّدالشّهدا عليه السّلام گذرانده اند. اغلب اين افراد به محض شنيدن نام مقدّس امام حسين عليه السّلام منقلب شده، اشک از چشمانشان جاري مي شود. اين گريه تنها به مصيبت مربوط نمي شود، بلکه نشانه حبّ است.
گريه براي امام عصر عليه السّلام هم صرفاً به خاطر بيان و يادآوري مشکلات دوره ي غيبت آن حضرت و محروميّت انسان ها از آن سرچشمه ي جوشان برکات الهي نيست، بلکه اصولاً محبّت در دل اثر مي کند و اين اثرگذاري قلبي اگر شدّت پيدا کند، ناخودآگاه اشک از ديدگان شخص محبّ، جاري مي سازد.

تشکّر از خداوند
در بخش اوّل کتاب نقل کرديم که وقتي فرد شاکر هنگام نوشيدن آب سه مرتبه «الحمد اللّه» مي گويد، با اين عمل خود به قرب پروردگار نائل مي شود. حال که براي هر بار نوشيدن آب بهتر است سه بار شکر خدا را بگزاريم، روزي چند بار بايد براي نعمت وجود امام عصر عليه السّلام و معرفت ايشان خدا را شکر کنيم؟ ما قادر به اداي حقّ شکر زباني خداي تعالي نيستيم، ولي براساس آن چه از معصومين عليهم السّلام آموخته ايم، بايد به طور مکرّر، خداي بزرگ را بر اين نعمت با ذکر «الحمد اللّه» شکر گوييم و اين حدّاقل کاري است که مي توانيم در مقابل اين نعمت عظمي انجام دهيم.

سجده ي شکر
کسي که وجودش از محبّت امام زمان عليه السّلام پر شده و به عظمت اين نعمت پي برده باشد، به منظور قدرداني از آن نعمت والا، گونه و پيشاني بر خاک مي سايد و سجده ي شکر به جاي مي آورد.
کوتاهي از انجام سجده ي شکر بر نعمت وجود امام زمان عليه السّلام مي تواند نشانه ي کمبود محبّت و معرفت به ايشان باشد. حال مي توانيم وضع خود را بررسي کنيم که در روز چند بار خداي متعال را به خاطر اين نعمت بزرگ سپاس مي گوييم. اگر مي دانيم که نياز به محبّت و معرفت بيشتري داريم، بايد از خداي منّان و امام زمان عليه السّلام بخواهيم که بر معرفت ما بيفزايند و لياقت چشيدن درجات بالاتر شناخت و دوستي خود را به ما عطا فرمايند.

پي نوشتها:

1. سوره ي آل عمران، آيه ي 103.
2. روضه ي کافي: ص 183، ح 208.
3. سوره ي مائده، آيه ي 7.
4. تفسير نورالثّقلين: ج1، ص600، ح88.
5. احتجاج طبرسي: ج2 ص 316.
6. وسائل الشيعه: ج11 ص 568 ح9.
7. نه به معناي اين که هرکس هرچه از فضائل اهل بيت شنيده و مي داند بايد براي همگان بيان کند. بلکه ظرفيّت و تحمّل افراد و تناسب با توان پذيرش آنها در اين امر بسيار ضروري است. در مواردي نيز بايد براي رعايت تقيّه، سکوت پيشه کرد.
8. بحارالانوار: ج 38 ص199 ح7.
9. وسائل الشيعه: ج11 ص 539 ح2.
10. مرحوم آيه الله حاج سيد محمد تقي موسوي اصفهاني (1301-1348ه. ق)
11. بحارالانوار: ج74 ص7.
12. بحارالانوار: ج74 ص7.
13. وسائل الشيعه: ج11 ص 537 ح5.
منبع: کتاب آشناي غريب

پاسخ داده شده 17 مهر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (68,250 امتیاز)
0 امتیاز

مفهوم شکر چیست؟ آیا شکر ،یک فعل زبانی است یا یک باور قلبی است یا مجموعه ای از اعمال است؟
مشابه مفهوم ایه بالا که شکر را مانع عذاب میداند،در یک جای دیگر از قران هم یک مصداق برای افراد شکر گزار که از عذاب نجات یافتند،بیان شده است:
در ایات 33-35 سوره قمر،علت اینکه ال لوط که از عذاب بقیه قوم در امان ماندند،را شکرگزاری انان دانسته است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ بِالنُّذُرِ ﴿۳۳﴾ انصاریان: قوم لوط بیم دهندگان را تکذیب کردند.

إِنَّا أَرْسَلْنَا عَلَيْهِمْ حَاصِبًا إِلَّا آلَ لُوطٍ نَجَّيْنَاهُمْ بِسَحَرٍ ﴿۳۴﴾ انصاریان: ما بر آنان توفانی سخت که با خود ریگ و سنگ می آورد فرستادیم [در نتیجه همه را هلاک کرد]، مگر خاندان لوط را که سحرگاهان نجاتشان دادیم.

عْمَةً مِنْ عِنْدِنَا كَذَلِكَ نَجْزِي مَنْ شَكَرَ ﴿۳۵﴾ انصاریان: [این] نعمت و رحمتی از سوی ما بود، این گونه کسی را که سپاس گزار است، پاداش می دهیم.

داستان حضرت لوط و قومش در سوره های متعددی در قران ذکر شده است.فقط اهل خانه او(بجز همسرش) به او ایمان اورده و از کار زشت قوم لوط اجتناب و برائت می جستند.

خداوند این همراهی عملی با پیامبر و عمل به حکم الهی را نشانه شکرگزاری انها دانسته است.لذا شکر ،صرفا به زبان یا به باور نیست.

پاسخ داده شده 21 مهر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (68,250 امتیاز)
...