به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
5 نفر آنلاین
0 عضو و 5 مهمان در سایت حاضرند

4) گزيده اربعين حديث امام خميني(ره) درباره مفهوم «شُکر»

0 امتیاز
8 بازدید

گزيده اربعين حديث امام خميني(ره)

جلسه57 ( حديث 21 مبحث شكر

در محضر حديث بيست و يكم كتاب اربعين حديث حضرت امام(ره) هستيم به فصل « حقيقت شكر» رسيديم. امام (ره) ابتدا معناي شكر را ذكر كرده و سپس اصل و ريشه‌ي كلمه‌ي شكر را بيان مي‌كنند.

حضرت امام (ره) در بيان معناي شكر مي‌فرمايند : شكر يعني قدرداني از نعمت منعم . آثار اين قدر‌داني بايد هم در دل مشاهده شود يعني دل از ولي نعمت (خداي سبحان ) راضي و خشنود باشد ،‌ هم در زبان و زبان ثناگوي خداي سبحان باشد هم در اعضاء و جوارح ، و اعضاء‌ و جوارح در اطاعت و خدمت خداي سبحان باشد .

بعضي مي‌گويند :‌ كلمه [ شكر ] در اصل [ كَشْر ] به معني كشف بوده است و به اصطلاح صرفي مقلوب شده است مطابق اين تعبير شكر يعني نعمات منعم را كشف كردن يعني هر صاحب نعمتي از نعمت خود پرده‌برداري كند و آن را به ديگران نمايش بدهد . در مقابل اين وضعيت ، كفر است يعني پرده انداختن روي نعمات و فراموش كردن نعماتي كه از آنها بهره مند است .

دابّه [ حيوان ] شكور ، حيوان چاقي است كه با چاقي‌اش طعام ، نعمات و خدماتي كه صاحبش در حق او انجام داده ‌است را به نمايش مي‌گذارد .

«عينٌ شكري » يعني چشمه‌اي كه پر از آب است و به همين دليل آب از آن فوران مي‌كند .

بنابراين شكر يعني پرشدن از ذكر و ياد منعم . كه بر سه نوع است :‌

1) شكر قلب

2) شكر زبان

3) شكر اعضا

*شكر قلبي يعني بر اين باور و تصور باشيد كه خداي سبحان از كليه نعمات او را بهره‌مند كرده است .

*شكر زباني ، يعني دائم ثناگوي منعم باشيم و بابت نعماتي كه به من داده از او قدرداني كنم . ذكر «الْحَمْدُ لِلَّه‏» يك مصداق براي اين ثناگويي است .

*شكر زبان اين است كه با آن كلام ناروائي ادا نكنم .

*شكر چشم اين است كه با آن نگاه خلاف و معصيتي نداشته باشم .

*شكر دست اين است كه انفاق و خدمات رساني به ديگران داشته باشم و ...

مرحوم خواجه عبدالله انصاري در تعريف شكر مي‌گويد :‌ ( شكر اسمي است براي معرفت و شناخت نعمت و وسيله‌اي است براي معرفت منعم «خداي سبحان» وقتي نعماتي كه خداي سبحان به ما عطا كرده را بررسي مي‌كنيم پي مي‌بريم آن منعم كيست كه تمام آسمان ها و زمين ملك اوست و از اين ملك ما را هم بهره‌مند كرده است .

عبدالرزاق كاشاني كه شارح كتاب منازل السائرين خواجه عبدالله انصاري است در توضيح عبارت خواجه عبدالله مي‌گويد :‌ تصور نعمت از منعم و معرفت اينكه آن نعمت از اوست شكر است . (اين تصور كه مي‌دانيد تمام نعمات منحصراً از يك طريق به شما مي‌رسد و ديگران تنها اسبابي هستند كه خداي سبحان قرارداده است شكر نام دارد )

حضرت امام (ره) مي‌فرمايند :‌ تعاريفي كه مرحوم خواجه عبدالله انصاري يا مرحوم عبدالرزاق كاشاني بيان كردند بر مبناي مسامحه است و الا تعريف درست شكر اين است كه شكر حالتي دروني است كه در فرد ايجاد مي‌شود و باعث معرفت قلبي نسبت به منعم مي‌شود و پي مي‌برد كه تمام نعمات از ناحيه خداي سبحان است . ثمره اين معرفت سرور و خوشي دروني است كه فرد را به اظهار شكر زباني و اطاعت با اعضا و جوارح ترغيب مي‌كند .

محقق ديگري در تعريف شكر مي‌گويد :‌ شكر يعني در برابر هر نعمتي ،‌ فعل و قول و نيتي را قرار دهي .

*شكر سه ركن دارد :‌

1) شناخت منعم و شناخت اينكه چه صفاتي دارد :‌ اينكه بر همه چيز قادر و تواناست . به همه امور عليم و آگاه است . بربندگان رحيم و مهربان است و شناخت نعماتي كه از آن بهره‌مند است . اين معارف كامل نمي‌شود مگر اينكه انسان باور كند تمام نعمات ظاهري و باطني كه نصيبش شده از ناحيه خداي سبحان است و همه چيز تحت قدرت و سيطره او و مجري اوامر حضرت حق هستند .

2)حالتي كه ثمره اين معرفت است . اين حالت خضوع و تواضع و سروري است كه به واسطه بهره‌مندي از نعمت در دل فرد ايجاد مي‌شود . سرور بابت نعماتي كه منعم براي او فراهم كرده و عناياتي كه منعم به او مبذول مي‌دارد . در اين حالت فرد نه بابت هيچ امر دنيوي مغموم مي‌شود و نه خوشحال ،‌ بلكه تنها سرور و لذتش از هر امري است كه موجب تقرب او به خداي سبحان مي‌شود .

3) عملي كه ثمره آن سرور است زيرا اگر ، سرور در قلب ايجاد شود انسان در محضر حق بهتر انجام وظيفه مي‌كند و كمتر مرتكب قصور در بارگاه حق تعالي مي‌شود و تمام سعي و توجهش بر خدمت كردن در محضر مولاست . در اينجا چند عمل مطرح است :

1) عمل قلب

2) عمل زبان

3) عمل اعضا و جوارح

*عمل قلب يعني فرد قلباً قصد تعظيم ،‌ تحميد و تجميد خداي سبحان تفكر در مخلوقات خداوند ، احسان كردن بر بندگان او ... را داشته باشد .

*عمل زبان يعني فرد قصدي را كه در بالا عنوان شد بر زبان بياورد و زبان به حمد و ثناي حضرت حق باز كند او را تسبيح كند ، امر به معروف و نهي از منكر ، اصلاح ذات البين و ... داشته باشد .

*عمل اعضا و جوارح يعني اعضا و جوارح را از هرگونه مخالفت با مولي پرهيز بدهد و در اطاعت و عبادت خدي سبحان شركت بدهد و به آنها در انجام اطاعت و ترك معصيت كمك لازم را مبذول كند مثلاً چشم را در مطالعه قران و نگاه متفكرانه در مصنوعات خداي سبحان مصرف كند .

در فصل بعدي حضرت امام (ره) چگونگي شكر را بيان مي‌كنند و مي‌فرمايند شكر نعمتهاي ظاهري و باطني خداي سبحان يكي از وظايف لازم عبوديت و بندگي است كه هر كس در حد ممكن بايد به آن اقدام كند گر چه هيچ كس از عهده شكر حضرت حق بر نمي‌آيد .

ازدست و زبان كه بر آيد كز عهده شكرش به در آيد

غايت و نهايت شكر اين است كه بدانيم هيچگاه نمي‌توانيم حق شكر خداي سبحان را ادا كنيم و از قيام به شكر عاجزيم همانطور كه غايت بندگي اين است كه بگوييم حق بندگي را ادا نكرده‌ايم .

وجود مبارك پيامبراكرم (ص) كه حد اعلاي بندگي خداي سبحان است و هيچ يك از موجودات مثل ايشان قيام به شكر و بندگي حضرت حق نكرده‌اند مي‌فرمايند :‌ « مَا عَبَدْنَاكَ حَقَّ عِبَادَتِكَ وَ مَا عَرَفْنَاكَ حَقَّ مَعْرِفَتِك‏»«خدايا ، تو را چنانچه حق بندگي تو است ، بندگي نكردم ».

حضرت امام (ره) مي‌فرمايند :‌ كمال و نقص شكر وابسته به كمال ونقص معرفت منعم و نعم اوست . يعني اگر مي‌خواهيم بدانيم ميزان شكرمان در چه حد است بايد ببينيم خداي سبحان و نعمات او را تا چه حد شناخته‌ايم . گاهي اوقات حتي ما فراموش مي‌‌‌كنيم كه فلان نعمت را داريم نعماتي كه هيچگاه به چشم نعمت به آنها نمي‌نگريم و تصور مي‌كنيم طبق روال عادي بايد از آن بهره‌مند باشيم مثلاً‌ نعمت سلامتي ، نعمت داشتن دستي كه مي‌تواند حركت كند و نيازمان را بر طرف كند پايي كه مي‌تواند گام بردارد ، زباني كه مي‌تواند سخن بگويد ، گوشي كه مي‌تواند بشنود ، چشمي كه مي‌تواند ببيند و ... لذا متوجه مي‌شويم هيچگاه نمي‌توانيم حق شكر حضرت حق را ادا كنيم .

حضرت امام (ره) مي‌فرمايند :‌ علامت شكور شدن بنده اين است كه تمام مخلوقات را مرتبط باخداي سبحان مي‌داند .

سوال شده آبان 5, 1397 در شُکر توسط admin (مدیر کل سایت) (79,870 امتیاز)

لطفا وارد شده یا عضو شوید تا بتوانید سوال بپرسید

...