به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
5 نفر آنلاین
0 عضو و 5 مهمان در سایت حاضرند

5) گزيده اربعين حديث امام خميني(ره) درباره مفهوم «شُکر»

0 امتیاز
3 بازدید

گزيده اربعين حديث امام خميني(ره)

جلسه61 ( حديث 21 قسمت پاياني مبحث شكر

در خدمت حديث بيست و يكم اربعين حديث حضرت امام خميني (ره) هستيم به قسمت پاياني حديث «تتميم» رسيديم.

شبي عايشه به پيامبر (ص) مي‌گويد:‌ خداوند گناهان گذشته و آينده شما را بخشيده است چرا براي عبادت اين چنين خود را به زحمت مي‌اندازيد؟ حضرت فرمودند :‌ « اَفلا أَكُونُ عَبْداً شَكُوراً » « آيا بنده‌اي شكور نباشم»‌.

حضرت امام (ره) مي‌فرمايند:‌ « عايشه گمان مي‌كرد عبادت حضرت از روي ترس از عذاب خداي سبحان است و به همين جهت از شدت عبادت حضرت متعجب بود و مي‌گفت:‌ چقدر براي عبادت خود را به زحمت مي‌اندازيد و يا گمان مي‌كرد عبادت حضرت اعوذ بالله به دليل از بين بردن سيئات ايشان است حال آنكه حضرت نه به دليل محو سيئه عبادت مي‌كردند نه براي ترس از عذاب عايشه نمي‌دانست مقام عبادت و عبوديّت خداي سبحان چيست و نسبت به اين مقام جاهل بود. نمي‌دانست عبادت پيامبر (ص) مانند عبادت بردگان (‌ عبادتي از روي ترس ) و يا مانند عبادت تجار (‌ عبادتي براي دريافت اجر ) نيست عبادت حضرت عبادت احرار و آزادگان است يعني :

ما از تو نداريم به غير تو تمّنا حلوا به كسي ده كه محبت نچشيده

حضرت امام (ره)‌ مي‌فرمايند:‌ وجود مبارك پيامبر اكرم (ص) عظمت بي‌كران حضرت حق را مي‌ديد و شاكر اين نعمت بود كه خداي سبحان اذن ارتباط او را با خود عطا كرده است.

اولياي خُلَّص نيز عبادتشان با افراد عادي متفاوت است همان طور كه تجلّيات محبوب بي پايان است و حد و مرزي ندارد عبادت اولياي خُلصّ نيز بدون حد و پايان است. اينان با وجود آنكه هر لحظه جلوه‌ي حضرت حق را مشاهده مي‌كنند ولي آني و كمتر از آني از خداي سبحان غافل نمي‌شوند. با آنكه محو جمال و جلال خداي متعال هستند و فاني در صفات و ذات حق شده‌اند اما از هيچ يك از مراتب و مراحل عبوديت غفلت نمي‌كنند.

حركات بدني اينان تابع حركات عشقي و روحاني آنهاست همچنانکه وجود مبارك حضرت اميرالمؤمنين (ع)‌ شبانه هزار ركعت نماز به جا مي‌آورند زيرا عشق به محبوب سراپاي وجود مباركشان را فرا گرفته و مي‌خواهند در برابر معشوق اظهار ادب و لطف كنند و با آنكه معشوق بي‌نياز مطلق است اما خود را نيازمند عرض نياز به درگاه معشوق مي‌دانند.

حضرت امام (ره) در رابطه با سؤال عايشه از وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) و پاسخ كوتاه ايشان مي‌فرمايند: « با مثل عايشه‌اي جز جواب اقناعي نتوان گفت» يعني حضرت در پاسخ تنها به او فرمودند: « آيا بنده شاكر خداي سبحان نباشم؟‌ و به همين پاسخ اكتفا كردند چون چنين فردي با دنياي محّب و محبوبي و عشق به خداي سبحان فرسنگها فاصله دارد و نسبت به اين حريم بيگانه است به همين جهت حضرت به او پاسخي دادند كه او را قانع كند و دست از سؤال و اعتراض بردارد.

بر اساس رواياتي كه از حضرات معصومين (ع) در دست داريم موارد ديگري نيز موجود است كه جواب ايشان در حد فهم و درك شنونده است به همين جهت حضرت علي (ع) وقتي با كميل صحبت مي‌كنند افق جواب را تا حدي بالا مي‌برند كه هر كسي متوجه فرمايش حضرت نمي‌شود.

حضرت امام (ره) روايتي از امام باقر و امام صادق عليهما السلام نقل مي‌كنند كه فرمودند:1- «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا صَلَّى قَامَ عَلَى أَصَابِعِ رِجْلَيْهِ حَتَّى تَوَرَّمَتْ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى طه وَ هِيَ بِلُغَةِ طَيٍّ يَا مُحَمَّدُ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏»[1]

« هنگاميكه پيامبر (ص) به نماز قيام مي‌كردند آنقدر روي انگشتهاي پاي مباركشان مي‌ايستادند كه پاي حضرت متّورم مي‌شد سپس آيه نازل شد « طه، ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى » ، اي طاهر و هادي عالم ، ما قران را بر تو نازل نكرديم تا به زحمت بيفتي. «طه» به لغت «طيّ» يعني اي محمد.

امام صادق (ع) در بيان معني «طه» مي‌فرمايند: 2- طه اسمي از اسامي پيغمبر (ص) است. يعني : اي جوينده حق و اي هدايت كننده به حق.

ابن عباس مي‌گويد: «طه» يعني اي مرد.

بعضي مي‌گويند: در كلمه طه «ط» اشاره به طهارت قلب پيامبر (ص) دارد و «ه» اشاره به هدايت شدن قلب حضرت به سوي خداي سبحان.

همچنين مي‌گويند: «ط» اشاره به طرب و خوشي اهل بهشت دارد و «ه» اشاره به هوان و خواري اهل جهنم. بنابراين طه يعني اي پيامبر، اي وجودي كه موجب طرب اهل بهشت هستي. اگر تو نبودي ، خوشي نيز نبود و هر كس با تو آشنا نيست در جهنم هوان و خواري به سر مي‌برد.

بعضي «طه» را «طَهْ» قرائت كرده‌اند لذا معناي اين كلمه چنين مي‌شود « طَأِ الْأَرْضَ بِقَدَمَيْك‏ جميعاً » با دو قدمت برزمين پا بگذار.

حضرت امام (ره) مي‌فرمايند: طه از جمله حروف مقطعه است كه در رابطه با آن اختلاف بسياري وجود دارد و آنچه معتبرتر به نظر مي‌رسد آن است كه اين كلمه، سري است ميان حبيب و محبوب و كسي علم به آن ندارد و آنچه كه بعضي مفسرين مطابق حدس و گمان خود ذكر كرده‌اند تنها حدس و گماني بيش نيست.

ممكن است اين سؤال پيش بيايد كه اگر قرآن براي عموم مردم نازل شده است پس چرا خداي سبحان در اين ميان از اسراري استفاده كرده كه اختصاص به صاحب سر دارد و دست عموم از درك و فهم آن قاصر و كوتاه است؟

حضرت امام (ره) در پاسخ مي‌فرمايند: همان طور كه در قرآن آيات متشابه وجود دارد و تنها راسخين در علم تأويل آن را مي‌دانند اگر چه تعداد اين آيات بسيار اندك است بنابراين امكان دارد در قرآن آياتي باشد كه فهم آن اختصاص به اهل فن داشته باشد يعني حضرات معصومين ، اولياء، ...

امام صادق (ع) فرمود : « رسول خدا (ص) گمان مي‌كرد هر قدر نوع عبادتشان سخت‌تر باشد امت بيشتر مورد بخشايش قرار مي‌گيردند. به همين جهت در عبادت يكي از پاهاي مباركش را بلند مي‌فرمود تا زحمت و سختي‌اش بيشتر شود. سپس خداي متعال اين آيه شريفه را نازل كرد: « طه ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لِتَشْقى‏ »[2] ‏

برخي مفسرين گفته‌اند: اين آيه زماني نازل شد كه مشركين گفتند: چون پيامبر‌(ص) دين ما را ترك كرد و به دين ما نيست چنين اذيت مي‌شود آيه نازل شد كه دين تو، دين راحتي است نه سختي.

در اين رابطه آيت الله شاه آبادي (ره) مي‌فرمايند:‌ پيغمبر مدتي مردم را دعوت كرد و آن طور كه ايشان احتمال مي‌دادند مردم گرايش به دين پيدا نكردند. پيامبر(ص) تصور كردند مشكل از شخص ايشان است و چون دعوتشان آن طور كه بايد كامل نبوده است افراد گرايش چنداني به دين ندارند. لذا به مدت ده سال رياضت كشيدند به حدي كه قدوم مباركشان ورم كرد تا نقصي كه به ظن خودشان در دعوتشان بود مرتفع شود. آيه نازل شد خود را مشقّت مده تو طاهر و هادي هستي و نقصي در تو و دعوتت وجود ندارد بلكه نقص در مردم است « إِنَّكَ لا تَهْدي مَنْ أَحْبَبْت‏ » تو نمي‌تواني هر كس را بخواهي هدايت كن.

در پايان حضرت امام (ره) نظر خود را مطرح مي‌كنند و مي‌فرمايند:‌ پيامبر (ص) در عبادت بسيار به خود سختي دادند اين سختي بايد سر مشقي براي تمام امت باشد بالاخص اهل علم زيرا پيامبر (ص) با آنكه طهارت قلبي و كمالي داشتند اما خود را به زحمت مي‌انداختند تا شايد با سختي كشيدن ايشان از ديگران رفع مانع شود. بنابراين هر اهل علمي بايد بيش از عموم مردم عبادت كند تا مانع براي ديگران برداشته شود اما ما با اين همه بار گناه و خطا هيچگاه به فكر مرجع و معاد خود نيستيم گويي براي‌مان برات آزادي از جهنم و امنيت از عذاب نازل شده است و اين تنها به دليل حب دنيا است كه در گوشهاي‌‌مان پنبه كرده تا كلمات اولياء‌ و انبياء‌ را گوش ندهيم.

[1] چهل حديث [اربعين حديت امام (ره)‌] صفحه 350

[2] سوره مباركه طه آيه 2

سوال شده 5 آبان 1397 در شُکر توسط admin (مدیر کل سایت) (65,640 امتیاز)

لطفا وارد شده یا عضو شوید تا بتوانید سوال بپرسید

...