به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
2 نفر آنلاین
0 عضو و 2 مهمان در سایت حاضرند

مطالبی جامع از کتب مختلف درباره فعل «مضارع» را ارائه نمایید

0 امتیاز
6 بازدید

 مطالبی جامع از کتب مختلف درباره فعل «مضارع» را ارائه نمایید

سوال شده 15 آذر 1397 در فصل 18 توسط admin (مدیر کل سایت) (70,700 امتیاز)

3 پاسخ

0 امتیاز

 

فصل 18 حالات فعل مضارع
فعل مضارع داراي پنج جهت و خاصيت است که عبارتند از:
1- مي‏تواند در زمان حال يا آينده استعمال شود.
2 - مثبت است يعني دلالت بر واقع شدن مي‏کند نه واقع نشدن.
3 - مرفوع است.
4 - معناي آن خبري است و از تحقق چيزي خبر مي‏دهد.
معني را بطور ساده و بدون تاکيد بيان مي‏کند؛ گاهي به اول يا آخر فعل مضارع چيزي اضافه مي‏شود که موجب از بين رفتن بعضي از خواص فوق مي‏گردد. اين چيزها به ترتيب تاثير در جهات مذکور عبارتند از:
1 - حروف تعيين
2 - حروف نفي
3 - حروف جزم و حروف نصب
4 - حروف استفهام
5 - حروف تاکيد
بنابراين هر دسته از اين حروف حالت خاصي به فعل مضارع مي‏دهند که آن را در معيت با حروف تعيين فعل حال يا مستقبل و با حروف نفي مضارع منفي و با حروف جزم مضارع مجزوم و با حروف نصب مضارع منصوب و با حروف استفهام مضارع استفهامي و با حروف تاکيد مضارع مؤکد مي‏نامند. اينک هر کدام را در بحثي توضيح مي‏دهيم.
بحث 1
فعل حال و مستقبل هر گاه در اول فعل مضارع لام مفتوحه درآيد مختص به زمان حال مي‏شود مانند ليذهب دارد مي‏رود و اگر اول آن سين مفتوحه يا سوف درآيد به زمان مستقبل اختصاص مي‏يابد مانند سيذهب يا سوف يذهب خواهد رفت سين در آينده نزديک و سوف در آينده دور به کار مي‏رود به اين حروف از اين جهت که زمان مضارع را معين مي‏کنند حروف تعيين مي‏توان گفت به سين و سوف حروف تنفيس نيز گفته مي‏شود
تنفيس به معني وسعت دادن است لام مفتوحه اقسام ديگري نيز دارد که در نحو از آن بحث مي‏شود
بحث-2 مضارع نفي
مضارع منفي حروف نفي عبارتند از ما و لا که بر سر مضارع درآمده معني آن را منفي مي‏کنند يضرب يعني مي‏زند ما يضرب يا لا يضرب يعني نمي‏زند حروف نفي به مضارع اختصاص ندارند و بر سر فعل ماضي نيز درآمده معني آن را منفي مي‏کنند

*******************
پرسش و تمرين
‏1 - جهات پنجگانه فعل مضارع از چه و چگونه استفاده مي‏شود.
2 -ده فعل مضارع را با حروف تعيين بکار برده معني نماييد.
3 -يعلم يعد يقول يهدي يقي يروي را با ما و لا صرف نموده صيغه‏هاي اول هر کدام را معني نماييد.
4 -شش صيغه اول افعال زير را با ما و لا صرف نموده صيغه اول هر کدام را معني نماييد در منفي کردن به لا به تکرار لا و انضمام فعل ديگر توجه داشته باشيد اکل جاء راي وفي حوي.
5 -هر کدام از حروف تعيين و حروف نفي کدام جهت را از فعل مضارع مي‏گيرند.

بحث-3 مضارع مجزوم
‏ حروف جزم فعل مضارع عبارتند از: لم ، لما ، لام امر ، لاء نهي و اداة شرط که بر سر فعل مضارع درآمده آنرا مجزوم مي‏کنند. مجزوم شدن فعل مضارع به اين است که علامت رفع از آخر آن ساقط شود. بنابراين در پنج صيغه 13، 7، 4، 1 و 14 ضمه لام الفعل و در تثنيه‏ها و جمع‏هاي مذکر و مفرد مؤنث مخاطب نون عوض رفعي مي‏افتد. در ناقص مجزوم از پنج صيغه 13، 7، 4، 1 و 14 خود لام الفعل مي‏افتد و در اجوف مجزوم عين الفعل اين پنج صيغه بالتقاء ساکنين حذف مي‏شود و حکم مضارع مجزوم مضاعف، حکم امر مضاعف است مراجعه نماييد.
مي‏گوييم:
لم يضرب لم يضربا لم يضربوا لم تضرب لم تضربا لم يضربن...
لم يقل لم يقولا لم يقولوا لم تقل لم تقولا لم يقلن...
لم يدع لم يدعوا لم يدعوا لم تدع لم تدعوا لم يدعون...
لم يمدد لم يمد لم يمد لم يمد لم يمدا...
لم يضلل لم يضل لم يضل لم يضلا...
و همينطور ساير حروف جزم و مجهول فعل مضارع مانند معلوم آن است. حروف فوق علاوه بر جزم که اثر لفظي است در معناي فعل مضارع نيز اثر مي‏گذارند و اثر معنوي آنها از اين قرار است:
لم و لما معني مضارع را به ماضي تبديل کرده آنرا منفي مي‏کنند. مثلا: لم يضرب يعني نزد و لما يضرب يعني هنوز نزده است؛ مضارع منفي به لم و لما را فعل جحد نيز مي‏گويند .
لام امر معني خبري فعل مضارع را به انشائي که در اينجا طلب انجام است تبديل مي‏کند. ليضرب يعني بزند مضارع مدخول لام امر را فعل امر مي‏گويند .
لاء نهي نيز معني خبري فعل مضارع را به انشائي که در اينجا بازداشتن از انجام فعل است تبديل مي‏کند لا يضرب يعني نزند فعل مضارع مدخول لاء نهي را فعل نهي مي‏گويند .
اداه شرط بر دو قسم است بعضي فعل مضارع را مختص به آينده و بعضي ديگر معناي آنرا ماضي مي‏کند. نوع اول مانند: ان
و نوع دوم مانند: لو
مي‏گوييم: ان تضرب اضرب (اگر بزني مي‏زنم) و لو تضرب اضرب (اگر زده بودي مي‏زدم)
حروف جزم مختص به فعل مضارع‏اند باستثناء ادات شرط که بر ماضي نيز داخل مي‏شود و آنرا محلا مجزوم مي‏کند تنبيه ادوات شرط منحصر به حروف نيستند بلکه اسماء چندي بنام اسماء شرط داريم که آنها نيز بر سر فعل درآمده آنرا مجزوم مي‏کنند مجموع حروف جزم و ادوات شرط را عوامل جزم نيز ناميده‏اند.
*******************
پرسش و تمرين
‏1 - حروف جزم چند اثر بر فعل مضارع دارند بيان کنيد.
2 -تغيير لفظي مضارع مجزوم را توضيح دهيد.
3 -افعال زير را با لم صرف کنيد يامن يسير يدعو يفر.
4 -افعال زير را با لما صرف کنيد يخرج يجوز يعصي يعفو.
5 -جملات زير را معني کنيد لم اسال لم اومر لم تکتبن لم تکتبوا لم يقرءا لم تدخلي لم نوخذ لم نعد لما نوعد لم يصبر لما تخرج لما نخرج.
6 -در آيه 14 سوره حجرات تامل نماييد و آنچه فهميديد بنويسيد.
7 -آثار لام امر در فعل مضارع را توضيح دهيد.
8 -معلوم و مجهول افعال زير را با لام امر صرف کنيد يحمد يسر يعد يدل يعود اليه يدعو.
9 -آيا بين امر به لام و امر به صيغه در معناي امري فرقي هست.
10 -فرق بين اثر لام امر و لاء نهي در فعل مضارع را بيان کنيد.
11 -افعال زير را با لاء نهي صرف کنيد يکذب يضل يهن يقل يغيب يدعو عليه.
12 -براي جملات زير صيغه مناسب قرار دهيد شما مردها نزنيد آن دو زن نيايند آن مردها نروند ما نخواهيم من نبايد بخورم تو مرد نبايد گوش کني تو زن نگو من نبايد حرف بزنم شما زنها نبايد راه برويد.
13 -اثر ادات شرط را در فعل مضارع بيان کنيد.
14 -پنج جمله با ان و پنج جمله با لو آورده معني کنيد.
15 -فرق ادات شرط با ساير حروف جزم چيست‏

 

کتاب صرف ساده

پاسخ داده شده 15 آذر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (70,700 امتیاز)
ویرایش شده 15 آذر 1397 توسط admin
0 امتیاز

دانستي كه در اين صيغه ها ضرْب اصل و ماده همه آنها است و در هر صيغه اي چيزي زياد شده ، تا از اصل واحد كلمات بسياري و در نتيجه معاني مختلفي حاصل گردد وبسياري از آن زياد شده هاي بر اصل به نام ضمير است و ضمير از اقسام اسم است و شرحش در مبحث اسماء خواهد آمد و ضمير هايي كه در اينجا گفته مي شود به نام ضمير فاعل است ، اينك بيان هر يك از آن زياد شده ها :
1- ضرب - حروف زياده ندارد، فقط سه حرف اصلي مفتوح شده است،ولي ضمير مفرد مذكر غائب كه هو باشد در آن مستتر است، يعني اين فعل از جهت معني داراي آن ضمير است ولي در صورتي ك اسمي از فاعلش در پيش مذكور باشد و در اصطلاح آن ضمير را فاعل گويند، نه آن اسمي كه پيش از فعل مذكور است مانند :
زيد ضرب : زيد زد در اين صورت مي گوييم : زيد مبتدا است و ضرب خبر مبتدا است و در ضرب ضمير هو مستتر است كه راجع به زيد و فاعل فعل است و اگر گفته شود : ضرب زيد : زيد زد در اين صورت مي گوييم : ضرب فعل و زيد فاعل آن است و در ضرب ضميري نيست و جهت اين اصطلاحات در علم نحو روشن مي گردد.
2- ضربا - الف علامت تثنيه . ضمير فاعل است ، يعني الف در اين صيغه فاعل است مانند هو در آن صيغه و در اصطلاح آن را ضمير مستتر يعني پنهان و اين را ضمير بارز يعني آشكار گويند، مانند : زيدان ضربا : دو مرد به نام زيد زدند الف در ضربا راجع به زيدان و فاعل فعل است و اگر پيش از فعل نامي از فاعل نباشد گفته مي شود: ضرب زيدان ، در اين صورت مي گوييم: ضرب فعل و زيدان فاعل است و نيازي به ضمير نيست.
3-ضربوا -واو علامت جمع مذكر و ضمير فاعل است مانند: زيدون ضربوا و ضرب زيدون و آنچه در صيغه تثنيه گفته شد در اينجا نيز گفته مي شود و در اين صيغه فتحه باء به مناسبت واو به ضمه تبديل شده است و در كتابت قاعده آن است كه پس از واو جمع الفي نويسند تا با واو غير جمع اشتباه نشود ولي خوانده نمي شود.
4-ضربتْ -تاء ساكن در اين صيغه علامت تأنيث است ، يعني دلالت مي كند كه فاعل مؤنث است و ضمير مفرد مؤنث غائب كه هي باشد در آن مستتر است آنگونه كه هو در ضرب مستتر است .
5- ضربتا - تاء علامت تأنيث فاعل و الف علامت تثنيه و ضمير فاعل است.
6- ضربن - نون مفتوح علامت جمع مؤنث و ضمير فاعل است ، مانند واو كه علامت جمع مذكر است و اگر فاعل جماعتي از مردان و زنان باشند صيغه ضربوا آورده مي شود و باء در اين صيغه تا صيغه چهاردهم براي سهولت تلفظ ساكن شده .
7- ضربتَ - تاء مفتوح علامت مفرد مذكر حاضر و ضمير فاعل است.
8-ضربتما -تما علامت تثنيه مذكر حاضر و ضمير فاعل است.
9-ضربتم -تم علامت جمع مذكر حاضر و ضمير فاعل است.
10-ضربتِ -تاء مكسور علامت مفرد مؤنث حاضر و ضمير فاعل است.
11-ضربتما -تما در اين صيغه مانند صيغه هشتم ضمير فاعل است و هنگام تكلم از قرائن دانسته مي شود فاعل مرد است يا زن.
12-ضربتن -تن علامت جمع مؤنث حاضرو ضمير فاعل است .
13-ضربتُ -تاءمضموم علامت متكلم وحده و ضمير فاعل است.
14-ضربنا -نا علامت متكلم مع الغير و ضمير فاعل است .
اين چهارده صيغه ماضي اما چهارده صيغه مضارع :
1-يضرب -ياء حرف مضلرع و ضمه اي كه بر حرف آخر كلمه است در اصطلاح علامت رفع گويند و رفع يكي از اقسام اعراب است و معني اعراب و اقسام آن در علم نحو بيان مي شود و چنانچه در ضرب گفته شد در يضرب ضمير هو نيز مستتر است.
2-يضربان -ياء حرف مضارع ، الف علامت تثنيه و ضمير فاعل است ، نون مكسور علامت رفع است و ضمه باء به مناسبت الف به فتحه تبديل مي شده.
3-يضربون -ياء حرف مضارع ، واو علامت جمع مذكر و ضمير فاعل است و نون مفتوح علامت رفع است.
4-تضرب -تاء حرف مضارع . ضمه آخر كلمه علامت رفع است و در اين صيغه مانند ضربت ضمير هي مستتر است.
5-تضربان -تاء حرف مضارع ، الف علامت تثنيه و ضمير فاعل و نون مكسور علامت رفع است.
6-يضربن -ياء حرف مضارع ، نون مفتوح در اين صيغه علامت جمع مؤنث و ضمير فاعل است و ضمه باء براي سهولت تلفظ به سكون تبديل شده.
7-تضرب - تاء حرف مضارع ، ضمه علامت رفع و در اين صيغه ضمير انت مستتر است به استتار واجب تا فاعلش بوده باشد ، يعني هيچ گاه اين صيغه از ضمير انت خالي نمي شود چنانچه در معني آن مي گويي : زدي تو ، بر خلاف ضرب و ضربتْ و يضرب و تضرب كه استتار ضمير در آنها جائز است ، يعني اگر اسمي از فاعل پيش از فعل مذكور باشد ، پس ضميري در آنها است كه به آن اسم راجع مي شود ، ولي اگر مذكور نباشد و فاعل پس از فعل واقع شود ضميري در آنها نيست ، چنانچه در ضرب بيان شد.
8-تضربان -تاء حرف مضارع ، الف علامت تثنيه و ضمير فاعل و نون مكسور علامت رفع است.
9-تضربون -تاء حرف مضارع ، واوا علامت جمع مذكر و ضمير فاعل و نون مفتوح علامت رفع است.
10-تضربين -تاء حرف مضارع و ياء علامت مفرد مؤنث حاضر و ضمير فاعل و نون مفتوح علامت رفع است.

11-تضربان -تاء حرف مضارع و الف علامت تثنيه و ضمير فاعل و نون مكسور علامت رفع است .
12-تضربن -تاء حرف مضارع ،و نون مفتوح علامت جمع مؤنث و ضمير فاعل است.
13-اضرب -همزه حرف مضارع ،ضمه علامت رفع و در اين صيغه ضمير انا مستتر است به استتار واجب مانند انت كه در تضرب صيغه هفتم مستتر است.
14-نضرب -نون حرف مضارع ، ضمه علامت رفع و در اين صيغه ضمير نحن مستتر است به استتار واجب و معني استتار آن است كه فعل از جهت معني داراي آن ضمير است.
و اجمال كلام در زيادات ماضي آنكه در اواخر دوازده صيغه ضمائر بارز متصل شده و در دو صيغه ضرب و ضربتْ ضمير مستتر است و تاء كه علامت تأنيث است ملحق شده.
و در چهارده صيغه مضارع غير از ضميرها در اول آنها حرف مضارع زياد شده در صيغه اول و دوم و سوم و ششم ياء ، در صيغه سيزدهم همزه ، در صيغه چهاردهم نون ، در هشت صيغه ديگر تاء و در آخر دوازده صيغه علامت رفع زياد شده ، در صيغه اول و چهارم و هفتم و سيزدهم و چهاردهم ضمه ، در صيغه دوم و پنجم و هشتم و يازدهم نون مكسور و در صيغه سوم و نهم و دهم نون مفتوح و در دو صيغه جمع مؤنث غائب و حاضر يضربن و تضربن علامت رفع نيست.
و اما چهارده صيغه امر ، چنانچه مذكور شد همان چهارده صيغه مضارع است ، ولي در اول شش صيغه غائب و دو صيغه متكلم لام مكسور كه به نام لام امر است پيش از حرف مضارع زياد شده و در اول شش صيغه حاضر حرف مضارع حذف و همزه اي به جايش آورده شده و از آخر دوازده صيغه علامت هاي رفع حذف شده و در آخر دو صيغه يضربن و تضربن تغييري نشده است و در صورت صيغخ هاي امر گذشت و در تقسيم پنجم به تفصيل بيان خواهد شد.
اين مثال ها كه تا به حال آورده ايم از ماده ضرب بود و ماده و مصدري كه فعل بناء شود، همين سه قسم و همين چهارد صيغه است و مثال هايي كه در مطلب آينده مي آوريم از ماده نصر : ياري كردن مي باشد، ماضي آن نصر و مضارعش ينصر مي باشد.

 

علوم العربیه

پاسخ داده شده 15 آذر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (70,700 امتیاز)
0 امتیاز

لا يضرب يعنى نمى زند او يك مرد غايب در زمان آينده صيغه واحد مذكر غايب است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا يضرب در اصل يضرب بود مفرد مذكر غايب بود از فعل مضارع خواستيم مفرد مذكر غايب بنا كنيم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا يضرب شد .
لا يضربان يعنى نمى زنند ايشان دو مردان غايب در زمان آينده صيغه تثنيه مذكر غايب است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا يضربان در اصل يضربان بود تثنيه مذكر غايب بود از فعل مضارع خواستيم تثنيه مذكر غايب بنا نماييم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا يضربان شد .
لا يضربون يعنى نمى زنند ايشان گروه مردان غايب در زمان آينده صيغه جمع مذكر غايب است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا يضربون در اصل يضربون بود جمع مذكر غايب بود از فعل مضارع خواستيم كه جمع مذكر غايب بنا كنيم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا يضربون شد .
و آن سه كه مؤنث را بود لا تضرب لا تضربان لا يضربن لا تضرب يعنى نمى زند او يك زن غايبه در زمان آينده صيغه مفرده مؤنث غايبه است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضرب در اصل تضرب بود مفرده مؤنث غايبه بود از فعل مضارع خواستيم مفرده مؤنث غايبه بنا نماييم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضرب شد .
لا تضربان يعنى نمى زنند ايشان دو زنان غايبه در زمان آينده صيغه تثنيه مؤنث غايبه است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضربان در اصل تضربان بود تثنيه مؤنث غايبه بود از فعل مضارع خواستيم تثنيه مؤنث غايبه بنا نماييم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضربان شد .

لا يضربن يعنى نمى زنند ايشان گروه زنان غايبه در زمان آينده صيغه جمع مؤنث غايبه است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا يضربن در اصل يضربن بود جمع مؤنث غايبه بود از فعل مضارع خواستيم جمع مؤنث مغايبه بنا نماييم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد
لا يضربن شد .
و آن شش كه مخاطب را بود سه مذكر را بود و سه مؤنث را آن سه كه مذكر را بود لا تضرب لا تضربان لا تضربون لا تضرب يعنى نمى زنى تو يك مرد حاضر در زمان آينده صيغه مفرد مذكر حاضر است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضرب در اصل تضرب بود مفرد مذكر حاضر بود از فعل مضارع خواستيم مفرد مذكر حاضر بنا كنيم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضرب شد .
لا تضربان يعنى نمى زنيد شما دو مردان حاضر در زمان آينده صيغه تثنيه مذكر مخاطب است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضربان اصلش تضربان بود تثنيه مذكر حاضر بود از فعل مضارع خواستيم تثنيه مذكر مخاطب بنا كنيم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضربان شد
ا تضربون يعنى نمى زنيد شما گروه مردان حاضر در زمان آينده صيغه جمع مذكر حاضر است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضربون اصلش تضربون بود جمع مذكر مخاطب بود از فعل مضارع خواستيم جمع مذكر مخاطب بنا نماييم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضربون شد .
و آن سه كه مؤنث را بود لا تضربين لا تضربان لا تضربن .
لا تضربين يعنى نمى زنى تو يك زن حاضره در زمان آينده صيغه واحده مؤنث
حاضره است از فعل نفى صحيح و مجرد و معلوم لا تضربين در اصل تضربين بود واحده مؤنث حاضره بود از فعل مضارع خواستيم كه واحده مؤنث حاضره بنا كنيم از فعل نفى لاء نافيه بر سرش درآورديم مضارع مثبت را منفى كرد لا تضربين شد .

 

کتاب شرح الامثله

پاسخ داده شده 15 آذر 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (70,700 امتیاز)
...