به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
6 نفر آنلاین
0 عضو و 6 مهمان در سایت حاضرند

1- اراده الهى به چه معنى از صفات ذاتيّه، و به چه معنى از صفات فعليّه شمرده مى‌شود؟

0 امتیاز
12 بازدید

1- اراده الهى به چه معنى از صفات ذاتيّه، و به چه معنى از صفات فعليّه شمرده مى‌شود؟

سوال شده 1 اسفند 1397 در درس 11 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)

1 پاسخ

0 امتیاز

مقدّمه

يكى از مسائل جنجالىِ علم كلام، مسأله اراده الهى است كه از جهاتِ متعددى مورد بحث و اختلاف، واقع شده است مانند اينكه: آيا اراده از صفات ذاتى است يا از صفات فعلى؟ و آيا قديم است يا حادث؟ و آيا واحد است يا متعدد؟ و...

و اين همه، علاوه بر مباحثى است كه در فلسفه، پيرامون مطلق اراده و به ويژه اراده الهى، مطرح شده است.

بديهى است بحث گسترده پيرامون اين موضوع، متناسب با اين كتاب نيست. از اينروى، نخست توضيحى درباره مفهوم اراده مى‌دهيم و آنگاه به بيان فشرده‌اى پيرامون اراده الهى مى‌پردازيم.

اراده

واژه «اراده» در محاورات عرفى، دست كم به دو معنى استعمال مى‌شود: يكى دوست داشتن، و ديگرى تصميم گرفتن بر انجام كار.

معناى اول از نظر مورد، خيلى وسيعتر است و شامل دوست داشتنِ اشياء خارجى  و افعال خود شخص و افعال ديگران نيز مى‌شود. بخلاف معناى دوم كه تنها در مورد افعال خود  شخص بكار مى‌رود.


1. مانند اين آيه شريفه «تُرِيدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللّهُ يُرِيدُ الْآخِرَةَ» سوره انفال، آيه 87.

اراده بمعناى اول (= محبت) هر چند در مورد انسان، از قبيل اعراض و كيفيّات نفسانى است اما عقل مى‌تواند با تجريد جهات نقص، مفهوم عامّى را بدست بياورد كه قابل اطلاق بر موجودات جوهرى و حتى بر خداى متعال باشد چنانكه در مورد علم نيز همين كار انجام مى‌دهد و از اينروى مى‌توان «حبّ» را كه قابل اطلاق بر محبت الهى نسبت به ذات خودش هم مى‌باشد يكى از صفات ذاتيّه به شمار آورد. پس اگر منظور از اراده الهى، حبّ كمال باشد كه در مرتبه اول به كمال نامتناهى الهى، تعلق مى‌گيرد و در مراتب بعدى به كمالات ساير موجودات از آن جهت كه آثارى از كمال او هستند مى‌توان آن را از صفات ذاتيّه، قديم و واحد و عين ذات مقدس الهى دانست.

و اما اراده به معناى تصميم گرفتن بر انجام كارى، بدون شك از صفات فعليّه مى‌باشد كه به لحاظ تعلق به امر حادث، مقيد به قيود زمانى مى‌گردد چنانكه در استعمالات قرآنى ملاحظه مى‌شود مانند «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»1.

ولى بايد توجه داشت كه اتّصاف خداى متعال به صفات فعليّه، به اين معنى نيست كه تغييرى در ذات الهى حاصل شود يا عرَضى در آن، پديد آيد بلكه بدين معنى است كه اضافه و نسبتى بين ذات الهى و مخلوقاتش از ديدگاه خاص و در شرايط معينى لحاظ مى‌شود و مفهوم اضافى ويژه‌اى به عنوان يكى از صفات فعليّه، انتزاع مى‌گردد.

در مورد اراده، اين رابطه در نظر گرفته مى‌شود كه هر مخلوقى از آن جهت كه داراى كمال و خير و مصلحتى بوده آفريده شده است پس وجود آن در زمان و مكان خاص و يا كيفيت مخصوص، متعلق علم و محبت الهى قرار گرفته و به خواست خودش آن را آفريده است نه اينكه كسى او را مجبور كرده باشد. ملاحظه اين رابطه، موجب انتزاع مفهومى اضافى بنام «اراده» مى‌گردد كه از نظر تعلق به شىء محدود و مقيد، داراى حدود و قيودى خواهد بود، و همين مفهوم اضافى است كه متّصف به حدوث و كثرت مى‌شود زيرا اضافه، تابع طرفين است و حدوث و كثرتِ يكى از طرفين، كافى است كه اين اوصاف به اضافه هم سرايت كند.


1. سوره يس، آيه 82.

﴿ صفحه 91﴾

 

پاسخ داده شده 1 اسفند 1397 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...