به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
7 نفر آنلاین
0 عضو و 7 مهمان در سایت حاضرند

بعضی از مقالات شکر گزاری را ارائه نمایید

0 امتیاز
6 بازدید

بعضی از مقالات شکر گزاری را ارائه نمایید

سوال شده 26 اردیبهشت 1398 در شُکر توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)

16 پاسخ

0 امتیاز

شکر گزاری  (1)
شکر به معنای یادآوری و شناخت نعمت­های خداوند متعال و اظهار آن است. انسان همواره باید شاکر نعمت­های مولای خود باشد؛ چرا که به فرمودۀ قرآن کریم شاکرین در دام شیطان قرار نمی­گیرند و به تعبیر قرآن خداوند به ما حیات داده است تا شکرگزار باشیم. بهترین راه برای شکرگزاری، علاوه بر شکر زبانی این است که نعم الهی را در راه اطاعت او مصرف کنیم که علمای اخلاق از آن به شکر عملی تعبیر می کنند. بهترین نمونۀ شکر عملی نیز نماز خواندن، روزه گرفتن و خدمت به مردم است. انسان­های ناسپاس افراد پستی هستند و سزاوارند که نعمت از آنان سلب شود و طبق آیات قرآن کریم جایگاه آنان دوزخ است؛ چرا که چنین افرادی با ناسپاسی­های خود در برابر دیگران، ریشۀ نیکی و احسان را در جامعه می­خشکانند. بهترین راه برای شکرگزار بودن این است که علاوه بر تقویت ایمان و توجه به ربوبیت و معاد، شناخت و معرفت خودمان را نسبت به نعمت و نعمت­دهنده زیاد کنیم؛ چرا که عدم شناخت و معرفت نسبت به این دو از مهم­ترین موانع شکرگزاری است. همچنین گناه و هوای نفس می­تواند قدرت درک و شناخت را از ما بگیرد. در این میان می­توان از ابلیس نیز به عنوان یکی از بزرگترین موانع شکرگزاری نام برد. انسانی که از این موانع دوری کند و شکرگزار نعمت­های پروردگار خویش باشد، نعمت­هایش افزون گردد و تداوم یابد و خودش نیز به رشد و کمال می­رسد.
تاریخ انتشار : 1395/2/14
بازدید : 3293
منبع : مجمع جهانی صادقین/ گردآورنده: سید محسن دهنوی ,

 کلید واژه: شکر، کفران نعمت، ابراز نعمت، شکر قلبی، شکر لسانی، شکرعملی، معرفت.
تعریف شکر

شکر در لغت، به معنای شناخت احسان و نیکوکاری و انتشار آن است[1] و در اصطلاح عبارت است از یادآوردن و شناخت نعمت­های خدا و اظهار قلبی و زبانی و عملی آنها.[2]
جایگاه و اهمیت شکرگزاری در اسلام

قرآن کریم براى شكر، آيات فراوانى دارد؛ گاهى مى‏فرمايد: شما را حيات و زندگى دادم تا شكرگزار باشيد: (بَعَثنَاكُم مِن بَعدِ مَوتِكُم لَعَلّكُم تَشكُرُونَ)[3] و گاهى مى فرمايد: به شما چشم و گوش و دل دادم، اما كسانى كه شكر مى كنند، كم هستند: (أنشَأَ لَكُمُ السَمعَ و الاَبصَارَ وَ الاَفئِدَةَ قليلاً ما تَشكُرونَ).[4]

از اوصاف خداوند آن است كه هم شاكر است و هم شكور و بارها به انسان فرمان داده كه شكرگزار و سپاس‏گزار باشد و از ناسپاسان و كسانى كه كم تشكر مى كنند، گلايه كرده و فرموده است: فايدۀ سپاس و تشكر شما به خودتان برمى‏گردد: (وَ مَن شَكَرَ فَاِنَّمَا يَشكُرُ لِنَفسِهِ).[5]

انسان شاكر، در دام شيطان قرار نمى‏گيرد. ابليس به خدا گفت: همه را گمراه مى كنم و از هر سو به سراغ انسان مى آيم و بيشتر آنها را شاكر نمى‏يابى: (وَ لا تَجِدُ اَكثَرَهُم شَاكِرِينَ)[6]  آرى، انسانِ ناسپاس در دام شيطان گرفتار مى شود. تمام نعمت‏هاى الهى براى آزمايش انسان‏هاست كه آيا شكرگزارند يا كفران و ناسپاسى مى‏كنند؛ همان‏گونه كه حضرت سليمان علیه السّلام نعمت‏ها را زمينه و آزمونى براى سپاس و ناسپاسى خود دانست: (هذا مِن فَضلِ رَبّى لِيَبلُوَنى أَ أشكُرُ أم أَكفُرُ)[7]

شكر و سپاس­گزارى نسبت به حضرت حق، كه انواع نعمت‏هاى مادى و معنوى را براى رشد جسمى و روحى در اختيار انسان قرار داده، واجب و لازم و ترك آن خلاف انصاف و مروّت و دور از شأن آدميّت و انسانيت است‏؛ لذا امیرمؤمنان علی علیه السّلام در این باره می­فرماید: «الشُّكْرُ مَفْرُوضٌ‏؛[8] شکر کردن واجب است».

براى پى بردن به اهميّت شكرگزارى و آثار كفران نعمت، به دو روايت زیبا اشاره می­کنیم:

روایت اول: امام صادق علیه السّلام فرمودند: «ما انْعَمَ اللَّهُ عَلى‏ عَبْدٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَاللَّهَ ظاهِراً بِلِسانِهِ فَتَمَّ كَلامُهُ حتّى يُؤْمَرْ لَهُ‏ بِالْمَزيدِ؛[9] هرگاه خداوند نعمتى به بنده‏اش دهد و آن شخص قدر آن نعمت را از صميم دل بداند و با زبان هم شكر آن را بجاى آورد، خداوند متعال پس از تشكّر او دستور مى دهد كه بر نعمت او بيفزايند».

روایت دوم: امام باقرعلیه السّلام نيز فرمودند: «لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللَّهِ حتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ؛[10] همواره خداوند بر نعمت­هايى كه به انسان داده مى افزايد، به شرط آنكه انسان شاكر نعمت­هاى الهى باشد».

روايات مذكور اهميّت شكرگزارى و آثار نامطلوب ناسپاسى و كفران را روشن مى‏سازد.
حقیقت شکر

حقيقت شكر اظهار نعمت و ابراز آن است؛ همان گونه كه كفر نعمت، پنهان كردن‏ آن است. مقصود از ابراز نعمت، به كارگيرى صحيح و مناسب آن، در هدفى است كه نعمت­دهنده در نظر گرفته و نيز ياد نعمت دهنده در زبان كه همان ستايش و تمجيد اوست؛ لذا راغب اصفهانى در تعريف شكر مى‏نويسد: «الشُّكْرُ تَصَوُّرُ النِّعْمَةِ وَ إظْهارُها وَ يُضادُّه الكُفْرُ وَ هُوَ نِسْيانُ النِعْمَةِ وَ سَتْرُها؛[11] شكر عبارت از ياد نعمت و ابراز آن است و مقابل آن كفر نعمت است که مراد فراموشى نعمت و پوشاندن آن است».

گروهى تصور مى‏كنند شكر اين است كه وقتى خود را در درياى نعمت‏هاى الهى و به خصوص نعمت‏هاى مادى غوطه‏ور ديدند، سر به جانب حق برداشته و بگويند: «الحمدللَّه». بايد به اينان گفت که گفتن الحمدللَّه گر چه شكر است ولى تمام شكر و حقيقت شكر نيست، بلكه مرتبه‏اى ضعيف از مراتب مسألۀ با عظمت شكر است و چنانكه از آيات و روايات استفاده مى‏شود، منزلت شكر و مقام شاكران بسيار با عظمت است.

خلاصه اینکه حقيقت شكر، مصرف كردن نعمت‏هاى مادى و معنوى در جایى است كه حضرت مُنعِم معيّن فرموده و پرهيز از خرج كردن نعمت در معاصى و گناهان است‏.
انواع شکر

اصولاً ما دو گونه شكر داريم: شكر تكوينى و شكر تشريعى:

شكر تكوينى آن است كه يك موجود از مواهبى كه در اختيار دارد، براى نمو و رشدش استفاده كند. مثلاً باغبانی مى‏بيند در فلان قسمت باغ درختان به‏ خوبى رشد مى‏كنند و هر قدر از آنها پذيرايى بيشتر مى‏كند شكوفاتر مى‏شوند، همين امر سبب مى‏شود كه باغبان همّت بيشترى در رسیدگی به آن بخش از باغ و درختان بگمارد و مراقبت از آنها را به ديگران هم توصيه كند، چون آن درختان به زبان حال فرياد مى‏زنند كه اى باغبان، ما شايسته ايم، نعمتت را بر ما افزون كن! و او هم به اين ندا پاسخ مثبت مى‏دهد.

امّا در بخش ديگر از باغ درختانى را مى بيند كه پژمرده شده‏اند، نه طراوتى، نه برگى، نه گلى، نه سايه ای و نه ميوه­ای دارند، اين كفران نعمت سبب مى‏شود كه باغبان آنها را مورد بى‏مهرى قرار دهد و در صورتى كه اين وضع ادامه يابد، دستور مى دهد ارّه بر پاى آنها بگذارند، چرا كه‏؛

          بسوزد چوب درختان بى‏بر             سزا خود همين است مر بى‏برى را

در جهان انسانيّت نيز همين حالت وجود دارد، با اين تفاوت كه درخت از خود اختيارى ندارد و صرفاً تسليم تكوينى است، امّا انسان‏ها با استفاده از نيروى اراده و اختيار و تعليم و تربيت تشريعى، مى‏توانند آگاهانه در اين راه گام بردارند. بنابراين آن كس كه نعمتِ قدرت را وسيلۀ ظلم و طغيان قرار مى‏دهد، به زبان حال فرياد مى كشد كه خداوندا، لايق اين نعمت نيستم و آن كس كه از آن در مسير اجراى حقّ و عدالت بهره مى گيرد به زبان حال مى گويد كه پروردگارا شايسته ام، نعمتت را بيفزاى.[12]
مراحل شکر

شكر مانند تمام معارف و حقایق دینی و الهی مانند صبر، ایمان، ولایت و ... سه مرحله دارد:

    ۱.  شكر قلبى: به این معنا كه تصوير و ياد نعمت در ذهن و دل باشد. مرتبۀ قلبى شکر، فهم نعمت است و اين كه نعمت، محصول عطا و لطف و رحمت خداست‏. قلبِ سپاسگزار همواره ياد نعمت و بخششِ نعمت­گستر و بزرگداشت و تعظيم اوست و در برابر بزرگي و توجّه او اظهار كوچكي و نياز مي­کند و با تفكر در كارهاي بزرگ و مخلوقات گوناگون خدا و ارادۀ خيررساني به بندگانش، شگفتي خويش را ابراز مي­دارد و خضوع و خشوعش افزون مي­گردد.
    ۲.  شكر زبانى: به معنای ستايش زبانى نعمت­دهنده است. شكرگزار در این مرحله به تمجيد و ثناگويي و تسبيح و تهليل «نعمت­دهنده»‌ مي­پردازد و در حد فكر و توان خود، او را مي­ستايد، كه بهترين مصداقش گفتن «الحمدلله رب العالمين» براى هر نعمت است‏، و همينطور در قالب «امر به معروف و نهي از منكر» ديگران را نيز به اطاعت از او وا مي­دارد.
    ۳.  شكر عملی: به این معنا که اعضا و جوارح انسان در برابر حدود نعمت و بهره‏بردارى مناسب و شايستۀ از آنها، واكنش نيك انجام دهد. سپاسگزاري عملي در برابر «نعمت­گستر» به این است كه «نعمت پذير» بايد تلاش كند نعمت­هاي خدا را در راه نافرماني او به كار نگيرد، بلكه از آنها براي اطاعت و عبادت او كمك جويد.

امام صادق علیه السّلام به راوى فرمود: «احْسِنُوا جَوارَ النِّعَمِ، قُلْتُ: وَما حُسْنُ الجَوَارِ؟ قالَ: الشُّكْرُ لِمَنْ انْعَمَ بِها وَأداء حُقُوقِها؛[13] همجوارى نيكو با نعمت‏ها داشته باشيد. راوى پرسيد: مقصودتان چيست؟ حضرت فرمود: شكرگزار نعمت­دهنده باشيد و حقوق نعمت‏ها را به جاى آوريد».
نمونه های شکر عملی

    ۱.  نماز: بهترين نمونۀ شكر خداوند است. خداوند به پيامبرش مى فرمايد: به شكرانۀ اين‏ كه ما به تو «كوثر» و خير كثير داديم، نماز بر پا كن: (إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ).[14] اگر برای شکرگزاری بر نعمت عملی بهتر و بالاتر از نماز وجود داشت، خداوند پیامبرش را به همان امر می­کرد.
    ۲.  روزه: چنانكه پيامبران الهى به شكرانۀ نعمت‏هاى خداوند، روزه مى‏گرفتند.[15] همانطور که در مراحل شکر ذکر کردیم، بهترین کار برای شکرگزاری دوری از نافرمانی و به کارگیری نعمت­ها در راه اطاعت حق است و از آن جایی که انسان با روزه‏دارى كه امساك از خوردن و آشاميدن و خوددارى از برخى چيزهاى ديگر است، در واقع با خواهش‏هاى خويش مى‏جنگد و در برابر غرايز خود مقاومت مى‏كند، تمرين اين عمل موجب تقویت ارادۀ او می­شود و به او کمک می­کند تا از قيد حكومت و سلطۀ هواها و خواهش‏های نفسانی رهایی یابد؛ از اینرو به شکرعملی نیز نائل می­آید.
    ۳.  خدمت به مردم: قرآن مى‏فرمايد: اگر بى‏سوادى از باسوادى درخواست نوشتن كرد، سر باز نزند و به شكرانۀ سواد، نامۀ او را بنويسد: (وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ).[16] اينجا نامه نوشتن كه خدمت به مردم است، نوعى شكر نعمت سواد محسوب می­شود؛ چرا که خدمت به مردم نوعی اطاعت و بندگی حق است، لذا هر نعمتی که در راه خدمت به مردم استفاده شود، نمونه­ای از شکر عملی آن نعمت خواهد بود.
    ۴.  قناعت: پيامبر فرمودند: «كن قانعا تكن اشكر الناس؛[17] قانع باش تا شاكرترين مردم باشى».

قناعت در برابر حرص است و آن حالتى است كه از توجه به حضرت حق و عبرت گرفتن از زندگى حريصان و ياد مرگ و قيامت و درس گرفتن از زندگى پاكان و اهل قناعت و متذكّر بودن اين معنى كه عمر كوتاه و دنيا زودگذر و مال از دست رفتنى است به دست مى‏آيد. انسانی که قانع باشد قدر نعمت­هایش را به خوبی می داند؛ لذا آن را حیف و میل نمی کند و در راه معصیت نیز به کار نمی گیرد و این بالاترین مرحلۀ شکر نعمت است.

    ۱.  يتيم نوازى: خداوند متعال در قرآن کریم به پيامبرش مى فرمايد: به شكرانۀ اين‏كه يتيم بودى و ما به تو مأوا و پناهگاه داديم، پس يتيم را از خود مران: (فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ).[18]

پيامبر اكرم فرمود: «مَن كفّلَ يَتِيماً وكَفّلَ نَفَقَتَهُ كُنتُ أنا و هُو فِى الجَنّةِ كَهاتينِ و قَرَنَ بَينَ أصبَعَيه المُسَبّحَةَ و الوُسطى؛[19] كسى كه عهده‏دار يتيمى شود و هزينۀ او را نيز به عهده گيرد، من و او مانند اين دو در بهشتيم و بين دو انگشت مسبّحه و وسط خود را پيوند داد (تا نزديك بودن چنين انسانى را در بهشت با خود نشان دهد)».

    ۱.  كمك به محرومان و نيازمندان: خداوند در قرآن کریم به پيامبرش مى‏فرمايد: به شكرانۀ اين‏ كه نيازمند بودى و ما تو را غنى كرديم، فقيرى را كه به سراغت آمده از خود مران: (وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ)[20]
    ۲.  تشكّر از مردم: خداوند در قرآن به پيامبرش مى فرمايد: براى تشكّر و تشويق زكات دهندگان، بر آنان درود بفرست؛ زيرا درود تو، آرام‏بخش آنان است: (وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ).[21] تشكّر از مردم، تشكر از خداوند است، همان­گونه كه در روايت آمده است: «من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله؛[22] کسی که از مخلوق تشکر نکند، شکر خدا را به جا نیاورده است».

مقدار شكر

اکثر انسان­ها هنگامی که می­خواهند خداوند متعال را شکر کنند، خواسته یا نا خواسته بخل می­ورزند و این در بسیاری از موارد از جهلشان ناشی می­شود. مقدار و نحوۀ شکرگزاری را باید از امامان معصوم: و اولیاء خدا آموخت. به عنوان مثال هنگامی که فرزندان امام حسين7 در كربلا اسير شدند و آنها را به كوفه و شام آوردند، حكومت طاغوت از آنان پرسيد چطوريد؟ يكى از اين بچه‏ها (فاطمۀ صغرى) جواب داد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى؛[23] خدا را شكر به اندازۀ دانه‏هاى شن». پس ما نیز باید آن بزرگواران را الگوی خود قرار دهیم و زمانی كه مى‏خواهیم شکرگزاری کنیم، بگوییم الحمدلله به اندازۀ دانه‏هاى باران، قطرات برف، قطرات اشك، قطرات خون شهدا، به عدد هر خوشه‏اى كه بيرون مى‏آيد، به عدد هر نفسى از هر نفس­كشى و به عدد هر آهى از هر صاحب آهى ... و طبق آموزه­های دین، خداوند نیز به همان تعداد و مقدار به ما ثواب مى‏دهد.

کیفیت شکرگزاری و مقدار آن را باید از اميرمؤمنان علی علیه السّلام آموخت که مى فرمايد: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِى وَ عَلَى مَا تُعَافِى وَ تَبْتَلِى حَمْداً يَكُونُ أَرْضَى الْحَمْدِ لَكَ وَ أَحَبَّ الْحَمْدِ إِلَيْكَ وَ أَفْضَلَ الْحَمْدِ عِنْدَك؛[24] خدایا حمد فقط برای توست، برای آنچه که می­گیری و آنچه که عطا می­کنی و بر آنچه که عافیت می­دهی و مبتلا می­سازی، حمدی که با رضایت­ترین حمدها باشد برای تو  و بهترین و با فضیلت­ترین حمد نزد تو باشد». حضرت با این کلام نورانی به ما می­آموزد که وقتى مى خواهیم بگوئیم «الحمدلله» فقط براى نعمت­های خودمان نگوئیم، بلکه براى نعمت‏هاى دیگران هم باید خداوند را حمد نمود و چنین اخلاقی، دليل بر بزرگ فكريست‏.

پاسخ داده شده 26 اردیبهشت 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

شکر گزاری (2)

عوامل شکرگذاری
1. شناخت

شاید بتوان گفت که مهم­ترین زمینه‌ساز و عامل شکرگزاری مربوط به شناخت است؛ زیرا تا زمانی که انسان شناختی نسبت به نعمت و صاحب نعمت نداشته باشد، قدردانی و تشکر نمی‌کند. خداوند در قرآن به نقش شناخت نعمت در شکرگزاریِ انسان اشاره می‌کند تا نشان دهد که چه اندازه این عنصر در تحقق حالت شکرگزاری، نقش بنیادین و اساسی دارد: (أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ):[25] آيا به آبي كه مي‏نوشيد انديشيده‏ايد؟ آيا شما آن را از ابر نازل مي‏كنيد يا ما نازل مي‏كنيم؟ هرگاه بخواهيم اين آب گوارا را، تلخ و شور قرار مي‏دهيم، پس ‍ چرا شكر نمي‏كنيد؟.

البته انسان‌ها به‌طور طبیعی ابزارهای شناخت را در اختیار دارند و می‌توانند از طریق آنها نسبت به امور از جمله نعمت بودن چیزی، آگاهی و شناخت به دست آورند. بنابراین، کسی نمی‌تواند مدعی شود که مهمترین عامل شکرگزاری را در اختیار نداشته و لذا نتوانسته نعمت را بشناسد و شاکر نعمت یا نعمت‌دهنده باشد. خداوند در قرآن به این نکته توجه می‌دهد که انسان‌ها همۀ ابزارهای لازم برای شناخت نعمت و نعمت‌دهنده را در اختیار دارند و می‌توانند نعمت و نعمت‌دهنده را بشناسند و از نعمت و نعمت‌دهنده تشکر نمایند: (وَ اللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَ الأَبْصَارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ):[26] و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشم­ها و دل­ها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد.
نکته­ای حکمت آموز

 مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود، تا سوار تاکسی شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد. غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم. در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود، به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی می­گرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست.

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل می توانستم سوار اتوبوس شوم، به جای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم. در همین آن، شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسان­ها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمت­هایی که نزد خودمان است دقت می­کردیم وخداوند را بابت نعمت­هایی که به ما داده شکر می کردیم.
2. ایمان

از دیگر علل و عوامل اساسی و بنیادین شکرگزاری می­توان به ایمان انسان­ها اشاره کرد؛ زیرا بسیاری از افراد هستند که نسبت به همه چیز شناخت دارند ولی از نظر عاطفی و احساسی متأثر نمی­شوند و قلب و جانشان گرایش به آن پیدا نمی­کند؛ از این روست که خداوند از کسانی یاد می­کند که شناخت کاملی دارند و در مقام یقین می­باشند ولی با این همه دل و جانشان منکر آن چیز می­شود و حجد می­ورزند؛ بر این اساس می­بایست پس از شناخت، عنصر ایمان را نیز افزود تا شکرگزاری در شخص تحقق یابد؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ):[27] ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمت­های پاکیزه­ای که به شما روزی داده­ایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید اگر او را پرستش می­کنید.
3. توجه به ربوبیت و معاد

آخرین عاملی که ما در اینجا ذکر می­کنیم، توجه به ربوبیت خداوند و رستاخیز است که خود عامل مهمی در انگیزش سپاسگزاری در بشر است؛ خداوند در قرآن کریم می­فرماید: (إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَ تَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ):[28] واقعاً آنچه را كه شما غیر از خدا مى‏پرستيد جز بتانى [بيش] نيستند و دروغى برمى‏سازيد در حقيقت كسانى را كه جز خدا مى پرستيد، اختيار روزى شما را در دست ندارند، پس روزى را پيش خدا بجوييد و او را بپرستيد و وى را سپاس گوييد كه به سوى او بازگردانيده مى شويد. هم چنین در جای دیگر می­فرماید: (وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ):[29] و انسان را دربارۀ پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.  

این بدان معناست که انسان هر چه بیشتر به خود و جهان و اهداف و فلسفۀ آفرینش توجه یابد، در ارزیابی محیط و نعمت­هایی که در اختیار او گذاشته شده است، رفتار و واکنش درست­تری بروز می دهد و سبب رشد و تعالی خویش می شود.
موانع شکرگذاری

موانع شکرگزاری در دو بخش اصلی یعنی «شناختی و حرکتی» خودنمایی می‌کند. اگر شناخت، عامل مهمی در شکرگزاری انسان نسبت به نعمت و نعمت‌دهنده است، همچنین فقدان شناخت، عامل بازدارنده در این عمل خواهد بود. در حوزۀ حرکت و عمل نیز اگر فطرت به ‌طور طبیعی گرایش دارد که شاکر نعمت و نعمت‌دهنده باشد و در مقام شکرگزار برآید، هرگونه تغییر و تبدیل در فطرت موجب می‌شود تا رفتاری متضاد و متناقض در پیش گیرد و به جای شکرگزاری نسبت به نعمت‌دهنده، راه کفران نعمت و ناسپاسی را در پیش گیرد.

پس در موانع شکرگزاری باید به موانع شناخت و نیز عوامل تغییر در فطرت اشاره کرد؛ به عنوان نمونه یکی از مهم‌ترین موانع شناخت این است که انسان ابزارهای شناختی خود را ناکارآمد سازد و یا سست و ضعیف نماید و دچار بیماری کند. بر اساس آموزه‌های قرآنی گناه موجب از بین رفتن ابزارهای شناختی حسی و غیرحسی می­شود، به گونه‌ای که با مرور زمان و انباشته شدن گناهان، بر آن ابزارها زنگار می­نشیند و دیگر نمی­توانند بازتاب‌دهندۀ حقایق هستی باشند، یا آنکه حتی مُهر می­شوند و درهای آنان بسته می­شود. این‌گونه است که انسان حقایق را تیره می‌بیند یا واژگونه می­یابد و بر اساس این تغییر ماهیت و دگرگونی، حق را باطل و زشت را زیبا و هنجار و ارزش را ناهنجار و ضدارزش می‌یابد.

قلب که مهم­ترین عامل شناختی است وقتی از سلامت خارج شود و بیمار گردد، انگیزه‌ای متضاد خواهد داشت و به سمت و سوی زشتی و گناه می‌رود. پس به ‌طور غیرطبیعی به جای آنکه شاکر نعمت و نعمت‌دهنده باشد، کفران نعمت و ناسپاسی را در پیش می‌گیرد.

در این میان نباید نقش هواهای نفسانی را به عنوان دشمن درونی و وسوسه‌های شیطانی را به عنوان دشمن برون نادیده گرفت؛ زیرا اینها از مهم­ترین عواملی هستند که انسان را به گناه می‌کشانند و عقل و فطرت سالم را تباه می‌سازند.

هواهای نفسانی انسان را به سمت گناه می­کشاند و گناه نیز عقل و قلب را فاسد می­کند و قدرت درک و شناخت را از انسان می‌گیرد. از اینرو خداوند به انسان‌ها هشدار می‌دهد که تقوا پیشه کنند تا نه‌ تنها ابزارهای شناختی حفظ شود و انسان همچنان به فطرت سالم در مسیر کمال باقی بماند، بلکه با تقوا پیشگی بصیرت یابند و گرایش به کمال و کمالیات در آنان تقویت شود و از بن‌بست‌ها بیرون آیند.

ابلیس، مانع بزرگ شکرگزاری

خداوند در قرآن کریم به انسان هشدار می‌دهد که ابلیس، مهم­ترین بازدارندۀ انسان از شکر به درگاه خداوند است. او اجازه نمی‌دهد تا انسان با شکرگزاری به اشکال گوناگون، خود را در مسیر صراط مستقیم عبودیت قرار دهد و به کمال برساند: (ثُمَّ لآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ):[30] سپس از پيش­ رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها مي‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهي يافت.

ابلیس سعی می‌کند تا انسان، نعمت‌شناس نباشد و از نعمت‌های الهی به درستی بهره نگیرد و به درستی حق نعمت و نعمت‌دهنده را به‌جا نیاورد و شکرگزار نعمت‌دهنده نباشد و سر تعظیم و سجده در برابر خداوند منان فرود نیاورد.

پاسخ داده شده 26 اردیبهشت 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

شکر گزاری (3)

آثار و نتایج شکرگذاری

همان­گونه که کفران نعمت و ناسپاسی دارای عواقب خطرناکی بود، شکرگزاری و توجه به نعمت­ها آثار مطلوبی را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:
1. افزايش‏ نعمت­ها

 اولین اثر شکرگذاری این است که باعث افزایش نعمت­های خداوند می­شود. این حقیقت را می­توان از آیات و روایات استفاده نمود؛ قرآن کریم در این زمینه می­فرماید: (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لازِيدَنَّكُمْ):[31] اگر شکرگزار باشید، نعمت­هایتان را زیاد می کنم. در همین زمینه امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:« ثَمَرَةُ الشُّكْرِ زِيَادَةُ النِّعَمِ؛[32] ثمرۀ شکرکردن، زیاد شدن نعمت­ها است».
حکایت

 مسمع بن عبدالملك مى‏گويد: در منا با جمعى از شيعيان در خدمت حضرت امام صادق علیه السلام بوديم. در مقابل ما مقدارى انگور بود كه از آن مى‏خورديم. فقيرى آمد و از حضرت چيزى خواست. امام خوشه‏اى انگور به او عطا كرد. فقير گفت: مرا به اين انگور نيازى نيست، اگر درهمى باشد مى گيرم. حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى فراهم آورد.

فقير رفت، سپس برگشت و گفت: خوشۀ انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى آورد و چيزى به او نداد! فقيرى ديگر آمد. حضرت صادق علیه السّلام سه حبۀ انگور به او داد. فقير سه حبه را از دست حضرت گرفت، سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: بايست، پس دست مباركش را پر از انگور كرد و به او داد. فقير از دست حضرت گرفت سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: غلام چه مقدار درهم نزد توست؟ آن مقدار كه ما حدس زديم حدود بيست درهم بود. حضرت آن را هم به فقير داد و او هم گرفت‏ سپس گفت: خدايا! سپاس اين عنايت هم از تو بود، اى خدايى كه شريكى براى تو نيست.

حضرت فرمود: به جايت بايست، سپس پيراهنى كه بر تن مباركش بود به او داد و فرمود: بپوش، او هم پوشيد و گفت: خدا را سپاس كه مرا لباس پوشانيد، اى اباعبداللّه! خدا جزاى خيرت دهد. تا اينجا كه رسيد امام را رها كرد و برگشت و رفت. ما گمان كرديم كه اگر حضرت را رها نمى‏كرد، پيوسته به او عطا مى‏فرمود؛ زيرا هرگاه به او عطا مى‏كرد، او هم خدا را به عطاى حضرت سپاس مى‏گفت.[33]
2. دوام نعمت‏

 شکرگذاری نه تنها باعث زیاد شدن نعمت­ها می­شود، بلکه دوام و پایداری نعمت را نیز به ارمغان می­آورد. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در این زمینه می فرماید:«ان للنعم أوابد كأوابد الوحش فقيدوها بكثرة الشكر؛[34] همانا برای نعمت­ها پرواز و فراری است، همانند پرواز پرندگان وحشی، پس نعمت­هایتان را با شکر زیاد حفظ کنید».

مولای متقیان علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «الشکرُ یدوم بذر النعم؛[35] شکرگزاری باعث دوام ریشۀ نعمت می شود».
3. عامل رشد و كمال‏

 یکی از آثار مهم شکرگزاری این است که موجب رشد و کمال آدمی می­شود. سپاسگزار بودن، انسان را مشمول هدایت ویژۀ الهی می­كند و او را از انحراف و لغزش در راه، مصون و محفوظ می دارد؛ لذا خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: (شاكِراً لانْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ):[36] شکرگزار نعمت­های پروردگار بود، خدا او را برگزید و به راهی راست هدایت نمود.

این آیه دربارۀ حضرت ابراهیم علیه السّلام است؛ پس علت اینکه خداوند ایشان را برگزیده و او را برای خود خالص نموده، شکرگزار بودن او در برابر نعمات الهی است و به همین دلیل هم خداوند او را به صراط مستقیم و راه محکمی که هرگز پویندۀ آن گمراه نمی شود، هدایت فرمود و او را از پراکندگی در مذاهب گوناگون حفظ نمود.[37]
عواقب کفران نعمت

كفران نعمت به معناي پوشاندن و ناديده گرفتن نعمت­هاست. خداوند، گرچه نيازمند سپاسگزاري و عبادت ما نيست، ولي آن را از روي حكمت و مصلحت بر بندگان ضروري دانسته و در قرآن كريم پس از نويد به سپاسگزاران، به ناسپاسان بي اعتنايي كرده، مي فرمايد: (وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ):[38] آنكه سپاسگزاري كند سپاسش به نفع خود اوست و هر كه كفران ورزد، خداوند بي­نياز و ستوده است.

با اينكه خداوند از سپاس و تشكرِ نعمت­ پذيران، بي نياز است و بزرگوارتر از آن است كه ناسپاسان را محروم سازد، ولي «كفران نعمت» خود، سبب برخي از ناهنجاري­ها مي شود كه به چند نمونۀ آن اشاره می کنیم:
1. پستي

انسانِ ناسپاس در واقع، پستي و بي­كفايتي خود را اثبات مي­كند؛ چرا كه عقل و وجدان انسان مي­گويد كه نعمت­پذير بايد سپاسگزار باشد و زير پا گذاشتن داوري عقل و وجدان از كساني سر مي­زند كه در پستي و بي­ارزشي به حدّ حيوانيت رسيده؛ بلكه پست­تر شده­اند. حضرت زين العابدين علیه السّلاممي فرمايد: «اگر خداوند مردم را به احسان­هاي پي در پي مشغول كند و نعمت شايان بدانان ببخشد، ولي راه شناخت حمد و سپاس را بر آنان ببندد، آنان از احسانش بهره­مند مي­گردند ولي ثنايش نمي­گويند و به روزي فراوان او مي­رسند و سپاسش نمي­گويند؛ اگر مردم چنين شوند از مرز انسانيت گذشته به مرز حيوانيت مي­رسند و آن­گونه مي شوند كه قرآن فرموده: آنان چون حيوان، بلكه راهي پست­تر از حيوانيت را برگزيده اند».[39]
2. زوال نعمت

كفران نعمت، سبب بي­ثباتي و ناپايداري نعمت­ها مي­گردد و خير و بركت را از بين مي­برد؛ همان­طور كه سپاسگزاري سبب بقاي آن مي­شود. امام على علیه السّلام در همین باره فرمود: «لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شُكِرَتْ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كُفِرَتْ؛[40] اگر شكر نعمت­هاى پروردگار بجا آورده شود، خداوند آنها را نمى‏گيرد و اگر ناسپاسى شود از بين خواهد رفت» اين حديث در حقيقت اشاره دارد به این آيۀ شريفه (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ):[41] اگر شکرگزار باشید، نعمتتان را زیاد می کنم و اگر کفران نعمت کنید همانا عذاب من شدید خواهد بود. كه شاعر ترجمۀ آن را اينگونه به شعر در آورده است:

          شكر نعمت نعمتت افزون كند             كفر نعمت از كفت بيرون كند
3. كم شدن احسان و نيكي

یکی از عواقب شوم کفران نعمت، خشکاندن ریشۀ احسان و نیکی در جامعه است؛ چرا كه ناسپاسي، صاحبان نعمت را دلسرد كرده، از انعام و بخشش باز مي­دارد. سنّت خداوند نيز چنين است كه اگر بندگان كفران نعمت ورزند از فضل و احسانش بكاهد؛ لذا امام صادق علیه السلام در این باره مي فرمايد: «لعَنَ اللهُ قاطعي سَبيلِ المعرُوفِ. قيلَ: و ما قاطِعوُا سَبيلِ المعرُوف؟ قالَ: الرَّجُلُ يُصنَعُ اليهِ المعروُف فيَكفُرُهُ فَيَمتَنِعُ صاحِبُهُ مِن اَن يصنَعَ‌ ذلكَ إلي غَيرهِ؛[42] نفرين خدا بر آنان كه راه خير و خوبي را مي بندند، پرسيدند: چه كساني چنين­اند؟ فرمود: كسي كه به او خوبي مي شود و او كفران مي­ورزد، آنگاه صاحب نعمت به ديگري احسان نمي كند».
4. عقوبت سريع

طبق روایات برخی از معاصی و گناهان موجب عقوبت سریع گناه­کارن می­شوند و چه بسا گناهانی که خداوند مرتکبان آن را فوراً در همین دنیا مجازات می کند. یکی دیگر از عواقب كفران نعمت، تسريع در شكنجه و عقوبت كافرِ نعمت است. رسول خدا صل الله علیه و آله در این زمینه فرمود: «اَسرعُ الذُّنوبِ عُقُوبَةً كُفرانُ النِّعمةِ؛[43] سريع­ترين گناهان در عقوبت، كفران نعمت است». شاید دلیل این تسریع در عقوبت همانی باشد که ذکر شد؛ کفران نعمت و ناسپاسی در برابر دیگران، باعث می­شود آنان دلسرد شده و به طور کلی احسان و نیکی به دیگران را کنار گذاشته و انسان­های زیادی از آن نیکی ها محروم می شوند؛ از اینرو اینگونه افراد در روایات مورد لعن واقع شده اند، مانند روایتی که از امام صادق علیه السّلام ذکر کردیم.
5. عذاب و دوزخ

آخرين مجازاتی که برای کافرِ نعمت در نظر گرفته شده این است که عاقبت به خیر نخواهد شد و سرانجام وارد دوزخ می شود؛ چرا که ا او با پوشاندن نعمت­هاي خدا و ناديده گرفتن احسان بندگانش، از راه حق منحرف گشته و قدم در راه ستم مي­نهد كه پاياني جز جهنّم نخواهد داشت. اين سرانجامي است كه قرآن به آنان نشان داده است: (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ):[44] آيا نديده اي كساني را كه نعمت خدا را به كفر بدل ساختند و مردم خود را به ديار هلاكت بردند، آنان به قرارگاه بد، دوزخ، داخل مي شوند.

-------------------------------------------------------

 لسان العرب: ج4، ص432..[1]

 الفردات فی غریب القرآن: ص265..[2]

 سورۀ بقره: آیه56..[3]

 سورۀ مؤمنون: آیه78..[4]

 سورۀ لقمان: آیه12..[5]

 سورۀ اعراف: آیه17..[6]

 سورۀ نمل: آیه40..[7]

 غررالحکم: ص277..[8]

 اصول کافی: ج2، ص95..[9]

 میزان الحکمة: ج5، باب2066..[10]

 مفردات راغب: ص265..[11]

 تفسیر نمونه: ج10، ص303..[12]

 کافی: ج4، ص38..[13]

 سورۀ کوثر: آیه 1 و2..[14]

 وسائل الشیعه: ج10، ص446..[15]

 سورۀ بقره: آیه282..[16]

 مستدرک الوسائل: ج11، ح12676..[17]

 سورۀ ضحی: آیه9..[18]

    ۱.  بحارالانوار: ج72، ص3، باب31، ح4.

 سورۀ ضحی: آیه10..[20]

 سورۀ توبه: آیه103..[21]

 عیون اخبارالرضا: ج2، ص24..[22]

 لهوف: ص149..[23]

 شرح نهج البلاغه، ابن ابی­الحدید: ج9، ص222..[24]

 سورۀ واقعه: آیات 68-70..[25]

 سورۀ نحل: آیه78..[26]

 سورۀ بقره: آیه172..[27]

 سورۀ عنکبوت: آیه17..[28]

 سورۀ لقمان: آیه14..[29]

 سورۀ اعراف: آیه17..[30]

 سورۀ ابراهیم: آیه7..[31]

 غررالحکم: ص279..[32]

. اصول کافی: ج4، ص49، باب النوادر، ص12. [33]

  جامع السعادات: ج3، ص192.. [34]

 غررالحکم: ص278.. [35]

 سورۀ نحل: آیه 121.. [36]

 تفسیر المیزان: ذیل آیۀ شریفه.. [37]

 سورۀ لقمان: آیه12..[38]

 صحیفۀ سجادیه: دعای اول..[39]

 اصول کافی: ج2، ص94..[40]

 سورۀ ابراهیم: آیه7..[41]

 وسائل­الشیعه: ج11، ص539..[42]

 وسائل­الشیعه: ج11، ص541..[43]

 سورۀ ابراهیم: آیه28..[44]

پاسخ داده شده 26 اردیبهشت 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

از مسائلی که فرهنگ اسلامی بر آن تأکید کرده و در قرآن و روایات به عنوان خصلتی ارزنده و نیک برای انسانها بیان شده شکرگزاری و سپاس از بابت نعمتهای الهی است. اسلام می خواهد افراد به درجه ای از یقین برسند که در هر حالی اعم از آرامش و یا روی آوردن مصائب شکر خدا را بجای آورند. بنظر می رسد که انسانها پس از دریافت نعمت، شکر بجای آورند امّا عارفان و اهل معرفت معتقدند که حتی بلایی که انسان بدان گرفتار می شود جای سپاس دارد و شخصی که به ناراحتی مبتلا شده خداوند را حمد گوید که از میان بلاهای گوناگون به یکی از آنها گرفتار آمده است. علماء درجه شکر را از صبر برتر دانسته و گفته اند شکر از رضا برخیزد و ریشه صبر در ناپسندی نهفته است.

شکر در قرآن و منابع اسلامی

شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین خصوصیات انسان است. گرچه نعمتها و فضل پروردگار بسیار زیاد می باشد و قابل احصاء نیست امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه ای بر رویش این فرهنگ در وجود او خواهد بود. به قول شاعر:

فضل خدای را که تواند شمار کرد یا کیست آنکه شکر یکی در هزار کرد
بنده همان به که زتقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جای آورد

ثناگویی در برابر نعمت و بخشش را شکر گویند. چنانچه قرآن درباره حضرت ابراهیم می فرماید: «شاکراً لانعمه و هداه الی صراط مستقیم(1)؛چون حضرت ابراهیم نسبت به نعمت های الهی شکرگزار بود و در این راه ایستادگی کرد و از مشرکان اعراض نمود، خداوند وی را به عنوان رسول خویش برگزید و به راه راست هدایت کرد.»

هم چنین وقتی که حضرت ابراهیم هاجر و اسماعیل را در سرزمین بی آب و علف مکه قرار داد با خداوند راز و نیاز کرد که ای پروردگار ما: برخی از فرزندانم را به وادی بی آب و علف نزدیک خانه گرامی تو جای دادم تا نماز بگذارند پس ای خداوند متعال دلهای مردمان را چنان کن که بسوی آنها میل کنند و از هر ثمره ای روزیشان ده باشند که سپاس گذارند.(2) در این آیه که ترجمه آن گذشت حضرت ابراهیم در دعای خویش بر شکر و سپاسگزاری بر نعمتهای الهی تأکید می ورزد. همانگونه که یادآوری نعمت و اظهار آن را شکر گویند. فراموش نمودن نعمت و غفلت از آن و تفکر نکردن درخصوص منعم، خود کتمان حقیقتی است که معادل کفر محسوب می شود.

شکر مراتب و درجاتی دارد، تشکر به قلب و اعماق روح و روان و تذکر به آنچه اعطاء شده است، جاری ساختن بر زبان و ثناگویی منعم، بروز شکر بر جوارح و اعضاء به نحوی که انسان در حد توان بتواند از قوای خود در جهت مصالح و اموری که رضایت الهی در آن نهفته است اقدام نماید.

در منابع اسلامی شکر را اینگونه معرفی کرده اند: ثناگویی و سپاسگزاری بر زبان آوردن الفاظ نیست که بر سبیل تکرار و به منظور ساقط شدن بار تکلیف ادا گردد. بلکه شکر گویی مرحله ای بالاتر و رتبه ای ژرف تر دارد. انسان شاکر در فیض هستی و سرچشمه رحمت و نعمت الهی تفکر می کند و از رهگذر این اندیشه به باوری می رسد که رشته هستی او را به طور عملی و عینی به بارگاه پروردگار ربط می دهد چنین تفکر و باوری موجب می شود که انسان حتی لحظه ای از عمر خود را تباه نسازد و اوقات گرانبهای خویش را به عبث نگزارند و از تلاش در جهت تزکیه و سبقت در تحصیل خیرات و کمالات دست بر ندارد و برای نیل به مکارم و فضایل اهتمام ورزد. روایت شده که خداوند به حضرت موسی وحی فرستاد که ای موسی حق شکر مرا به جای آر، عرض کرد پروردگارا چگونه شکر کنم تو را که حق

شکر تو باشد در حالی که هیچ شکری نیست که به آن ترا شکر کنم، مگر آنکه همان شکر هم نعمتی است که تو به من ارزانی داشتی، فرمود: ای موسی اکنون حق شکر مرا ادا کردی که دانستی آن هم از من است.(3)

علامه طباطبائی در توضیح آیه...سیجزی اللّه الشاکرین می فرماید: و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است اخفاء نعمت می باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است پس شکر خدا به این است که انسان نعمت را در محل خودش بکار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکر خدا بوده باشد.(4)

قرآن کریم تشکر از خدا را قرین با ذکر پروردگار می داند و می فرماید: «فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولاتکفرون»(5) در اینجا یاد کردن و شکر الهی تنها یک ذکر زبانی صرف نیست بلکه منظور از یاد، پاک ساختن روح و جان از رذایل و آماده شدن آن برای پذیرش رحمت پروردگار است و منظور از شکر استفاده کردن هر نعمتی به جای خود و در راه همان است که برای آن آفریده شده. معنای دیگر شکر که از آیه: «اعملوا آل داود شکراً»(6) مستفاد می شود این است که شکر بیشتر عمل انسان را در بر می گیرد گرچه یکی از اقسام شکر عمل به جوارح است. امّا باید تلاش گردد با بهره گیری صحیح از نعمت های داده شده شکر آن را در عمل بجا آوریم که اقل مراتب شکر است. به عبارتی دیگر می توان بیان داشت که شکر آن است که انسان همیشه و در همه حال بدون فراموشی به یاد خدا باشد و بدون انجام گناه به دستورات الهی گردن نهد.

شکر از دیدگاه معصومین(ع)

وظیفه شکرگزاری نعمتی است که بزرگان دین در کسبش کوشیده اند و خویش را بدان آراسته اند. از امام صادق(ع) روایت شده که رسول خدا(ص) در شبی که نزد عایشه بود در پیشگاه الهی سر تواضع فرود آورده و به عبادت و دعا مشغول شد، عایشه که این حالت را از پیامبر خدا دید به او گفت: یا رسول اللّه چرا خود را به زحمت می اندازی با اینکه خداوند تو را آمرزیده است نسبت به گذشته و آنچه آینده خواهی داشت. آن حضرت فرمود: ای عایشه نباید بنده شاکری باشم؟(7)

توفیقی که انسان به گاه شکر و عبادت به درگاه حق بدست می آورد نعمتی است ارزنده که خداوند او را بدان مفتخر نموده و لازم است به پاس این شکرگزاری به شکری دیگر پردازد چنانچه امام سجاد(ع) در مناجات شاکرین می فرماید: چگونه می توانم حق شکر تو را به جای آورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکر جدیدی دارد و هر زمانی که می گویم الحمدللّه. بر من فرض است که بخاطر همین توفیق شکرگزاری بگویم: الحمدللّه.

حضرت علی(ع) در موارد متعددی به اهمیت شکر و فضیلت آن اشاره کرد و می فرماید: حمد و سپاس سزای خداوندی است که حمد را به نعمتها و نعمتها را به شکر پیوند زده و به ازاء نعمتها حمد را واجب کرده و شکر را سبب فراوانی آنها قرار داده، بر نعمت هایش او را حمد می کنیم چنانکه بر بلایش سپاسگزاریم.(8)

نعمتهای الهی افزون بر شکر و حمد انسانهاست و یادآوری این مطلب که بشر از سپاسگزاری الطاف بی حد الهی عاجز است نزول نعمت از جانب پروردگار را بیشتر نموده و زمینه این امر را تحقق می بخشد. با این حال اگر انسان از دید خویش پنداشت کمتر از نعمتها بهره مند شده و به بلایا و سختی ها گرفتار آمده وظیفه دارد به سپاسگزاری آفریدگار جهان بپردازد. و این نکته ای است که حضرت علی(ع) بدان اشاره فرموده است: ای مردم زهد، دل نبستن به دنیا، کم کردن آرزوها و شکرگزاری نعمتهای ـ خداوندی ـ و دوری از حرامهاست. پس اگر به این سه چیز دست نیافتید حرام بر شکیبایی و صبر شما غالب نشود و شکرگزاری از نعمتها را فراموش نکنید.(9)

شکر به هنگام برخورداری از نعمت ها و یادآوری عظمت و ارزش آنها اعم از مادی و معنوی موجبات تقرب به درگاه الهی و قرار گرفتن در بستر پرستش حق است که نهایت هدف جهان خلقت می باشد.

انجام اعمال صالح و بروز رفتار صحیح و پسندیده از جلوه های شکرگزاری و بیانگر تواضع، معرفت و شناخت بندگان با ایمان است و مسلماً باید خداوند را به عمل شکر گفت، امّا بزرگان و پیشوایان دین حمد و سپاس از طریق زبان را نیز نوعی شکرگزاری دانسته اند. صفوان جمال می گوید:

امام صادق(ع) به من فرمودند: خدا هر نعمتی که به بنده ای دهد کوچک یا بزرگ و او بگوید الحمدللّه شکرش رابجا آورده و باز فرمود: خدا هر نعمتی به بنده اش دهد که آن را از دل بفهمد شکرش را ادا کرده است.(10)

از آموزه های دینی درمی یابیم که ایمان دو قسم است یکی صبر و دیگری شکر، چنانچه در احوالات پیامبر اسلام(ص) آورده اند که هرگاه امری پیش می آمد که آن حضرت را شاد می کرد. می فرمود: حمد خدا را بر این نعمت و چون امر غم آوری برایش رخ می داد، می فرمود: حمد خدا را به هر حال.

تشکر از واسطه های نعمت

از نشانه های ایمان در وهله اول سپاسگزاری و شکر نسبت به خداوند است که مظهر لطف و بخشش بوده و با نعمتهای فراوان مخلوقاتش را به بندگی و اطاعت از خویش فرمان داده است. در مرتبه دوم تشکر از کسانی که راه رسیدن به نعمات الهی را هموار نموده و واسطه این فیض شده اند وظیفه ای است که مورد سفارش خدا و اولیاء دین می باشد. در روایت است که: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» هر کس در مقابل احسان و نیکی بندگان خداوند شکرگزاری نکند خدا را شکر نگفته است. بنابراین اگر در جامعه روحیه تشکر و قدردانی از انسانهای خیّر، مبتکر و خلّاق از بین برود، گرایش به فعالیت های مثبت و سازنده کمرنگ شده و دلسردی و خمودگی جای آن را خواهد گرفت.

از آنجایی که تشکر و تشویق به انگیزش افراد در ارائه خدمات بهتر و مطلوبتر کمک می کند و روح و روان آنها را شاد و بانشاط می گرداند، این امر همیشه مورد تأکید اسلام و پیشوایان دینی بوده است.

در روایت است که خداوند به یکی از بندگانش در روز قیامت فرمان می دهد به آتش، آن بنده گوید پروردگارا مرا امر می کنی که به آتش بروم در حالی که من قرآن تلاوت نمودم، خطاب می رسد، آری قرآن خواندی ولی نعمت مرا که به تو داده بودم شکر نکردی. بنده می گوید: خدایا هر نعمتی که دادی من شکر آن را بجا آوردم. آنگاه نعمتها را بر می شمارد و بیان می کند که شکر آنها را انجام دادم. خطاب می رسد. بنده من راست می گویی ولیکن تو شکر کسی که نعمت مرا به تو رسانید انجام ندادی و من تعهد کردم برخودم که نپذیرم شکر بندگان خودم را در مقابل نعمت هایی که به او دادم مگر آنکه شکر کند بنده ای را که به او نعمت مرا رسانیده است.(11)

علامه جعفری می گوید: شکر و سپاس، یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. آغاز چنین معرفت و عمل، آغاز تکامل انسانی و برقراری یک ارتباط معقول میان او و جهان هستی و همنوعان خویش می باشد. در راه وصول به چنین مقام والا، نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد، این است که اولاً می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات، طلبکار نیست که در نتیجه آن چه را که در این زندگانی به دست می آورد، یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن را به مخلوقات خود بدهد؟ تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد. یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ورشدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد... هر نعمتی شایسته شکری است که برای برآمدن از عهده حق آن نعمت بایستی آن را به جای آورد و خود این توجه و آگاهی تدریجاً می تواند اراده شکرگزاری را تحریک نموده و این کمال را نصیب انسان سازد.(12)

پاسخ داده شده 26 اردیبهشت 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

ثمرات شکرگزاری

خداوند در قرآن آورده است «لئن شکرتم لازیدنّکم ولئن کفرتم انّ عذابی لشدید» از اثرات قابل توجه شکر فزونی نعمت است و از اثرات کفر نعمت، عذاب پروردگار می باشد. با دقت در آیه فوق درمی یابیم که خداوند در برابر نعمت هایش نیازی به شکر ما ندارد گرچه دستور به شکرگزاری داده و اینکار موجب نعمت دیگری بر ما می شود، مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست و بخشنده نعمت کیست؟ که این توجه و آگاهی قدم اول شکر و ثنا با زبان مرحله بعدی و از هر دو بالاتر اقدام و شکر عملی است.

افزایش نعمتهای خداوند که به شکرگزاران وعده داده شده تنها به نعمتهای مادی تازه منحصر نمی باشد. بلکه نفس شکرگزاری توأم با توجه خاص به خداوند و عشق به ساحت مقدس ربوبی است خود نعمتی بزرگ می باشد که موجب تربیت نفس و هدایت به مسیر حق می گردد.

در روایت است که حضرت رضا(ع) فرمود: بپرهیزید خدا را و بر شما باد تواضع و شکر و حمد خدا، به درستی که در بنی اسرائیل مردی بود که شبی در خواب دید کسی که گفت نصف عمرت در وسعت رزق و

روزی هستی، انتخاب کن نصف اول عمر باشد یا نصف آخر، مرد گفت صبر کن تا با شریک زندگیم ـ همسرم ـ مشورت کنم و بعد پاسخ گویم. صبح که از خواب بیدار شد به همسرش گفت: دیشب مردی به من خبر داد که نصف عمرت در رفاه خواهی بود و مخیری انتخاب کنی که نصف اول باشد یا نصف آخر و من مهلت خواستم تا با تو مشورت کنم. حال تو انتخاب کن. همسرش گفت: نصف اول را انتخاب می کنیم. مرد پذیرفت و آنگاه دنیا به او روی آورد و هرچه نعمت بر او بیشتر می رسید همسرش می گفت به فلان همسایه و فلان فامیل که محتاجند کمک کن و این روش آنها بود هر وقت نعمتی خداوند به آنها می داد صدقه می دادند، شکر می کردند و بخش می نمودند تا اینکه شبی در خواب دید که به او گفتند نصف عمرت که باید در رفاه باشی تمام شد. مرد گفت صبر کن با همسرم مشورت کنم صبح به همسرش گفت: دیشب مرا خبر دادند که نصف عمرت که باید در رفاه باشی تمام شده است. همسرش گفت: خداوند به ما نعمت داد و ما شکر کردیم و خدا وعده داد، که اگر شکر نعمت کنید، نعمت شما زیاد می شود و او اولی به وفاء است پس شب به مرد خبر دادند که گفته همسرت درست است و نصف دیگر عمرت را نیز در رفاه خواهی بود. زیرا که شکر نعمت کردی.(13)

ثمره شکر متوجه خود انسان است خداوند می فرماید: «ان اشکرلله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان اللّه غنی حمید»(14) هر کس سپاس گذارد جز این نیست که برای خود سپاس گزارد، زیرا خداوند بی نیاز و حمید است. نتیجه شکر و یا کفر نعمت به سود و یا ضرر خود انسان است. زیرا که خداوند از همگان بی نیاز است و اگر همه عالم شکر گویند و یا کفران کنند به ساحت الهی گردی نمی نشیند بلکه سود شکرگزاری که دوام نعمت و پاداش اخروی است عائد خود انسان می شود همانگونه که زیان کفران نعمت فقط دامان خودش را می گیرد.

حضرت علی(ع): محققاً خدایتعالی را در هر نعمتی حق سپاس است، پس هر که بجا آورد خداوند از آن نعمت بر او فراوان دهد و هرکه در بجاآوردن آن حق کوتاهی کند خدا آن نعمت را در خطر نابودی و دور شدن اندازد.(15)

سجده شکر

خداوند در قرآن می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم»(16) ای کسانی که ایمان آوردید رکوع کنید و سجده کنید و پروردگار خود را عبادت کنید. یکی از مشخصه های ایمان آورندگان سجده به درگاه الهی جهت عرض حال، تقصیر و شکر می باشد که بارزترین نمونه آن را در فعل و رفتار پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) مشاهده می نمائیم.

از امام صادق(ع) روایت است: هر مؤمن که برای خدا سجده کند از جهت نعمتی در غیر نماز، حقتعالی ده حسنه برایش بنویسد و ده گناه او را محو کرده و ده درجه در بهشت او را بلند گرداند و در حدیثی دیگر فرمود: سجده شکر واجب است بر هر مسلمانی بدرستی که هرگاه بنده نماز بگذارد و بعد آن سجده شکر کند، پروردگار عالمیان حجاب را از میان بنده و ملائکه بردارد و بگوید ای ملائکه من، نظر کنید بسوی بنده من که ادا کرد فرض مرا و تمام کرد عهد مرا و سجده کرد نزد من برای شکر آنچه من بر او انعام کرده ام. ای ملائکه من او را چه باید داد؟ گویند پروردگارا رحمت تو، پس فرماید: دیگر چه؟ گویند پروردگارا بهشت تو و باز فرماید، دیگر چه؟ و ملائکه گویند کفایت مهمات او و بر آوردن حاجاتش، پس حق تعالی مکرر سؤال کند و ملائکه جواب گویند: تا آنکه ملائکه گویند پروردگارا دیگر چیزی نمی دانیم. آنگاه خداوند کریم فرماید: که من او را شکر کنم چنانچه او مرا شکر کرد و اقبال کنم بسوی او به فضل و رحمت عظیم خود در روز قیامت.(17)

ظاهراً لفظ شکر بعد از نماز بر زبان جاری می گردد. امّا این عمل جلوه شکر قلب و رضایت انسان است به آنچه پروردگار به او بخشیده، چنین بنده ای به مقام تسلیم پروردگار نائل شده و در پیشگاه او به مقامی بلند دست می یابد.

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در سفری بر پشت شتری سوار بود که ناگهان پیاده شد و پنج بار سجده کرد، سپس سوار شد همراهان از علت این کار پرسیدند؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و از طرف خداوند به من مژده داد و من بخاطر هر یک سجده ای بجا آوردم. و در ادامه فرمود: هرگاه یکی از شماها نعمت خدا را به یاد آوردید، باید گونه بر خاک نهاده و به شکرانه آن سجده کنید. اگر سواره باشد پیاده گردد و گونه بر خاک گذارد و اگر از بیم شهرت نتوانست پیاده گردد همانجا سجده کند. و خدا را بدانچه بر او نعمت بخشیده سپاس گوید.(18)

شکر در دعا

شکر در قبال نعمات مادی و معنوی که خداوند به ما ارزانی داشته تنها به زبان خلاصه نمی گردد. رسیدن به مقام شاکرین و قرار گرفتن در این جایگاه از آن افرادی است که دائماً در محضر الهی خویش را سنجیده و به عجز و ناتوانی در مقابل اینهمه نعمت اعتراف کرده اند. امام سجاد(ع) که به عالیترین مراتب شکر و سپاسگزاری نائل گشته در مناجات الشاکرین می فرماید: ای خدا نعمتهای پی درپی تو مرا از انجام وظیفه شکرگزاری غافل کرد و...عجز و ناتوانی مقام کسی است که به نعمت های فراوان تو اعتراف کرده و به تقصیر در ادای شکر آنها روبروست.

شکر در مقابل نعمتهای پروردگار نصیب افرادی می گردد که به قرب پروردگار رسیده و در انجام فرامین او کوشیده اند. و در پی رضایت او بوده اند. حضرت علی(ع) در دعای کمیل می فرماید:

اسئلک بجودک ان تدنینی من قربک و ان توزعنی شکرک. از تو می خواهم به بخشش و جودت که مرا به مقام قربت نزدیک کنی و سپاسگزاری و شکر به درگاهت را نصیبم گردانی.

پی نوشت ها:

ـــــــــــــــــــــــ

1. سوره نحل، آیه 121.

2. سوره ابراهیم، آیه 37.

3. اصول کافی، ج 4، ص 301.

4. تفسیر المیزان، ج 7، ص 65.

5. سوره بقره، آیه 152.

6. سوره سباء، آیه 12.

7. اصول کافی، ج 4، ص 289.

8. نهج البلاغه، خطبه 113.

9. همان خطبه 80.

10. اصول کافی، ج 4، ص 293.

11. همان، ص 303.

12. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، علامه جعفری، ج12، ص 13ـ10.

13. مشکاة الانوار،ص 45.

14. سوره لقمان، آیه 14.

15. نهج البلاغه، حکمت 236.

16. سوره حج، آیه 77.

17. مفاتیح الجنان، سجده شکر.

18. اصول کافی، ج 4، ص 301.

پاسخ داده شده 26 اردیبهشت 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

راههای شکرگزاری به توصیه امام صادق (ع)
شکرگزاری ، امام صادق
امام صادق (ع) در زمینه ی اهمیت شکر نعمت ایشان توصیه هایی داشتند که با توصیفات زیبا بیان شده است. بیایید از امام صادق شکرگزاری را بیاموزیم.
شکرگزاری از دیدگاه امام صادق

شکرگزاری حقیقی را از امام صادق بیاموزیم . امام صادق (ع) در رابطه به شکرگزاری و کفر نعمت فرمایشات زیبایی فرموده اند که در قالب اهمیت شکرگزاری و راه و روش شکر گزاری واقعی و اهمیت این امر در بارگاه پروردگار به صورت دسته بندی شده در این گزارش می خوانید. شکرگزاری
اهمیت شکرگزاری از دیدگاه امام صادق

حقیقت این است که شکرگزاری، به همین سادگی که بیان می کنیم نیست. به عبارت دیگر، شکرگزاری یک کار عبادی مهم است که باید اهمیت و روش درست آن را آموخت. درباره اهمیت شکرگزاری همین بس که مایه ثابت ماندن نعمتهای موجود ما و مایه زیاد شدن آنها می گردد و در مقابل، کفران نعمت یکی از شکلهای کافر بودن است.(1)
ارتباط شکرگزاری با افزایش نعمت به حدی زنده و سریع است که اولیای دین فرمود ه اند:"هیچگاه نمی شود که بنده در یاد خود شکر نعمتی را که خدا به او داده است به جا بیاورد مگر اینکه نعمتش افزوده می گردد قبل از اینکه شکرش به مرحله زبان هم برسد."(2)
از امام صادق علیه السلام نقل شده است که کفر در کتاب خدا بر پنج وجه است که یکی از انواع آن کفران نعمت است(3)
 شکر و صبر دو روی یک سکه

گاهی واقعی ترین مسائل برای ما عجیب می نمایند. یکی از حقایق عالم این است که از دید الهی، شکر در خوشی ها و صبر در سختی ها معادل یکدیگرند. امام صادق علیه السلام از جدّ خود رسول خدا صلی الله علیه و آله اینگونه روایت می کنند:«آنکه غذا می خورد و شاکر است همان اجر کسی را دارد که روزه (مستحبی) گرفته و بر گرسنگی صبر می کند و آنکه در رفاه است و بهر عافیت خود شاکر است همان اجر کسی را دارد که گرفتاری پیدا کرده است اما صبر می کند و آنکه اهل بخشش است و (بخاطر این توفیق الهی) شاکر است همان اجر کسی را دارد که محروم است و قناعت می ورزد.»(4)
 نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می یابیم که فرمودند:«هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»
سخنی درباره شناخت شکر واقعی

در اینجا به مرور مطالبی که تا کنون درباره شکر آموختیم می پردازیم:
1- شکر، خودش توفیقی است که خدا به بندگان می دهد تا یاد شکرگزاری بیفتند.
2- نتیجه شکرگزاری افزایش و دوام نعمت است.
3- نتیجه شکرگزاری بسیار سریع عاید انسان می شود.
4- شکرگزاری در حال رفاه و آرامش همان اجر صبر در حال گرفتاری و مشکلات را دارد.

 
آنگاه که ناشکری  خود را شکر حساب می کنیم

از مطالب بالا می آموزیم که شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی هم در زندگی دارد. بنابراین اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی کنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. به عبارت دیگر، ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.

 شکر وناشکری خدا

اهمیت پاسخ به خوبی های خدا
شکری که زبانی است اما لقلقه زبان نیست

اما در میان ما کمتر کسی است که هر روز زبانش به شکر الهی گویا نباشد، پس چه می شود که جزو شاکران نیستیم. مگر ذکر "الحمد لله ربّ العالمین" نشانه شکرگزاری نیست؟
 در پاسخ باید گفت که شکر یک مغز و جانمایه دارد که اگر در درون ذکر "الحمد لله" جای نگرفته باشد، این ذکر را از اثر می- اندازد. آنچه جانمایه شکر است، توجه قلبی به این است که این نعمت از جانب خداست.
از امام صادق علیه السلام می آموزیم که ذکر "الحمد لله" وسیله خوبی برای شکرگزاری هر نعمت کوچک و بزرگی است(5) بنابراین نباید ذکر شریف "حمد" را کوچک بشماریم بلکه باید به مغز آن نیز توجه کنیم که همانا توجه قلبی به صاحب نعمت است. کلید شناخت حمد واقعی را در این روایت از حضرت صادق علیه السلام می یابیم که فرمودند:«هر کس که خدایش نعمتی به او داده و آن نعمت را با قلبش بشناسد، شکرش را به جا آورده است.»(6)
 
راههای شکرگزاری به توصیه امام صادق

یک – هنگام استفاده از هر نعمتی توجه کنیم که خدا آن را به ما داده است و نیز "الحمد لله" بگوییم.(7)
دو – از کسی که به ما خوبی می کند و نعمت خدا به واسطه او به ما برسد، تشکر کنیم. (8)
سه – وقتی شخص معلول یا مشکلداری را می بینیم، با یاد سلامتی و آسایش خود خدا را حمد کنیم (البته به شکلی که آن شخص نشنود و رنجیده خاطر نگردد). (9)
چهار – وقتی نعمتی به ما می رسد یا یاد نعمتی می افتیم سجده شکر کنیم و اگر موقعیتمان مناسب نیست، صورت را بر دست گذاشته، "الحمد لله" بگوییم.(10)
 
شکرهای بدعت گونه

شکر یک عمل دینی مهم است که در درون دین کامل می شود اما هم اکنون برخی از مکتبهای فکری این جزء را از دین گُزیده کرده اند و تحت عنوان "قانون شکرگزاری" معرفی می کنند. مثلاً جملاتی را به مخاطبین خود آموزش می دهند که هر روز بگویند و شامل مضامین شکرگزاری است.
نکته مهم آن است که اولاً این قانون را از دین گرفته اند و به عنوان جزئی از مکتب خود معرفی می کنند اما در حقیقت با این کار شکر را از کارکرد اصلی خود که یک عبادت الهی است خارج می کنند و به آن به عنوان ابزاری برای جلب منفعتهای بیشتر نظر می کنند. شاهد آنکه در بسیاری از این مکاتب، به احکام الهی و انجام دادن فرایض دینی اهمیت داده نمی شود. توجه به حلالها و حرامهای الهی اصل مهمی تلقی نمی شود، اما بر تکرار اذکاری با کلمات تشکر و شکر تأکید می شود.
شکر یک کار مهم و حسابی است که ثمرات مهمی در زندگی دارد. اگر این ثمرات را در زندگی مشاهده نمی کنیم، بدون شک باید در نحوه شکرگزاری خود شک کنیم. یعنی ممکن است خیال کنیم که شاکر خدا هستیم اما از دید خدا جزو شاکران محسوب نگردیم.

بنابراین نباید فریفته این ظاهرهای زیبا از این گروه ها شویم، هر چند در ظاهر تأثیراتی هم ببینیم زیرا تأثیرات ممکن است بر مبنای باطل باشد و اگر کسی به حلالها و حرامهای الهی بی اهمیتی کند اما اتفاقات خوشایندی در زندگی اش بیفتد، نه تنها باید خوشحال نباشد و آن را نشانه خوبی نداند، بلکه باید بر بدعاقبتی و مکر الهی ترسان باشد.(11)

 
نعمت اصلی، شکر اصلی

نعمت دین و شناخت راه خدا و هدایت به راه جانشینان معصوم رسول خدا صلی الله علیه و آله بزرگترین نعمت خداست، به حدی که اصل نعمت و نعمت اصلی همان است. شکر دیندار بودن، بیان کردن آن است.(12)

 پی نوشت:


1- قَالَ أَمِیرُ الْمُوْمِنِینَ علیه السلام مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ نِعْمَةً فَشَکَرَهَا بِقَلْبِهِ إِلَّا اسْتَوْجَبَ الْمَزِیدَ فِیهَا قَبْلَ أَنْ یُظْهِرَ شُکْرَهَا عَلَی لِسَانِهِ (بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
2- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ الْکُفْرُ فِی کِتَابِ اللَّهِ عَلَی خَمْسَةِ أَوْجُهٍ فَمِنْهَا کُفْرُ النِّعَمِ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ یَحْکِی قَوْلَ سُلَیْمَانَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ الْآیَةَ وَ قَالَ اللَّهُ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ قَالَ فَاذْکُرُونِی أَذْکُرْکُمْ وَ اشْکُرُوا لِی وَ لا تَکْفُرُونِ‏(بحارالانوار، جلد 68، باب شکر)
3- و سپس این آیه را تلاوت کردند که گفته سلیمان علیه السلام است:" هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنی‏ أَ أَشْکُرُ أَمْ أَکْفُرُ"
4- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله الطَّاعِمُ الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الصَّائِمِ الْمُحْتَسِبِ وَ الْمُعَافَی الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الْمُبْتَلَی الصَّابِرِ وَ الْمُعْطَی الشَّاکِرُ لَهُ مِنَ الْأَجْرِ کَأَجْرِ الْمَحْرُومِ الْقَانِعِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)
5- عَنْ صَفْوَانَ الْجَمَّالِ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ لِی مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ صَغُرَتْ أَوْ کَبُرَتْ فَقَالَ الْحَمْدُ لِلَّهِ إِلَّا أَدَّی شُکْرَهَا (کافی، جلد دوم، باب شکر)
6- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَنْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ بِنِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ فَقَدْ أَدَّی شُکْرَهَا (کافی، جلد دوم، باب شکر)
7- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَی عَبْدٍ مِنْ نِعْمَةٍ فَعَرَفَهَا بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَ اللَّهَ ظَاهِراً بِلِسَانِهِ فَتَمَّ کَلَامُهُ حَتَّی یُوْمَرَ لَهُ بِالْمَزِیدِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
8- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ مَکْتُوبٌ فِی التَّوْرَاةِ اشْکُرْ مَنْ أَنْعَمَ عَلَیْکَ وَ أَنْعِمْ عَلَی مَنْ شَکَرَکَ فَإِنَّهُ لَا زَوَالَ لِلنَّعْمَاءِ إِذَا شُکِرَتْ وَ لَا بَقَاءَ لَهَا إِذَا کُفِرَتْ الشُّکْرُ زِیَادَةٌ فِی النِّعَمِ وَ أَمَانٌ مِنَ الْغِیَرِ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
9- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله إِذَا رَأَیْتُمْ أَهْلَ الْبَلَاءِ فَاحْمَدُوا اللَّهَ وَ لَا تُسْمِعُوهُمْ فَإِنَّ ذَلِکَ یَحْزُنُهُمْ(کافی، جلد دوم، باب شکر)
10- عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ إِذَا ذَکَرَ أَحَدُکُمْ نِعْمَةَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی التُّرَابِ شُکْراً لِلَّهِ فَإِنْ کَانَ رَاکِباً فَلْیَنْزِلْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی التُّرَابِ وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ یَقْدِرُ عَلَی النُّزُولِ لِلشُّهْرَةِ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی قَرَبُوسِهِ وَ إِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَی کَفِّهِ ثُمَّ لْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَی مَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)
11- یَا ابْنَ آدَمَ إِذَا رَأَیْتَ رَبَّکَ سُبْحَانَهُ یُتَابِعُ عَلَیْکَ نِعَمَهُ وَ أَنْتَ تَعْصِیهِ فَاحْذَرْهُ (نهج البلاغه، حکمت 25)
12- سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ قَالَ الَّذِی أَنْعَمَ عَلَیْکَ بِمَا فَضَّلَکَ وَ أَعْطَاکَ وَ أَحْسَنَ إِلَیْکَ ثُمَّ قَالَ فَحَدَّثَ بِدِینِهِ وَ مَا أَعْطَاهُ اللَّهُ وَ مَا أَنْعَمَ بِهِ عَلَیْهِ (کافی، جلد دوم، باب شکر)

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

چطوری شکرگزاری موجب افزایش نعمت ها می شود
در: انگیزاننده و محرک شادی, مهربانترین آیه ها
شکر گزاری    

می خواستم در مورد شکرگذاری بنویسم اما بهتر بود با این جمله شروع کنم که قانون مهم خلقت برای شادی یک جوری به شکر گزاری ربط پیدا می کند. در ادامه می گویم که چطور شکرگزاری و افزایش نعمت ها ربط به هم دارند.

اما برای این که به این نتیجه برسیم بیا و از ابتدا متن را بخوان تا در دو سه پاراگراف آخر بگویم که این دو قانون چی هستند که قانون طلایی اند و از  بس که دم دست هستند کسی زیاد به آن توجه نمی کند.

بزن بریم..
شکرگزاری برای افزایش نعمت یعنی چی ؟

شکرگزاری یعنی هر کسی، یا هر چیزی که برایت مفید واقع شد، این واقعیت را درک کنی که مدیون او هستی، و باید این کار مثبت را جواب دهی.
اقسام و انواع شکرگزاری برای افزایش نعمت

قبل از هر چیز خوب است در مورد انواع و اقسام شکر بگویم.

شکر به سه حالت است

    زبانی
    دلی
    عملی

شکر زبانی: یعنی زبانت را به کار بینداز، غرور نکن، خجالت نکش.. تشکر کن از اطرافیانت و از خدا.. اصلا واجب است.

شکر دلی: یعنی توی دلت، کرنش داشته باش و خاشع باش که مدیون کسانی هستی که به تو خیری رسانده اند.

شکر عملی: اما این شکر یعنی دست به کار شو و جبران کن. این مدل شکر گزاری است که شکر گزاری تو را به نتیجه می رساند.

مهم ترین نوع شکر گزاری شکرگزاری دلی است!
آیا لازم است مقابل هر کسی شکر گزار باشیم؟

راستش هر کسی که نه، بلکه حتی در مقابل خودت، اطرافیانت و حتی جانور ها و اشیایی که اطرافت هستند هم باید شکر گزار باشی.. با این حساب حساب خدا که حسابی جداست ..
شکر گزاری در مقابل بندگان

برای شکر گزاری در مقابل بنده ها، کافی است که حقیقتا درک کنی که کسی که کار خوبی در حقت کرده، باید مورد سپاس قرار بگیرد. این سپاس باید به صورت زیر باشد:

    سپاس گزاری با زبانت.. بگو ممنونم بخاطر این کار، یا این چیز
    برایش کاری کن یا لطفش را جبران کن
    جبران کردن نباید کمتر از کاری باشد که او برای تو کرده است!

شکر گزاری در مقابل خدا چگونه است؟

در مقابل خداوند هم باید شکر گزار باید بود. در رابطه با خدا این المان ها را در نظر داشته باش

شکر گزاری زبانی.. یا همان الحمدلله

شکر گزاری عملی.. یعنی بکار گرفتن نعمت ها در راه خیر، اطاعت و عبادت و عبودیت! ( این دو تای اخری کلی با هم فرق دارد )

شکر گزاری دلی! یعنی دلت خاشع باشد در مقابل خدا و تمام
شکر گزاری در مقابل اشیا و حیوانات

وقتی به نتیجه می رسی که فلان وسیله به حالت مناسب بوده! مثلا کولر توی این گرمای تابستان یا بخاری توی سرمای زمستان که به تو خیر می رساند، در دلت قبول کنی که خداوند لطفش را از طریق این دستگاه ها جاری کرده است.

این گونه می توانی به کمک اشیاه متمایل به خدا شوی.

می توانی حسابی شکر کنی و مطمئن باش این شکر گزاری تو انرژی مثبتی برای سالم ماندن وسیله ات می شود.

برای حیوانات هم همیطور است.

همین مارمولکی که خودم از ده فرسخی اش فرار می کنم

لطف خدا برای تمیز کردن هواست. پس خدا را شکر که چنین حیواناتی هستند تا سم هوای اطراف من را بگیرند! اما امیدوارم که انرژی مثبت ارسالی، آن ها را از ترساندن من دور نگه دارد.

و قطعا همین طور هم می شود.

آیا حالا با این حساب دلیلی برای شکر گزار نبودن داری؟
خط قرمز شکر گزاری در مقابل خداوند

در مقابل خداوند باید به این نکته توجه داشته باشی، که نعمت ها را در جهت خلاف رضای او، و یا حتی در جهت دشمنی با او یا با بندگان او بکار نگیری

شکرگزاری و افزایش نعمت

حالا برویم سر وقت قانون طبیعت

    توی قران یک آیه داریم:

    لَئِن شَكَرْتُمْ لأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ ( سوره ابراهیم آیه 7 )

    معنی: اگر شکر نعمت به جای آرید بر نعمت شما می‌افزایم و اگر کفران کنید عذاب من بسیار سخت است.

از طرفی در آیه ای دیگر داریم:

     فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِي وَ لا تَكْفُرُونِ‌ ( سوره بقره آیه 152 )

    معنی:  پس مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و براى من شكر كنيد و كفران نورزيد.

خب حالا بریم سر وقت ادامه درس ( ادامه این درس از یکی از سخنرانی های استاد شجاعی اقتباس کرده ام که خلاصه به زبان خودم می نویسم )

در مورد آیه اول:

بعضی چیزهای بدیهی در دنیا وجود دارند که علت و معلول کاملا مشخص اند. مثلا تو آب می نوشی تا تشنگی ات رفع شود. یا اینکه خودکار را می کشی روی کاغذ تا بنویسد.

در مورد دنیا نیز یک قانون مهم وجود دارد و آن هم این است که

اگر شکر کنی نعمتت افزوده می شود و اگر هم کفران نعمت کنی دهنت به گونه ای کاملا مشخص سرویس می شود!

این را داشته باش تا بریم سراغ آیه بعدی

آیه بعدی می گوید:

اگر یادم باشی.. به یادتم.. اگر شاکرم باشی، شاکرت هستم.

استاد شجاعی بزرگوار در این جا می گوید، پروسه یاد کردن خدا به طور کلی سه مرحله دارد:

    اول خداوند به دل تو نظر می کند و توفیق می دهد که یادش کنی
    بعد می گوید یادم کن تا یادت کنم! یعنی نخ دادن های من را نادیده نگیر – اصلا به ضررت می شود اگر از من اعراض کنی ( به عبارتی به زبان خودمانی )
    وقتی که تو هم یاد خدا کردی طبق آیه دوم، یاد خدا کنی، خدا یادت می کند . این یاد کردن سومی، دقیقا شکر خدا است. خدا شاکر تو می شود، و بر نعمت هایت و لطف هایش افزوده می شود.

خداوند به شیوه ماهرانه علت و معلول هایش را تعریف کرده ولی ما کمی در درک تنبلیم و شاید وسعت وجودی مان بزرگ نشده برای رزق!

آن هم رزق الهی

پس تا اینجا متوجه شدی که شکرگزاری می تواند چطوری بر نعمت هایت اضافه کند

شکرگزاری و افزایش نعمت رابطه مستقیم با هم دارند و همیشه بر آن تاکید شده است اما این رسالت توست که از امروز و همین لحظه شاکر بودن را تمرین کنی. مثل خدا شاکر باش.

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

(1)   شکر گزاری در قرآن
44

از مسائلی که فرهنگ اسلامی بر آن تأکید کرده و در قرآن و روایات به عنوان خصلتی ارزنده و نیک برای انسانها بیان شده شکرگزاری و سپاس از بابت نعمتهای الهی است. اسلام می خواهد افراد به درجه ای از یقین برسند که در هر حالی اعم از آرامش و یا روی آوردن مصائب شکر خدا را بجای آورند. بنظر می رسد که انسانها پس از دریافت نعمت، شکر بجای آورند امّا عارفان و اهل معرفت معتقدند که حتی بلایی که انسان بدان گرفتار می شود جای سپاس دارد و شخصی که به ناراحتی مبتلا شده خداوند را حمد گوید که از میان بلاهای گوناگون به یکی از آنها گرفتار آمده است. علماء درجه شکر را از صبر برتر دانسته و گفته اند شکر از رضا برخیزد و ریشه صبر در ناپسندی نهفته است.
شکر در قرآن و منابع اسلامی

شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین خصوصیات انسان است. گرچه نعمتها و فضل پروردگار بسیار زیاد می باشد و قابل احصاء نیست امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه ای بر رویش این فرهنگ در وجود او خواهد بود. به قول شاعر:
فضل خدای را که تواند شمار کرد     یا کیست آنکه شکر یکی در هزار کرد
بنده همان به که زتقصیر خویش     عذر به درگاه خدای آورد
ورنه سزاوار خداوندیش     کس نتواند که به جای آورد

ثناگویی در برابر نعمت و بخشش را شکر گویند. چنانچه قرآن درباره حضرت ابراهیم می فرماید: «شاکراً لانعمه و هداه الی صراط مستقیم(1)؛چون حضرت ابراهیم نسبت به نعمت های الهی شکرگزار بود و در این راه ایستادگی کرد و از مشرکان اعراض نمود، خداوند وی را به عنوان رسول خویش برگزید و به راه راست هدایت کرد.»

هم چنین وقتی که حضرت ابراهیم هاجر و اسماعیل را در سرزمین بی آب و علف مکه قرار داد با خداوند راز و نیاز کرد که ای پروردگار ما: برخی از فرزندانم را به وادی بی آب و علف نزدیک خانه گرامی تو جای دادم تا نماز بگذارند پس ای خداوند متعال دلهای مردمان را چنان کن که بسوی آنها میل کنند و از هر ثمره ای روزیشان ده باشند که سپاس گذارند.(2) در این آیه که ترجمه آن گذشت حضرت ابراهیم در دعای خویش بر شکر و سپاسگزاری بر نعمتهای الهی تأکید می ورزد. همانگونه که یادآوری نعمت و اظهار آن را شکر گویند. فراموش نمودن نعمت و غفلت از آن و تفکر نکردن درخصوص منعم، خود کتمان حقیقتی است که معادل کفر محسوب می شود.

شکر مراتب و درجاتی دارد، تشکر به قلب و اعماق روح و روان و تذکر به آنچه اعطاء شده است، جاری ساختن بر زبان و ثناگویی منعم، بروز شکر بر جوارح و اعضاء به نحوی که انسان در حد توان بتواند از قوای خود در جهت مصالح و اموری که رضایت الهی در آن نهفته است اقدام نماید.

در منابع اسلامی شکر را اینگونه معرفی کرده اند: ثناگویی و سپاسگزاری بر زبان آوردن الفاظ نیست که بر سبیل تکرار و به منظور ساقط شدن بار تکلیف ادا گردد. بلکه شکر گویی مرحله ای بالاتر و رتبه ای ژرف تر دارد. انسان شاکر در فیض هستی و سرچشمه رحمت و نعمت الهی تفکر می کند و از رهگذر این اندیشه به باوری می رسد که رشته هستی او را به طور عملی و عینی به بارگاه پروردگار ربط می دهد چنین تفکر و باوری موجب می شود که انسان حتی لحظه ای از عمر خود را تباه نسازد و اوقات گرانبهای خویش را به عبث نگزارند و از تلاش در جهت تزکیه و سبقت در تحصیل خیرات و کمالات دست بر ندارد و برای نیل به مکارم و فضایل اهتمام ورزد. روایت شده که خداوند به حضرت موسی وحی فرستاد که ای موسی حق شکر مرا به جای آر، عرض کرد پروردگارا چگونه شکر کنم تو را که حق

شکر تو باشد در حالی که هیچ شکری نیست که به آن ترا شکر کنم، مگر آنکه همان شکر هم نعمتی است که تو به من ارزانی داشتی، فرمود: ای موسی اکنون حق شکر مرا ادا کردی که دانستی آن هم از من است.(3)

علامه طباطبائی در توضیح آیه...سیجزی اللّه الشاکرین می فرماید: و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است اخفاء نعمت می باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است پس شکر خدا به این است که انسان نعمت را در محل خودش بکار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکر خدا بوده باشد.(4)

قرآن کریم تشکر از خدا را قرین با ذکر پروردگار می داند و می فرماید: «فاذکرونی اذکرکم و اشکرولی ولاتکفرون»(5) در اینجا یاد کردن و شکر الهی تنها یک ذکر زبانی صرف نیست بلکه منظور از یاد، پاک ساختن روح و جان از رذایل و آماده شدن آن برای پذیرش رحمت پروردگار است و منظور از شکر استفاده کردن هر نعمتی به جای خود و در راه همان است که برای آن آفریده شده. معنای دیگر شکر که از آیه: «اعملوا آل داود شکراً»(6) مستفاد می شود این است که شکر بیشتر عمل انسان را در بر می گیرد گرچه یکی از اقسام شکر عمل به جوارح است. امّا باید تلاش گردد با بهره گیری صحیح از نعمت های داده شده شکر آن را در عمل بجا آوریم که اقل مراتب شکر است. به عبارتی دیگر می توان بیان داشت که شکر آن است که انسان همیشه و در همه حال بدون فراموشی به یاد خدا باشد و بدون انجام گناه به دستورات الهی گردن نهد.
شکر از دیدگاه معصومین(ع)

وظیفه شکرگزاری نعمتی است که بزرگان دین در کسبش کوشیده اند و خویش را بدان آراسته اند. از امام صادق(ع) روایت شده که رسول خدا(ص) در شبی که نزد عایشه بود در پیشگاه الهی سر تواضع فرود آورده و به عبادت و دعا مشغول شد، عایشه که این حالت را از پیامبر خدا دید به او گفت: یا رسول اللّه چرا خود را به زحمت می اندازی با اینکه خداوند تو را آمرزیده است نسبت به گذشته و آنچه آینده خواهی داشت. آن حضرت فرمود: ای عایشه نباید بنده شاکری باشم؟(7)

توفیقی که انسان به گاه شکر و عبادت به درگاه حق بدست می آورد نعمتی است ارزنده که خداوند او را بدان مفتخر نموده و لازم است به پاس این شکرگزاری به شکری دیگر پردازد چنانچه امام سجاد(ع) در مناجات شاکرین می فرماید: چگونه می توانم حق شکر تو را به جای آورم در حالی که همین شکر من نیاز به شکر جدیدی دارد و هر زمانی که می گویم الحمدللّه. بر من فرض است که بخاطر همین توفیق شکرگزاری بگویم: الحمدللّه.

حضرت علی(ع) در موارد متعددی به اهمیت شکر و فضیلت آن اشاره کرد و می فرماید: حمد و سپاس سزای خداوندی است که حمد را به نعمتها و نعمتها را به شکر پیوند زده و به ازاء نعمتها حمد را واجب کرده و شکر را سبب فراوانی آنها قرار داده، بر نعمت هایش او را حمد می کنیم چنانکه بر بلایش سپاسگزاریم.(8)

نعمتهای الهی افزون بر شکر و حمد انسانهاست و یادآوری این مطلب که بشر از سپاسگزاری الطاف بی حد الهی عاجز است نزول نعمت از جانب پروردگار را بیشتر نموده و زمینه این امر را تحقق می بخشد. با این حال اگر انسان از دید خویش پنداشت کمتر از نعمتها بهره مند شده و به بلایا و سختی ها گرفتار آمده وظیفه دارد به سپاسگزاری آفریدگار جهان بپردازد. و این نکته ای است که حضرت علی(ع) بدان اشاره فرموده است: ای مردم زهد، دل نبستن به دنیا، کم کردن آرزوها و شکرگزاری نعمتهای ـ خداوندی ـ و دوری از حرامهاست. پس اگر به این سه چیز دست نیافتید حرام بر شکیبایی و صبر شما غالب نشود و شکرگزاری از نعمتها را فراموش نکنید.(9)

شکر به هنگام برخورداری از نعمت ها و یادآوری عظمت و ارزش آنها اعم از مادی و معنوی موجبات تقرب به درگاه الهی و قرار گرفتن در بستر پرستش حق است که نهایت هدف جهان خلقت می باشد.

انجام اعمال صالح و بروز رفتار صحیح و پسندیده از جلوه های شکرگزاری و بیانگر تواضع، معرفت و شناخت بندگان با ایمان است و مسلماً باید خداوند را به عمل شکر گفت، امّا بزرگان و پیشوایان دین حمد و سپاس از طریق زبان را نیز نوعی شکرگزاری دانسته اند. صفوان جمال می گوید:

امام صادق(ع) به من فرمودند: خدا هر نعمتی که به بنده ای دهد کوچک یا بزرگ و او بگوید الحمدللّه شکرش رابجا آورده و باز فرمود: خدا هر نعمتی به بنده اش دهد که آن را از دل بفهمد شکرش را ادا کرده است.(10)

از آموزه های دینی درمی یابیم که ایمان دو قسم است یکی صبر و دیگری شکر، چنانچه در احوالات پیامبر اسلام(ص) آورده اند که هرگاه امری پیش می آمد که آن حضرت را شاد می کرد. می فرمود: حمد خدا را بر این نعمت و چون امر غم آوری برایش رخ می داد، می فرمود: حمد خدا را به هر حال.
تشکر از واسطه های نعمت

از نشانه های ایمان در وهله اول سپاسگزاری و شکر نسبت به خداوند است که مظهر لطف و بخشش بوده و با نعمتهای فراوان مخلوقاتش را به بندگی و اطاعت از خویش فرمان داده است. در مرتبه دوم تشکر از کسانی که راه رسیدن به نعمات الهی را هموار نموده و واسطه این فیض شده اند وظیفه ای است که مورد سفارش خدا و اولیاء دین می باشد. در روایت است که: «من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق» هر کس در مقابل احسان و نیکی بندگان خداوند شکرگزاری نکند خدا را شکر نگفته است. بنابراین اگر در جامعه روحیه تشکر و قدردانی از انسانهای خیّر، مبتکر و خلّاق از بین برود، گرایش به فعالیت های مثبت و سازنده کمرنگ شده و دلسردی و خمودگی جای آن را خواهد گرفت.

از آنجایی که تشکر و تشویق به انگیزش افراد در ارائه خدمات بهتر و مطلوبتر کمک می کند و روح و روان آنها را شاد و بانشاط می گرداند، این امر همیشه مورد تأکید اسلام و پیشوایان دینی بوده است.

در روایت است که خداوند به یکی از بندگانش در روز قیامت فرمان می دهد به آتش، آن بنده گوید پروردگارا مرا امر می کنی که به آتش بروم در حالی که من قرآن تلاوت نمودم، خطاب می رسد، آری قرآن خواندی ولی نعمت مرا که به تو داده بودم شکر نکردی. بنده می گوید: خدایا هر نعمتی که دادی من شکر آن را بجا آوردم. آنگاه نعمتها را بر می شمارد و بیان می کند که شکر آنها را انجام دادم. خطاب می رسد. بنده من راست می گویی ولیکن تو شکر کسی که نعمت مرا به تو رسانید انجام ندادی و من تعهد کردم برخودم که نپذیرم شکر بندگان خودم را در مقابل نعمت هایی که به او دادم مگر آنکه شکر کند بنده ای را که به او نعمت مرا رسانیده است.(11)

علامه جعفری می گوید: شکر و سپاس، یکی از عالی ترین عوامل سازنده روح انسانی است. آغاز چنین معرفت و عمل، آغاز تکامل انسانی و برقراری یک ارتباط معقول میان او و جهان هستی و همنوعان خویش می باشد. در راه وصول به چنین مقام والا، نخستین معرفتی که نصیب انسان می گردد، این است که اولاً می فهمد که به هیچ وجه از خلاق هستی و فیض بخش کائنات، طلبکار نیست که در نتیجه آن چه را که در این زندگانی به دست می آورد، یک ضرورتی باشد که خداوند مجبور است آن را به مخلوقات خود بدهد؟ تنها چنین معرفت است که فیض بودن هستی را برای انسان قابل درک می سازد. یک نتیجه بسیار با اهمیت که از این درک حاصل می شود طراوت و انبساط و سرور درونی است که با غوطه ورشدن در مصائب و ناگواری های حیات طبیعی هرگز مختل نمی گردد... هر نعمتی شایسته شکری است که برای برآمدن از عهده حق آن نعمت بایستی آن را به جای آورد و خود این توجه و آگاهی تدریجاً می تواند اراده شکرگزاری را تحریک نموده و این کمال را نصیب انسان سازد.(12)

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

(2)   ثمرات شکرگزاری

خداوند در قرآن آورده است «لئن شکرتم لازیدنّکم ولئن کفرتم انّ عذابی لشدید» از اثرات قابل توجه شکر فزونی نعمت است و از اثرات کفر نعمت، عذاب پروردگار می باشد. با دقت در آیه فوق درمی یابیم که خداوند در برابر نعمت هایش نیازی به شکر ما ندارد گرچه دستور به شکرگزاری داده و اینکار موجب نعمت دیگری بر ما می شود، مهم این است که ببینیم حقیقت شکر چیست و بخشنده نعمت کیست؟ که این توجه و آگاهی قدم اول شکر و ثنا با زبان مرحله بعدی و از هر دو بالاتر اقدام و شکر عملی است.

افزایش نعمتهای خداوند که به شکرگزاران وعده داده شده تنها به نعمتهای مادی تازه منحصر نمی باشد. بلکه نفس شکرگزاری توأم با توجه خاص به خداوند و عشق به ساحت مقدس ربوبی است خود نعمتی بزرگ می باشد که موجب تربیت نفس و هدایت به مسیر حق می گردد.

در روایت است که حضرت رضا(ع) فرمود: بپرهیزید خدا را و بر شما باد تواضع و شکر و حمد خدا، به درستی که در بنی اسرائیل مردی بود که شبی در خواب دید کسی که گفت نصف عمرت در وسعت رزق و

روزی هستی، انتخاب کن نصف اول عمر باشد یا نصف آخر، مرد گفت صبر کن تا با شریک زندگیم ـ همسرم ـ مشورت کنم و بعد پاسخ گویم. صبح که از خواب بیدار شد به همسرش گفت: دیشب مردی به من خبر داد که نصف عمرت در رفاه خواهی بود و مخیری انتخاب کنی که نصف اول باشد یا نصف آخر و من مهلت خواستم تا با تو مشورت کنم. حال تو انتخاب کن. همسرش گفت: نصف اول را انتخاب می کنیم. مرد پذیرفت و آنگاه دنیا به او روی آورد و هرچه نعمت بر او بیشتر می رسید همسرش می گفت به فلان همسایه و فلان فامیل که محتاجند کمک کن و این روش آنها بود هر وقت نعمتی خداوند به آنها می داد صدقه می دادند، شکر می کردند و بخش می نمودند تا اینکه شبی در خواب دید که به او گفتند نصف عمرت که باید در رفاه باشی تمام شد. مرد گفت صبر کن با همسرم مشورت کنم صبح به همسرش گفت: دیشب مرا خبر دادند که نصف عمرت که باید در رفاه باشی تمام شده است. همسرش گفت: خداوند به ما نعمت داد و ما شکر کردیم و خدا وعده داد، که اگر شکر نعمت کنید، نعمت شما زیاد می شود و او اولی به وفاء است پس شب به مرد خبر دادند که گفته همسرت درست است و نصف دیگر عمرت را نیز در رفاه خواهی بود. زیرا که شکر نعمت کردی.(13)

ثمره شکر متوجه خود انسان است خداوند می فرماید: «ان اشکرلله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان اللّه غنی حمید»(14) هر کس سپاس گذارد جز این نیست که برای خود سپاس گزارد، زیرا خداوند بی نیاز و حمید است. نتیجه شکر و یا کفر نعمت به سود و یا ضرر خود انسان است. زیرا که خداوند از همگان بی نیاز است و اگر همه عالم شکر گویند و یا کفران کنند به ساحت الهی گردی نمی نشیند بلکه سود شکرگزاری که دوام نعمت و پاداش اخروی است عائد خود انسان می شود همانگونه که زیان کفران نعمت فقط دامان خودش را می گیرد.

حضرت علی(ع): محققاً خدایتعالی را در هر نعمتی حق سپاس است، پس هر که بجا آورد خداوند از آن نعمت بر او فراوان دهد و هرکه در بجاآوردن آن حق کوتاهی کند خدا آن نعمت را در خطر نابودی و دور شدن اندازد.(15)
سجده شکر

خداوند در قرآن می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا ارکعوا و اسجدوا و اعبدوا ربکم»(16) ای کسانی که ایمان آوردید رکوع کنید و سجده کنید و پروردگار خود را عبادت کنید. یکی از مشخصه های ایمان آورندگان سجده به درگاه الهی جهت عرض حال، تقصیر و شکر می باشد که بارزترین نمونه آن را در فعل و رفتار پیامبر(ص) و ائمه معصومین (ع) مشاهده می نمائیم.

از امام صادق(ع) روایت است: هر مؤمن که برای خدا سجده کند از جهت نعمتی در غیر نماز، حقتعالی ده حسنه برایش بنویسد و ده گناه او را محو کرده و ده درجه در بهشت او را بلند گرداند و در حدیثی دیگر فرمود: سجده شکر واجب است بر هر مسلمانی بدرستی که هرگاه بنده نماز بگذارد و بعد آن سجده شکر کند، پروردگار عالمیان حجاب را از میان بنده و ملائکه بردارد و بگوید ای ملائکه من، نظر کنید بسوی بنده من که ادا کرد فرض مرا و تمام کرد عهد مرا و سجده کرد نزد من برای شکر آنچه من بر او انعام کرده ام. ای ملائکه من او را چه باید داد؟ گویند پروردگارا رحمت تو، پس فرماید: دیگر چه؟ گویند پروردگارا بهشت تو و باز فرماید، دیگر چه؟ و ملائکه گویند کفایت مهمات او و بر آوردن حاجاتش، پس حق تعالی مکرر سؤال کند و ملائکه جواب گویند: تا آنکه ملائکه گویند پروردگارا دیگر چیزی نمی دانیم. آنگاه خداوند کریم فرماید: که من او را شکر کنم چنانچه او مرا شکر کرد و اقبال کنم بسوی او به فضل و رحمت عظیم خود در روز قیامت.(17)

ظاهراً لفظ شکر بعد از نماز بر زبان جاری می گردد. امّا این عمل جلوه شکر قلب و رضایت انسان است به آنچه پروردگار به او بخشیده، چنین بنده ای به مقام تسلیم پروردگار نائل شده و در پیشگاه او به مقامی بلند دست می یابد.

امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) در سفری بر پشت شتری سوار بود که ناگهان پیاده شد و پنج بار سجده کرد، سپس سوار شد همراهان از علت این کار پرسیدند؟ فرمود: جبرئیل نزد من آمد و از طرف خداوند به من مژده داد و من بخاطر هر یک سجده ای بجا آوردم. و در ادامه فرمود: هرگاه یکی از شماها نعمت خدا را به یاد آوردید، باید گونه بر خاک نهاده و به شکرانه آن سجده کنید. اگر سواره باشد پیاده گردد و گونه بر خاک گذارد و اگر از بیم شهرت نتوانست پیاده گردد همانجا سجده کند. و خدا را بدانچه بر او نعمت بخشیده سپاس گوید.(18)
شکر در دعا

شکر در قبال نعمات مادی و معنوی که خداوند به ما ارزانی داشته تنها به زبان خلاصه نمی گردد. رسیدن به مقام شاکرین و قرار گرفتن در این جایگاه از آن افرادی است که دائماً در محضر الهی خویش را سنجیده و به عجز و ناتوانی در مقابل اینهمه نعمت اعتراف کرده اند. امام سجاد(ع) که به عالیترین مراتب شکر و سپاسگزاری نائل گشته در مناجات الشاکرین می فرماید: ای خدا نعمتهای پی درپی تو مرا از انجام وظیفه شکرگزاری غافل کرد و...عجز و ناتوانی مقام کسی است که به نعمت های فراوان تو اعتراف کرده و به تقصیر در ادای شکر آنها روبروست.

شکر در مقابل نعمتهای پروردگار نصیب افرادی می گردد که به قرب پروردگار رسیده و در انجام فرامین او کوشیده اند. و در پی رضایت او بوده اند. حضرت علی(ع) در دعای کمیل می فرماید:

اسئلک بجودک ان تدنینی من قربک و ان توزعنی شکرک. از تو می خواهم به بخشش و جودت که مرا به مقام قربت نزدیک کنی و سپاسگزاری و شکر به درگاهت را نصیبم گردانی.

پی نوشت ها:

ـــــــــــــــــــــــ

1. سوره نحل، آیه 121.

2. سوره ابراهیم، آیه 37.

3. اصول کافی، ج 4، ص 301.

4. تفسیر المیزان، ج 7، ص 65.

5. سوره بقره، آیه 152.

6. سوره سباء، آیه 12.

7. اصول کافی، ج 4، ص 289.

8. نهج البلاغه، خطبه 113.

9. همان خطبه 80.

10. اصول کافی، ج 4، ص 293.

11. همان، ص 303.

12. ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، علامه جعفری، ج12، ص 13ـ10.

13. مشکاة الانوار،ص 45.

14. سوره لقمان، آیه 14.

15. نهج البلاغه، حکمت 236.

16. سوره حج، آیه 77.

17. مفاتیح الجنان، سجده شکر.

18. اصول کافی، ج 4، ص 301.

 

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
0 امتیاز

تاثیر شکرگزاری در موفقیت

شکرگزاری.امروزه بسیاری از افراد به دلائل متعدد دچار حالات افسردگی و عدم اعتماد به نفس در خود می شوند که برخی با رجوع به روان پزشک و مشاوره در جهت مداوای خود بر می ایند و برخی دیگر با این بیماری روانی، زندگی را سپری می کنند.

یکی از راهکارهای اساسی  که برای این دسته از افراد  پیشنهاد می شود این است که: گوشه ایی از وقت روزانه ی خود را، صرف تفکر به داشته ها و نعمت های خود کنند و سپس به کسانی که این نعمت ها را ندارند و یا از آنها سلب شده، فکر کنند، تا هم قدر نعمت های خود رادانسته و هم شکر گذار نعمات الهی باشند.

این راهکار علاوه بر اینکه می تواند تا حدودی روحیه ی اعتماد به نفس را بازگرداند، از طرفی هم به جهت شمردن نعمت های الهی، محبت انسان به سوی خدا بیشتر شده و باعث ایجاد رابطه ایی قوی تر نسبت به قبل خواهد شد. که در انتها با این رابطه ی خالق و مخلوقی، بهتر می تواند از پس مشکلات زندگی خود بر بیاید.

کاملا واضح است که،زنده کردن حس شکرگزارى و قدردانى در خود در برابر نعمتهاى خدا تنها براى این است که طبق فرمان فطرت در برابر بخشنده نعمت، خضوع کنند، او را بشناسند و فرمانش را به جان و دل بپذیرند و به این وسیله هدایت و تربیت شوند، که در نتیجه سود شکرگزاری به سود خود انسان ها خواهد بود.

وقتی ما آگاهانه بر روی  نعمت های زندگی خود توجه و تمرکزمی کنیم  ذهن ما هم به شدت به دنبال فراهم کردن نعمت های بیشتری در زندگی برای ما می گردد زیرا به هر چیزی که در جهان هستی توجه و تمرکز کنیم دقیقا همان چیزها را در زندگی ما بیشتر وبیشتر می شود اگر توجه ما بر روی توانگری و ثروت باشد ثروت ما روز به روز بیشتر وبیشتر می شود واگر توجه ما بر روی فقر باشد روز به روز فقیرتر می شویم.

فرق بین انسانهای سپاسگزار و ناسپاس را می توانید در بین دوستان و اطرافیان خود به وضوح ببینید انسان ها سپاسگزارهمیشه آرام و متواضع و زندگی پر از نعمتی را تجربه می کنند وشب و روز درحال شکرگزاری هستند بابت تمام نعمت های خداوند سپاسگزار هستند هرکسی کار کوچکی هم برایش انجام دهد بلافاصله از او قدردانی می کند بخاطر همین دوستان وفادار بیشتری دور او جمع هستند.وکائنات هم مسیر او را  در دسترسی به اهداف و آرزو هاهمیشه هموار می کند.

برعکس انسانهای ناسپاس همیشه بدخلق و عصبانی وشاکی از دنیا و انسان های دیگر هستند همیشه درحال غر زدن هستند ونتیجه زندگی آنها هم فقر و بدبختی وتنهایی است.
تهیه دفترچه شکرگزاری

شاید این کار پنج دقیقه بیشتر وقت شما را در شبانه روز نگیرد ولی به شما قول می دهم نتایج آن در زندگی شما خیره کننده است یک دفترچه سپاسگزاری برای خود تهیه کنید و هروز قبل از خواب و بلافاصله بعد از بیداری بابت پنج نعمت زندگی خود از جهان هستی و از ۵ نفر افراد تاثیر گذار اطراف خود شکرگزاری کنید و یاداشت کنید هر روز که می خواهید روز خود را شروع کنید بلافاصله به سراغ دفترچه بروید و شروع به نوشتن ۵  نعمتی که بابتش سپاسگزار هستید کنید.
از همین لحظه تصمیم بگیرید و روزتان را با شکرگزاری شروع کنید.
و به کائنات ثابت کنید که شکرگزار آنچه که دارید هستید تا کائنات بهترین ها را برایتان رقم زند.
دفتر و قلمی بردارید و تمام داشته هایتان را بنویسید.
نیازی نیست همه را در یک روز بنویسید می توانید هر روز چند مورد جدید به آن اضافه کنید.
و هر روز آن ها را با صدای بلند بخوانید و از ته دل سپاسگزار داشته هایتان باشید.
در حین شکرگزاری باید علت آن را بیان کنید که چرا سپاسگزار آن چیز هستید.

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...