به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
4 نفر آنلاین
0 عضو و 4 مهمان در سایت حاضرند

بعضی از مقالات شکر گزاری را ارائه نمایید

0 امتیاز
6 بازدید

بعضی از مقالات شکر گزاری را ارائه نمایید

سوال شده 26 اردیبهشت 1398 در شُکر توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)

16 پاسخ

0 امتیاز

شکرگزاری
شکرگزاری مهمترین راه جذب
شکرگزاری از نعمت های خداوند

شکرگزاری چیست

خوب بحثمون ر و شروع میکنیم.شکرگزاری یکی از روش های مثبت اندیشی و طرز فکر سالم و باز است.انسان شاکر همواره کانون توجه خود را بر روی مثبت ها قرار میدهد و همواره خواهان اتفاق های خوب است.با توجه به قدرت ذهن و ضمیر ناخودآگاه انسان با تکرار جملاتی که به آنها احساس دارد اون موضوع را به زندگی خود جذب میکند. و اگر به خاطر داشته باشید در بحث قانون جذب این قانون را اینگونه تعریف کردیم که هر کم تراکمی پر تراکم شبیه خودش را جذب میکند.مورد بعدی این است که خالق و صاحب این دنیا رمز ازدیاد و لطف بیشتر خود را خودش به ما گفته و آن موضوع شکرگزاری است.موضوع بعد این است که طبیعت و ذات انسان اینگونه است که وقتی متوجه محبت لطفی از کسی میشود دوست دارد به گونه ای این محبت و لطف را جبران کند.اما دلایلی باعث میشود که انسان به شکرگزاری کمتر توجه کند.یکی از این دلایل تمرکز و توجه به ایده آل هاییست که در زندگی میبینید و میخواهد.انسان به دلیل ذات بینهایت جو خود همواره جلوتر را نگاه میکند.او همواره میکوشد که به قدم های بعدی برسد و این کار باعث میشود گذشته و حال و انسان های پایین تر را از یاد ببرد.انقدر به جلو نگاه میکند که جایی که هست و جایی که از آن آمده را نمیبیند.دلیل بعدی این است که قدرت مثبت اندیشی را از خود گرفته.قدرت تفکر عمیق و نگاه از بالا را از خود گرفته.و با ناراحتی و نگرانی موقعیتی را که دارد را نادیده میگیرد.متاسفانه انسان هیچ وقت پله هایی که بالا آمده را نمیبیند و پله های باقی مانده را مورد توجه قرار میدهد.
سعدی در یکی از حکایتهای کتاب گلستان می گوید: روزی در دمشق از خانه بیرون رفتم.کفش نداشتم.خیلی ناراحت بودم که پای برهنه می روم.در راه یکی را دیدم که پا نداشت.خدا را شکر کردم و به بی کفشی خود رضایت دادم.

باید به شکرگزاری مثل یک قانون نگاه کنیم.قانونی که در فطرت ما نیز هست.باید عادت کنیم داشته هامون را خوب ببینیم.برای شکرگزاری نباید وضعیت ایده آل را نگاه کرد.فردی در حومه تهران در منطقه ای متوسط زندگی میکند.او با دیدن برج های زعفرانیه شمال تهران احساس شکر نمیکند.فردی ماشین معمولی تولید داخل ایران را دارد.او با دیدن بنز و پورشه احساس شکرگزاری نمیکند.باید موقعیت پایین تر را ببیند تا بتوانید شکر کند و برای موقعیت بهتر تلاش کنید و برنامه ریزی داشته باشد و سر آخر زندگی خود را با توکل و رضایت به خداوند جلو ببرد.حقیقاتا انسان نباید خود را با کسی مقایسه کند.این کار ممکن است باعث غرور یا حسادت شود.اما ادمی که مثبت اندیش است و دیدی از بالا به کل زندگی خود دارد با دیدن مردمانی که از او پایین تر هستند از خدا شکرگزاری میکند. یک متن ادبی درباره شکر گزاری است که خیلی جالب این موضوع را بیان میکند.

خداروشکر که تمام شب صدای خرخر شوهرم را میشنوم، این یعنی او زنده و سالم است!
خداروشکر که دخترنوجوانم همیشه از شستن ظرفها شاکی است، این یعنی او در خانه است و در خیابان پرسه نمیزند!
خداروشکر که مالیات میپردازم، این یعنی شغل و درآمدی دارم!
خداروشکر که باید ریختوپاش های بعداز میهمانی را جمع کنم، این یعنی در میان دوستانم بوده ام!
خداروشکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم، این یعنی توان سخت کارکردن را دارم!
خداروشکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند، این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم!
خداروشکر که باید زمین را بشویم و پنجره هارا تمیز کنم، این یعنی خانه ای دارم!
خداروشکر که در مکانی دور جای پارک پیداکردم، این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوارشدن!
خداروشکر که سروصدای همسایه ها را میشنوم، این یعنی میتوانم بشنوم!
خداروشکر که اینهمه شستنی و اتوکردنی دارم، این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم،
خداروشکر که هرروز صبح زود باید با صدای زنگ ساعت بیدارشوم، این یعنی من هنوز زنده ام!
خداروشکر که گاهی اوقات بیمار میشوم، این یعنی به یاد می آورم که اغلب اوقات سالم هستم!
خداروشکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی میکند، این یعنی عزیزانی دارم که میتوان برایشان هدیه بخرم!
حتما این مطلب را هم ببینید
فلسفه های درد و رنج در زندگی انسان

شکر و آرامش

شکرگزاری باعث آرامش انسان میشود . این آرامش یعنی حالت الفا.بعد از حالت آلفا قانون جذب جولان میدهد و آن هم یعنی شما نعمت های کوچک را میشمارید اما نعمت های زیاد و بزرگ به سمت شما روانه میشود.باز هم تاکید میکنم شکرگزاری یک قانون.اگر نعمت های بیشتر میخواهید شکرگزاری بیشتر کنید.اما این موضوع هم مطرح میشود که تمام شکرگزاری زبانی نیست.البته که شکر زبانی هم بسیار مفید است.اما باید متوجه شکر عملی نیز باشید.علم داری؟یاد بده!ماشین داری؟تو را دو نفرم سوار کن.پول داری؟کمک کن!آرامش داری؟آرامش بده!حالت خوبه و خندونی؟بقیه رو هم بخندون واین چرخه با قانون دارما و قانون کارما غوغا میکند.

شکر نداشته ها

خیلی حرفه ای شدین شکر نعمت هایی را که ندارین را هم به جا بیارین.سخته؟ولی جواب میده!خدایا شکرت که  ماشین آخرین سیستم ندارم.شاید اگه اون ماشینو داشتم دیگه نمیتونستم انقدر راحت به بنده هات کمک کنم و غرور میگرفتم.

شکر از همدیگر

ببینید این جا میخواهم یک مسئله کلی رو مطرح کنم.فکر کنید شما یک فرزندی دارید و بینهایت به او علاقه مندید.زندگی خود را برای او گذاشتید.سعی کردید از همه چیز بهترین را به او بدهید.اگر کسی از فرزند شما تعریف کند و او را دوست بدارد شما هم اون فرد را دوست خواهید داشت. و اگر کسی اورا اذیت و ناراحت کند شما نیز از او ناراحت میشوید.خدا اینگونه است.خدا بینهایت انسان ها را دوست دارد.او وقتی انسان را افرید به خود تبریک گفت.حال فرض کنید شما بنده ای را کمک میکنید.چقدر خدا خوشحال میشود!؟بنده ای را ناراحت میکنید.چقدر خدا ناراحت میشود.حال چه نتیجه ای میخواهم بگیرم؟!شما با شکرگزاری از دیگران باعث بهبود روابط و افزایش لطف بهم میشید.اینجوری هم شما راضی هستید هم کسی که به شما کمک کرده هم خدا.
حتما این مطلب را هم ببینید
پادکست پنج روش برای مثبت اندیشی

شکر پیشاپیش

خدا را از اتفاق هایی که میخواهد در آینده برای شما بوجود بیاورد شکر کنید.خدایا شکرت که هفته بعد به سر کار میروم.خدایا شکرت که هفته بعد توانایی سفر با خانواده را به من خواهی داد.خدا بنده شاکر را دوست داره.باز هم میگم.از قانون استفاده کنید!انگار بانک بگه نفری ۵۰ میلیون به همه میدهم.هروقت داشتین پسش بدین.بعد طرف به رو خودش نمیاره!خدا میگه اگه نعمت بیشتر میخواهی شکرم کن!باز ما بازی درمیاریم!!!

یکی از بدترین گناهان

وقتی شیطان در مقابل خدا خط و نشان میکشید که حالا که مرا گمراه کردی من هم میدانم با بنده هایت چه کنم.نمیگه منحرفشون میکنم!نمییگه بی دینشون میکنم!نمیگه بت پرستشون میکنم!تو سوره اعراف ایه ۱۶ و ۱۷ : گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختي من بر سر راه مستقيم تو براي آنها كمين مي‏كنم.سپس از پيشرو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها مي‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهي يافت.

یعنی تهدید شیطان عدم شکرگزاری ماست.خیلی باید حواسمون رو جمع کنیم که تو زمین کی داریم بازی میکنی.امیدوارم از مطالب این جلسه استفاده کرده باشید.تا جلسه بعد خدانگهدار.

 

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
0 امتیاز
تعریف شکر

شکر در لغت، به معنای شناخت احسان و نیکوکاری و انتشار آن است[1] و در اصطلاح عبارت است از یادآوردن و شناخت نعمت­های خدا و اظهار قلبی و زبانی و عملی آنها.[2]
جایگاه و اهمیت شکرگزاری در اسلام

قرآن کریم براى شكر، آيات فراوانى دارد؛ گاهى مى‏فرمايد: شما را حيات و زندگى دادم تا شكرگزار باشيد: (بَعَثنَاكُم مِن بَعدِ مَوتِكُم لَعَلّكُم تَشكُرُونَ)[3] و گاهى مى فرمايد: به شما چشم و گوش و دل دادم، اما كسانى كه شكر مى كنند، كم هستند: (أنشَأَ لَكُمُ السَمعَ و الاَبصَارَ وَ الاَفئِدَةَ قليلاً ما تَشكُرونَ).[4]

از اوصاف خداوند آن است كه هم شاكر است و هم شكور و بارها به انسان فرمان داده كه شكرگزار و سپاس‏گزار باشد و از ناسپاسان و كسانى كه كم تشكر مى كنند، گلايه كرده و فرموده است: فايدۀ سپاس و تشكر شما به خودتان برمى‏گردد: (وَ مَن شَكَرَ فَاِنَّمَا يَشكُرُ لِنَفسِهِ).[5]

انسان شاكر، در دام شيطان قرار نمى‏گيرد. ابليس به خدا گفت: همه را گمراه مى كنم و از هر سو به سراغ انسان مى آيم و بيشتر آنها را شاكر نمى‏يابى: (وَ لا تَجِدُ اَكثَرَهُم شَاكِرِينَ)[6]  آرى، انسانِ ناسپاس در دام شيطان گرفتار مى شود. تمام نعمت‏هاى الهى براى آزمايش انسان‏هاست كه آيا شكرگزارند يا كفران و ناسپاسى مى‏كنند؛ همان‏گونه كه حضرت سليمان علیه السّلام نعمت‏ها را زمينه و آزمونى براى سپاس و ناسپاسى خود دانست: (هذا مِن فَضلِ رَبّى لِيَبلُوَنى أَ أشكُرُ أم أَكفُرُ)[7]

شكر و سپاس­گزارى نسبت به حضرت حق، كه انواع نعمت‏هاى مادى و معنوى را براى رشد جسمى و روحى در اختيار انسان قرار داده، واجب و لازم و ترك آن خلاف انصاف و مروّت و دور از شأن آدميّت و انسانيت است‏؛ لذا امیرمؤمنان علی علیه السّلام در این باره می­فرماید: «الشُّكْرُ مَفْرُوضٌ‏؛[8] شکر کردن واجب است».

براى پى بردن به اهميّت شكرگزارى و آثار كفران نعمت، به دو روايت زیبا اشاره می­کنیم:

روایت اول: امام صادق علیه السّلام فرمودند: «ما انْعَمَ اللَّهُ عَلى‏ عَبْدٍ فَعَرَفَها بِقَلْبِهِ وَ حَمِدَاللَّهَ ظاهِراً بِلِسانِهِ فَتَمَّ كَلامُهُ حتّى يُؤْمَرْ لَهُ‏ بِالْمَزيدِ؛[9] هرگاه خداوند نعمتى به بنده‏اش دهد و آن شخص قدر آن نعمت را از صميم دل بداند و با زبان هم شكر آن را بجاى آورد، خداوند متعال پس از تشكّر او دستور مى دهد كه بر نعمت او بيفزايند».

روایت دوم: امام باقرعلیه السّلام نيز فرمودند: «لا يَنْقَطِعُ الْمَزيدُ مِنَ اللَّهِ حتّى يَنْقَطِعَ الشُّكْرُ مِنَ الْعِبادِ؛[10] همواره خداوند بر نعمت­هايى كه به انسان داده مى افزايد، به شرط آنكه انسان شاكر نعمت­هاى الهى باشد».

روايات مذكور اهميّت شكرگزارى و آثار نامطلوب ناسپاسى و كفران را روشن مى‏سازد.
حقیقت شکر

حقيقت شكر اظهار نعمت و ابراز آن است؛ همان گونه كه كفر نعمت، پنهان كردن‏ آن است. مقصود از ابراز نعمت، به كارگيرى صحيح و مناسب آن، در هدفى است كه نعمت­دهنده در نظر گرفته و نيز ياد نعمت دهنده در زبان كه همان ستايش و تمجيد اوست؛ لذا راغب اصفهانى در تعريف شكر مى‏نويسد: «الشُّكْرُ تَصَوُّرُ النِّعْمَةِ وَ إظْهارُها وَ يُضادُّه الكُفْرُ وَ هُوَ نِسْيانُ النِعْمَةِ وَ سَتْرُها؛[11] شكر عبارت از ياد نعمت و ابراز آن است و مقابل آن كفر نعمت است که مراد فراموشى نعمت و پوشاندن آن است».

گروهى تصور مى‏كنند شكر اين است كه وقتى خود را در درياى نعمت‏هاى الهى و به خصوص نعمت‏هاى مادى غوطه‏ور ديدند، سر به جانب حق برداشته و بگويند: «الحمدللَّه». بايد به اينان گفت که گفتن الحمدللَّه گر چه شكر است ولى تمام شكر و حقيقت شكر نيست، بلكه مرتبه‏اى ضعيف از مراتب مسألۀ با عظمت شكر است و چنانكه از آيات و روايات استفاده مى‏شود، منزلت شكر و مقام شاكران بسيار با عظمت است.

خلاصه اینکه حقيقت شكر، مصرف كردن نعمت‏هاى مادى و معنوى در جایى است كه حضرت مُنعِم معيّن فرموده و پرهيز از خرج كردن نعمت در معاصى و گناهان است‏.
انواع شکر

اصولاً ما دو گونه شكر داريم: شكر تكوينى و شكر تشريعى:

شكر تكوينى آن است كه يك موجود از مواهبى كه در اختيار دارد، براى نمو و رشدش استفاده كند. مثلاً باغبانی مى‏بيند در فلان قسمت باغ درختان به‏ خوبى رشد مى‏كنند و هر قدر از آنها پذيرايى بيشتر مى‏كند شكوفاتر مى‏شوند، همين امر سبب مى‏شود كه باغبان همّت بيشترى در رسیدگی به آن بخش از باغ و درختان بگمارد و مراقبت از آنها را به ديگران هم توصيه كند، چون آن درختان به زبان حال فرياد مى‏زنند كه اى باغبان، ما شايسته ايم، نعمتت را بر ما افزون كن! و او هم به اين ندا پاسخ مثبت مى‏دهد.

امّا در بخش ديگر از باغ درختانى را مى بيند كه پژمرده شده‏اند، نه طراوتى، نه برگى، نه گلى، نه سايه ای و نه ميوه­ای دارند، اين كفران نعمت سبب مى‏شود كه باغبان آنها را مورد بى‏مهرى قرار دهد و در صورتى كه اين وضع ادامه يابد، دستور مى دهد ارّه بر پاى آنها بگذارند، چرا كه‏؛

          بسوزد چوب درختان بى‏بر             سزا خود همين است مر بى‏برى را

در جهان انسانيّت نيز همين حالت وجود دارد، با اين تفاوت كه درخت از خود اختيارى ندارد و صرفاً تسليم تكوينى است، امّا انسان‏ها با استفاده از نيروى اراده و اختيار و تعليم و تربيت تشريعى، مى‏توانند آگاهانه در اين راه گام بردارند. بنابراين آن كس كه نعمتِ قدرت را وسيلۀ ظلم و طغيان قرار مى‏دهد، به زبان حال فرياد مى كشد كه خداوندا، لايق اين نعمت نيستم و آن كس كه از آن در مسير اجراى حقّ و عدالت بهره مى گيرد به زبان حال مى گويد كه پروردگارا شايسته ام، نعمتت را بيفزاى.[12]
مراحل شکر

شكر مانند تمام معارف و حقایق دینی و الهی مانند صبر، ایمان، ولایت و ... سه مرحله دارد:

    ۱.  شكر قلبى: به این معنا كه تصوير و ياد نعمت در ذهن و دل باشد. مرتبۀ قلبى شکر، فهم نعمت است و اين كه نعمت، محصول عطا و لطف و رحمت خداست‏. قلبِ سپاسگزار همواره ياد نعمت و بخششِ نعمت­گستر و بزرگداشت و تعظيم اوست و در برابر بزرگي و توجّه او اظهار كوچكي و نياز مي­کند و با تفكر در كارهاي بزرگ و مخلوقات گوناگون خدا و ارادۀ خيررساني به بندگانش، شگفتي خويش را ابراز مي­دارد و خضوع و خشوعش افزون مي­گردد.
    ۲.  شكر زبانى: به معنای ستايش زبانى نعمت­دهنده است. شكرگزار در این مرحله به تمجيد و ثناگويي و تسبيح و تهليل «نعمت­دهنده»‌ مي­پردازد و در حد فكر و توان خود، او را مي­ستايد، كه بهترين مصداقش گفتن «الحمدلله رب العالمين» براى هر نعمت است‏، و همينطور در قالب «امر به معروف و نهي از منكر» ديگران را نيز به اطاعت از او وا مي­دارد.
    ۳.  شكر عملی: به این معنا که اعضا و جوارح انسان در برابر حدود نعمت و بهره‏بردارى مناسب و شايستۀ از آنها، واكنش نيك انجام دهد. سپاسگزاري عملي در برابر «نعمت­گستر» به این است كه «نعمت پذير» بايد تلاش كند نعمت­هاي خدا را در راه نافرماني او به كار نگيرد، بلكه از آنها براي اطاعت و عبادت او كمك جويد.

امام صادق علیه السّلام به راوى فرمود: «احْسِنُوا جَوارَ النِّعَمِ، قُلْتُ: وَما حُسْنُ الجَوَارِ؟ قالَ: الشُّكْرُ لِمَنْ انْعَمَ بِها وَأداء حُقُوقِها؛[13] همجوارى نيكو با نعمت‏ها داشته باشيد. راوى پرسيد: مقصودتان چيست؟ حضرت فرمود: شكرگزار نعمت­دهنده باشيد و حقوق نعمت‏ها را به جاى آوريد».
نمونه های شکر عملی

    ۱.  نماز: بهترين نمونۀ شكر خداوند است. خداوند به پيامبرش مى فرمايد: به شكرانۀ اين‏ كه ما به تو «كوثر» و خير كثير داديم، نماز بر پا كن: (إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ).[14] اگر برای شکرگزاری بر نعمت عملی بهتر و بالاتر از نماز وجود داشت، خداوند پیامبرش را به همان امر می­کرد.
    ۲.  روزه: چنانكه پيامبران الهى به شكرانۀ نعمت‏هاى خداوند، روزه مى‏گرفتند.[15] همانطور که در مراحل شکر ذکر کردیم، بهترین کار برای شکرگزاری دوری از نافرمانی و به کارگیری نعمت­ها در راه اطاعت حق است و از آن جایی که انسان با روزه‏دارى كه امساك از خوردن و آشاميدن و خوددارى از برخى چيزهاى ديگر است، در واقع با خواهش‏هاى خويش مى‏جنگد و در برابر غرايز خود مقاومت مى‏كند، تمرين اين عمل موجب تقویت ارادۀ او می­شود و به او کمک می­کند تا از قيد حكومت و سلطۀ هواها و خواهش‏های نفسانی رهایی یابد؛ از اینرو به شکرعملی نیز نائل می­آید.
    ۳.  خدمت به مردم: قرآن مى‏فرمايد: اگر بى‏سوادى از باسوادى درخواست نوشتن كرد، سر باز نزند و به شكرانۀ سواد، نامۀ او را بنويسد: (وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ).[16] اينجا نامه نوشتن كه خدمت به مردم است، نوعى شكر نعمت سواد محسوب می­شود؛ چرا که خدمت به مردم نوعی اطاعت و بندگی حق است، لذا هر نعمتی که در راه خدمت به مردم استفاده شود، نمونه­ای از شکر عملی آن نعمت خواهد بود.
    ۴.  قناعت: پيامبر فرمودند: «كن قانعا تكن اشكر الناس؛[17] قانع باش تا شاكرترين مردم باشى».

قناعت در برابر حرص است و آن حالتى است كه از توجه به حضرت حق و عبرت گرفتن از زندگى حريصان و ياد مرگ و قيامت و درس گرفتن از زندگى پاكان و اهل قناعت و متذكّر بودن اين معنى كه عمر كوتاه و دنيا زودگذر و مال از دست رفتنى است به دست مى‏آيد. انسانی که قانع باشد قدر نعمت­هایش را به خوبی می داند؛ لذا آن را حیف و میل نمی کند و در راه معصیت نیز به کار نمی گیرد و این بالاترین مرحلۀ شکر نعمت است.

    ۱.  يتيم نوازى: خداوند متعال در قرآن کریم به پيامبرش مى فرمايد: به شكرانۀ اين‏كه يتيم بودى و ما به تو مأوا و پناهگاه داديم، پس يتيم را از خود مران: (فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ).[18]

پيامبر اكرم فرمود: «مَن كفّلَ يَتِيماً وكَفّلَ نَفَقَتَهُ كُنتُ أنا و هُو فِى الجَنّةِ كَهاتينِ و قَرَنَ بَينَ أصبَعَيه المُسَبّحَةَ و الوُسطى؛[19] كسى كه عهده‏دار يتيمى شود و هزينۀ او را نيز به عهده گيرد، من و او مانند اين دو در بهشتيم و بين دو انگشت مسبّحه و وسط خود را پيوند داد (تا نزديك بودن چنين انسانى را در بهشت با خود نشان دهد)».

    ۱.  كمك به محرومان و نيازمندان: خداوند در قرآن کریم به پيامبرش مى‏فرمايد: به شكرانۀ اين‏ كه نيازمند بودى و ما تو را غنى كرديم، فقيرى را كه به سراغت آمده از خود مران: (وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ)[20]
    ۲.  تشكّر از مردم: خداوند در قرآن به پيامبرش مى فرمايد: براى تشكّر و تشويق زكات دهندگان، بر آنان درود بفرست؛ زيرا درود تو، آرام‏بخش آنان است: (وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ).[21] تشكّر از مردم، تشكر از خداوند است، همان­گونه كه در روايت آمده است: «من لم يشكر المنعم من المخلوقين لم يشكر الله؛[22] کسی که از مخلوق تشکر نکند، شکر خدا را به جا نیاورده است».

مقدار شكر

اکثر انسان­ها هنگامی که می­خواهند خداوند متعال را شکر کنند، خواسته یا نا خواسته بخل می­ورزند و این در بسیاری از موارد از جهلشان ناشی می­شود. مقدار و نحوۀ شکرگزاری را باید از امامان معصوم: و اولیاء خدا آموخت. به عنوان مثال هنگامی که فرزندان امام حسين7 در كربلا اسير شدند و آنها را به كوفه و شام آوردند، حكومت طاغوت از آنان پرسيد چطوريد؟ يكى از اين بچه‏ها (فاطمۀ صغرى) جواب داد: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَدَدَ الرَّمْلِ وَ الْحَصَى؛[23] خدا را شكر به اندازۀ دانه‏هاى شن». پس ما نیز باید آن بزرگواران را الگوی خود قرار دهیم و زمانی كه مى‏خواهیم شکرگزاری کنیم، بگوییم الحمدلله به اندازۀ دانه‏هاى باران، قطرات برف، قطرات اشك، قطرات خون شهدا، به عدد هر خوشه‏اى كه بيرون مى‏آيد، به عدد هر نفسى از هر نفس­كشى و به عدد هر آهى از هر صاحب آهى ... و طبق آموزه­های دین، خداوند نیز به همان تعداد و مقدار به ما ثواب مى‏دهد.

کیفیت شکرگزاری و مقدار آن را باید از اميرمؤمنان علی علیه السّلام آموخت که مى فرمايد: «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا تَأْخُذُ وَ تُعْطِى وَ عَلَى مَا تُعَافِى وَ تَبْتَلِى حَمْداً يَكُونُ أَرْضَى الْحَمْدِ لَكَ وَ أَحَبَّ الْحَمْدِ إِلَيْكَ وَ أَفْضَلَ الْحَمْدِ عِنْدَك؛[24] خدایا حمد فقط برای توست، برای آنچه که می­گیری و آنچه که عطا می­کنی و بر آنچه که عافیت می­دهی و مبتلا می­سازی، حمدی که با رضایت­ترین حمدها باشد برای تو  و بهترین و با فضیلت­ترین حمد نزد تو باشد». حضرت با این کلام نورانی به ما می­آموزد که وقتى مى خواهیم بگوئیم «الحمدلله» فقط براى نعمت­های خودمان نگوئیم، بلکه براى نعمت‏هاى دیگران هم باید خداوند را حمد نمود و چنین اخلاقی، دليل بر بزرگ فكريست‏.

Shokr2.jpg
عوامل شکرگذاری
1. شناخت

شاید بتوان گفت که مهم­ترین زمینه‌ساز و عامل شکرگزاری مربوط به شناخت است؛ زیرا تا زمانی که انسان شناختی نسبت به نعمت و صاحب نعمت نداشته باشد، قدردانی و تشکر نمی‌کند. خداوند در قرآن به نقش شناخت نعمت در شکرگزاریِ انسان اشاره می‌کند تا نشان دهد که چه اندازه این عنصر در تحقق حالت شکرگزاری، نقش بنیادین و اساسی دارد: (أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاء الَّذِي تَشْرَبُونَ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ لَوْ نَشَاء جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ):[25] آيا به آبي كه مي‏نوشيد انديشيده‏ايد؟ آيا شما آن را از ابر نازل مي‏كنيد يا ما نازل مي‏كنيم؟ هرگاه بخواهيم اين آب گوارا را، تلخ و شور قرار مي‏دهيم، پس ‍ چرا شكر نمي‏كنيد؟.

البته انسان‌ها به‌طور طبیعی ابزارهای شناخت را در اختیار دارند و می‌توانند از طریق آنها نسبت به امور از جمله نعمت بودن چیزی، آگاهی و شناخت به دست آورند. بنابراین، کسی نمی‌تواند مدعی شود که مهمترین عامل شکرگزاری را در اختیار نداشته و لذا نتوانسته نعمت را بشناسد و شاکر نعمت یا نعمت‌دهنده باشد. خداوند در قرآن به این نکته توجه می‌دهد که انسان‌ها همۀ ابزارهای لازم برای شناخت نعمت و نعمت‌دهنده را در اختیار دارند و می‌توانند نعمت و نعمت‌دهنده را بشناسند و از نعمت و نعمت‌دهنده تشکر نمایند: (وَ اللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَ جَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَ الأَبْصَارَ وَ الأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ):[26] و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشم­ها و دل­ها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد.
نکته­ای حکمت آموز

 مسافری در یک روز سرد و بارانی کنار خیابان ایستاده بود، تا سوار تاکسی شود. در همین لحظه یک ماشین مدل بالا از کنارش عبور کرد. غصه خورد و با خودش گفت که ای کاش من هم ماشینی داشتم تا مجبور نبودم که تاکسی سوار شوم. در همین لحظه رهگذر دیگری که به سمت ایستگاه اتوبوس میرفت با دیدن آن مسافر که منتظر تاکسی بود، به فکر فرو رفت و با خودش گفت ای کاش من هم پول به مقدار کافی داشتم که تاکسی می­گرفتم و دیگر مجبور نبودم در شلوغی اتوبوس سر پا بایستم تا به مقصد برسم و به ایستگاه رسید و منتظر اتوبوس نشست.

در همین لحظه رهگذر دیگری که پیاده بود او را در ایستگاه اتوبوس دید و با خودش گفت که ای کاش من هم کمی پول داشتم تا حداقل می توانستم سوار اتوبوس شوم، به جای اینکه تا خانه مسیر را پیاده طی کنم. در همین آن، شخصی را دید که روی ولیچر نشسته بود و ...

ای کاش ما انسان­ها پیش از اینکه حسرت چیزهایی که دیگران دارند را بخوریم، کمی به نعمت­هایی که نزد خودمان است دقت می­کردیم وخداوند را بابت نعمت­هایی که به ما داده شکر می کردیم.
2. ایمان

از دیگر علل و عوامل اساسی و بنیادین شکرگزاری می­توان به ایمان انسان­ها اشاره کرد؛ زیرا بسیاری از افراد هستند که نسبت به همه چیز شناخت دارند ولی از نظر عاطفی و احساسی متأثر نمی­شوند و قلب و جانشان گرایش به آن پیدا نمی­کند؛ از این روست که خداوند از کسانی یاد می­کند که شناخت کاملی دارند و در مقام یقین می­باشند ولی با این همه دل و جانشان منکر آن چیز می­شود و حجد می­ورزند؛ بر این اساس می­بایست پس از شناخت، عنصر ایمان را نیز افزود تا شکرگزاری در شخص تحقق یابد؛ خداوند در قرآن کریم می فرماید: (يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا کُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناکُمْ وَ اشْکُرُوا لِلَّهِ إِنْ کُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ):[27] ای کسانی که ایمان آورده اید، از نعمت­های پاکیزه­ای که به شما روزی داده­ایم، بخورید و شکر خدا را بجا آورید اگر او را پرستش می­کنید.
3. توجه به ربوبیت و معاد

آخرین عاملی که ما در اینجا ذکر می­کنیم، توجه به ربوبیت خداوند و رستاخیز است که خود عامل مهمی در انگیزش سپاسگزاری در بشر است؛ خداوند در قرآن کریم می­فرماید: (إِنَّمَا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ أَوْثَانًا وَ تَخْلُقُونَ إِفْكًا إِنَّ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقًا فَابْتَغُوا عِندَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ):[28] واقعاً آنچه را كه شما غیر از خدا مى‏پرستيد جز بتانى [بيش] نيستند و دروغى برمى‏سازيد در حقيقت كسانى را كه جز خدا مى پرستيد، اختيار روزى شما را در دست ندارند، پس روزى را پيش خدا بجوييد و او را بپرستيد و وى را سپاس گوييد كه به سوى او بازگردانيده مى شويد. هم چنین در جای دیگر می­فرماید: (وَ وَصَّيْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَيْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَ فِصَالُهُ فِي عَامَيْنِ أَنِ اشْكُرْ لِي وَ لِوَالِدَيْكَ إِلَيَّ الْمَصِيرُ):[29] و انسان را دربارۀ پدر و مادرش سفارش كرديم؛ مادرش به او باردار شد، سستى بر روى سستى و از شير باز گرفتنش در دو سال است [آرى به او سفارش كرديم] كه شكرگزار من و پدر و مادرت باش كه بازگشت همه به سوى من است.  

این بدان معناست که انسان هر چه بیشتر به خود و جهان و اهداف و فلسفۀ آفرینش توجه یابد، در ارزیابی محیط و نعمت­هایی که در اختیار او گذاشته شده است، رفتار و واکنش درست­تری بروز می دهد و سبب رشد و تعالی خویش می شود.
موانع شکرگذاری

موانع شکرگزاری در دو بخش اصلی یعنی «شناختی و حرکتی» خودنمایی می‌کند. اگر شناخت، عامل مهمی در شکرگزاری انسان نسبت به نعمت و نعمت‌دهنده است، همچنین فقدان شناخت، عامل بازدارنده در این عمل خواهد بود. در حوزۀ حرکت و عمل نیز اگر فطرت به ‌طور طبیعی گرایش دارد که شاکر نعمت و نعمت‌دهنده باشد و در مقام شکرگزار برآید، هرگونه تغییر و تبدیل در فطرت موجب می‌شود تا رفتاری متضاد و متناقض در پیش گیرد و به جای شکرگزاری نسبت به نعمت‌دهنده، راه کفران نعمت و ناسپاسی را در پیش گیرد.

پس در موانع شکرگزاری باید به موانع شناخت و نیز عوامل تغییر در فطرت اشاره کرد؛ به عنوان نمونه یکی از مهم‌ترین موانع شناخت این است که انسان ابزارهای شناختی خود را ناکارآمد سازد و یا سست و ضعیف نماید و دچار بیماری کند. بر اساس آموزه‌های قرآنی گناه موجب از بین رفتن ابزارهای شناختی حسی و غیرحسی می­شود، به گونه‌ای که با مرور زمان و انباشته شدن گناهان، بر آن ابزارها زنگار می­نشیند و دیگر نمی­توانند بازتاب‌دهندۀ حقایق هستی باشند، یا آنکه حتی مُهر می­شوند و درهای آنان بسته می­شود. این‌گونه است که انسان حقایق را تیره می‌بیند یا واژگونه می­یابد و بر اساس این تغییر ماهیت و دگرگونی، حق را باطل و زشت را زیبا و هنجار و ارزش را ناهنجار و ضدارزش می‌یابد.

قلب که مهم­ترین عامل شناختی است وقتی از سلامت خارج شود و بیمار گردد، انگیزه‌ای متضاد خواهد داشت و به سمت و سوی زشتی و گناه می‌رود. پس به ‌طور غیرطبیعی به جای آنکه شاکر نعمت و نعمت‌دهنده باشد، کفران نعمت و ناسپاسی را در پیش می‌گیرد.

در این میان نباید نقش هواهای نفسانی را به عنوان دشمن درونی و وسوسه‌های شیطانی را به عنوان دشمن برون نادیده گرفت؛ زیرا اینها از مهم­ترین عواملی هستند که انسان را به گناه می‌کشانند و عقل و فطرت سالم را تباه می‌سازند.

هواهای نفسانی انسان را به سمت گناه می­کشاند و گناه نیز عقل و قلب را فاسد می­کند و قدرت درک و شناخت را از انسان می‌گیرد. از اینرو خداوند به انسان‌ها هشدار می‌دهد که تقوا پیشه کنند تا نه‌ تنها ابزارهای شناختی حفظ شود و انسان همچنان به فطرت سالم در مسیر کمال باقی بماند، بلکه با تقوا پیشگی بصیرت یابند و گرایش به کمال و کمالیات در آنان تقویت شود و از بن‌بست‌ها بیرون آیند.

ابلیس، مانع بزرگ شکرگزاری

خداوند در قرآن کریم به انسان هشدار می‌دهد که ابلیس، مهم­ترین بازدارندۀ انسان از شکر به درگاه خداوند است. او اجازه نمی‌دهد تا انسان با شکرگزاری به اشکال گوناگون، خود را در مسیر صراط مستقیم عبودیت قرار دهد و به کمال برساند: (ثُمَّ لآتِیَنَّهُمْ مِنْ بَیْنِ أَیْدِیهِمْ وَمِنْ خَلْفِهِمْ وَعَنْ أَیْمَانِهِمْ وَعَنْ شَمَائِلِهِمْ وَلا تَجِدُ أَکْثَرَهُمْ شَاکِرِینَ):[30] سپس از پيش­ رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها مي‏روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهي يافت.

ابلیس سعی می‌کند تا انسان، نعمت‌شناس نباشد و از نعمت‌های الهی به درستی بهره نگیرد و به درستی حق نعمت و نعمت‌دهنده را به‌جا نیاورد و شکرگزار نعمت‌دهنده نباشد و سر تعظیم و سجده در برابر خداوند منان فرود نیاورد.
آثار و نتایج شکرگذاری

همان­گونه که کفران نعمت و ناسپاسی دارای عواقب خطرناکی بود، شکرگزاری و توجه به نعمت­ها آثار مطلوبی را در پی دارد که به برخی از آنها اشاره می­کنیم:
1. افزايش‏ نعمت­ها

 اولین اثر شکرگذاری این است که باعث افزایش نعمت­های خداوند می­شود. این حقیقت را می­توان از آیات و روایات استفاده نمود؛ قرآن کریم در این زمینه می­فرماید: (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لازِيدَنَّكُمْ):[31] اگر شکرگزار باشید، نعمت­هایتان را زیاد می کنم. در همین زمینه امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید:« ثَمَرَةُ الشُّكْرِ زِيَادَةُ النِّعَمِ؛[32] ثمرۀ شکرکردن، زیاد شدن نعمت­ها است».
حکایت

 مسمع بن عبدالملك مى‏گويد: در منا با جمعى از شيعيان در خدمت حضرت امام صادق علیه السلام بوديم. در مقابل ما مقدارى انگور بود كه از آن مى‏خورديم. فقيرى آمد و از حضرت چيزى خواست. امام خوشه‏اى انگور به او عطا كرد. فقير گفت: مرا به اين انگور نيازى نيست، اگر درهمى باشد مى گيرم. حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى فراهم آورد.

فقير رفت، سپس برگشت و گفت: خوشۀ انگور را بدهيد، حضرت فرمود: خدا برايت گشايش و فراخى آورد و چيزى به او نداد! فقيرى ديگر آمد. حضرت صادق علیه السّلام سه حبۀ انگور به او داد. فقير سه حبه را از دست حضرت گرفت، سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: بايست، پس دست مباركش را پر از انگور كرد و به او داد. فقير از دست حضرت گرفت سپس گفت: حمد و سپاس پروردگار جهانيان را كه به من روزى عنايت كرد.

حضرت فرمود: غلام چه مقدار درهم نزد توست؟ آن مقدار كه ما حدس زديم حدود بيست درهم بود. حضرت آن را هم به فقير داد و او هم گرفت‏ سپس گفت: خدايا! سپاس اين عنايت هم از تو بود، اى خدايى كه شريكى براى تو نيست.

حضرت فرمود: به جايت بايست، سپس پيراهنى كه بر تن مباركش بود به او داد و فرمود: بپوش، او هم پوشيد و گفت: خدا را سپاس كه مرا لباس پوشانيد، اى اباعبداللّه! خدا جزاى خيرت دهد. تا اينجا كه رسيد امام را رها كرد و برگشت و رفت. ما گمان كرديم كه اگر حضرت را رها نمى‏كرد، پيوسته به او عطا مى‏فرمود؛ زيرا هرگاه به او عطا مى‏كرد، او هم خدا را به عطاى حضرت سپاس مى‏گفت.[33]
2. دوام نعمت‏

 شکرگذاری نه تنها باعث زیاد شدن نعمت­ها می­شود، بلکه دوام و پایداری نعمت را نیز به ارمغان می­آورد. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله در این زمینه می فرماید:«ان للنعم أوابد كأوابد الوحش فقيدوها بكثرة الشكر؛[34] همانا برای نعمت­ها پرواز و فراری است، همانند پرواز پرندگان وحشی، پس نعمت­هایتان را با شکر زیاد حفظ کنید».

مولای متقیان علی علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «الشکرُ یدوم بذر النعم؛[35] شکرگزاری باعث دوام ریشۀ نعمت می شود».
3. عامل رشد و كمال‏

 یکی از آثار مهم شکرگزاری این است که موجب رشد و کمال آدمی می­شود. سپاسگزار بودن، انسان را مشمول هدایت ویژۀ الهی می­كند و او را از انحراف و لغزش در راه، مصون و محفوظ می دارد؛ لذا خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: (شاكِراً لانْعُمِهِ اجْتَباهُ وَ هَداهُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ):[36] شکرگزار نعمت­های پروردگار بود، خدا او را برگزید و به راهی راست هدایت نمود.

این آیه دربارۀ حضرت ابراهیم علیه السّلام است؛ پس علت اینکه خداوند ایشان را برگزیده و او را برای خود خالص نموده، شکرگزار بودن او در برابر نعمات الهی است و به همین دلیل هم خداوند او را به صراط مستقیم و راه محکمی که هرگز پویندۀ آن گمراه نمی شود، هدایت فرمود و او را از پراکندگی در مذاهب گوناگون حفظ نمود.[37]
عواقب کفران نعمت

كفران نعمت به معناي پوشاندن و ناديده گرفتن نعمت­هاست. خداوند، گرچه نيازمند سپاسگزاري و عبادت ما نيست، ولي آن را از روي حكمت و مصلحت بر بندگان ضروري دانسته و در قرآن كريم پس از نويد به سپاسگزاران، به ناسپاسان بي اعتنايي كرده، مي فرمايد: (وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّما يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ):[38] آنكه سپاسگزاري كند سپاسش به نفع خود اوست و هر كه كفران ورزد، خداوند بي­نياز و ستوده است.

با اينكه خداوند از سپاس و تشكرِ نعمت­ پذيران، بي نياز است و بزرگوارتر از آن است كه ناسپاسان را محروم سازد، ولي «كفران نعمت» خود، سبب برخي از ناهنجاري­ها مي شود كه به چند نمونۀ آن اشاره می کنیم:
1. پستي

انسانِ ناسپاس در واقع، پستي و بي­كفايتي خود را اثبات مي­كند؛ چرا كه عقل و وجدان انسان مي­گويد كه نعمت­پذير بايد سپاسگزار باشد و زير پا گذاشتن داوري عقل و وجدان از كساني سر مي­زند كه در پستي و بي­ارزشي به حدّ حيوانيت رسيده؛ بلكه پست­تر شده­اند. حضرت زين العابدين علیه السّلاممي فرمايد: «اگر خداوند مردم را به احسان­هاي پي در پي مشغول كند و نعمت شايان بدانان ببخشد، ولي راه شناخت حمد و سپاس را بر آنان ببندد، آنان از احسانش بهره­مند مي­گردند ولي ثنايش نمي­گويند و به روزي فراوان او مي­رسند و سپاسش نمي­گويند؛ اگر مردم چنين شوند از مرز انسانيت گذشته به مرز حيوانيت مي­رسند و آن­گونه مي شوند كه قرآن فرموده: آنان چون حيوان، بلكه راهي پست­تر از حيوانيت را برگزيده اند».[39]
2. زوال نعمت

كفران نعمت، سبب بي­ثباتي و ناپايداري نعمت­ها مي­گردد و خير و بركت را از بين مي­برد؛ همان­طور كه سپاسگزاري سبب بقاي آن مي­شود. امام على علیه السّلام در همین باره فرمود: «لا زَوالَ لِلنَّعْماءِ اذا شُكِرَتْ وَ لا بَقاءَ لَها اذا كُفِرَتْ؛[40] اگر شكر نعمت­هاى پروردگار بجا آورده شود، خداوند آنها را نمى‏گيرد و اگر ناسپاسى شود از بين خواهد رفت» اين حديث در حقيقت اشاره دارد به این آيۀ شريفه (لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَلَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِى لَشَدِيدٌ):[41] اگر شکرگزار باشید، نعمتتان را زیاد می کنم و اگر کفران نعمت کنید همانا عذاب من شدید خواهد بود. كه شاعر ترجمۀ آن را اينگونه به شعر در آورده است:

          شكر نعمت نعمتت افزون كند             كفر نعمت از كفت بيرون كند
3. كم شدن احسان و نيكي

یکی از عواقب شوم کفران نعمت، خشکاندن ریشۀ احسان و نیکی در جامعه است؛ چرا كه ناسپاسي، صاحبان نعمت را دلسرد كرده، از انعام و بخشش باز مي­دارد. سنّت خداوند نيز چنين است كه اگر بندگان كفران نعمت ورزند از فضل و احسانش بكاهد؛ لذا امام صادق علیه السلام در این باره مي فرمايد: «لعَنَ اللهُ قاطعي سَبيلِ المعرُوفِ. قيلَ: و ما قاطِعوُا سَبيلِ المعرُوف؟ قالَ: الرَّجُلُ يُصنَعُ اليهِ المعروُف فيَكفُرُهُ فَيَمتَنِعُ صاحِبُهُ مِن اَن يصنَعَ‌ ذلكَ إلي غَيرهِ؛[42] نفرين خدا بر آنان كه راه خير و خوبي را مي بندند، پرسيدند: چه كساني چنين­اند؟ فرمود: كسي كه به او خوبي مي شود و او كفران مي­ورزد، آنگاه صاحب نعمت به ديگري احسان نمي كند».
4. عقوبت سريع

طبق روایات برخی از معاصی و گناهان موجب عقوبت سریع گناه­کارن می­شوند و چه بسا گناهانی که خداوند مرتکبان آن را فوراً در همین دنیا مجازات می کند. یکی دیگر از عواقب كفران نعمت، تسريع در شكنجه و عقوبت كافرِ نعمت است. رسول خدا صل الله علیه و آله در این زمینه فرمود: «اَسرعُ الذُّنوبِ عُقُوبَةً كُفرانُ النِّعمةِ؛[43] سريع­ترين گناهان در عقوبت، كفران نعمت است». شاید دلیل این تسریع در عقوبت همانی باشد که ذکر شد؛ کفران نعمت و ناسپاسی در برابر دیگران، باعث می­شود آنان دلسرد شده و به طور کلی احسان و نیکی به دیگران را کنار گذاشته و انسان­های زیادی از آن نیکی ها محروم می شوند؛ از اینرو اینگونه افراد در روایات مورد لعن واقع شده اند، مانند روایتی که از امام صادق علیه السّلام ذکر کردیم.
5. عذاب و دوزخ

آخرين مجازاتی که برای کافرِ نعمت در نظر گرفته شده این است که عاقبت به خیر نخواهد شد و سرانجام وارد دوزخ می شود؛ چرا که ا او با پوشاندن نعمت­هاي خدا و ناديده گرفتن احسان بندگانش، از راه حق منحرف گشته و قدم در راه ستم مي­نهد كه پاياني جز جهنّم نخواهد داشت. اين سرانجامي است كه قرآن به آنان نشان داده است: (أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ):[44] آيا نديده اي كساني را كه نعمت خدا را به كفر بدل ساختند و مردم خود را به ديار هلاكت بردند، آنان به قرارگاه بد، دوزخ، داخل مي شوند.

-------------------------------------------------------

 لسان العرب: ج4، ص432..[1]

 الفردات فی غریب القرآن: ص265..[2]

 سورۀ بقره: آیه56..[3]

 سورۀ مؤمنون: آیه78..[4]

 سورۀ لقمان: آیه12..[5]

 سورۀ اعراف: آیه17..[6]

 سورۀ نمل: آیه40..[7]

 غررالحکم: ص277..[8]

 اصول کافی: ج2، ص95..[9]

 میزان الحکمة: ج5، باب2066..[10]

 مفردات راغب: ص265..[11]

 تفسیر نمونه: ج10، ص303..[12]

 کافی: ج4، ص38..[13]

 سورۀ کوثر: آیه 1 و2..[14]

 وسائل الشیعه: ج10، ص446..[15]

 سورۀ بقره: آیه282..[16]

 مستدرک الوسائل: ج11، ح12676..[17]

 سورۀ ضحی: آیه9..[18]

    ۱.  بحارالانوار: ج72، ص3، باب31، ح4.

 سورۀ ضحی: آیه10..[20]

 سورۀ توبه: آیه103..[21]

 عیون اخبارالرضا: ج2، ص24..[22]

 لهوف: ص149..[23]

 شرح نهج البلاغه، ابن ابی­الحدید: ج9، ص222..[24]

 سورۀ واقعه: آیات 68-70..[25]

 سورۀ نحل: آیه78..[26]

 سورۀ بقره: آیه172..[27]

 سورۀ عنکبوت: آیه17..[28]

 سورۀ لقمان: آیه14..[29]

 سورۀ اعراف: آیه17..[30]

 سورۀ ابراهیم: آیه7..[31]

 غررالحکم: ص279..[32]

. اصول کافی: ج4، ص49، باب النوادر، ص12. [33]

  جامع السعادات: ج3، ص192.. [34]

 غررالحکم: ص278.. [35]

 سورۀ نحل: آیه 121.. [36]

 تفسیر المیزان: ذیل آیۀ شریفه.. [37]

 سورۀ لقمان: آیه12..[38]

 صحیفۀ سجادیه: دعای اول..[39]

 اصول کافی: ج2، ص94..[40]

 سورۀ ابراهیم: آیه7..[41]

 وسائل­الشیعه: ج11، ص539..[42]

 وسائل­الشیعه: ج11، ص541..[43]

 سورۀ ابراهیم: آیه28..[44]
پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
0 امتیاز

امروز می‌خواهم درباره تشکر کردن با شما صحبت کنم. بسیاری از مردم نمی‌دانند که ناشکر هستند و اگر این مسئله را به آن‌ها بگویید احتمالاً با عصبانیت بر سر شما فریاد بکشند و اظهار کنند که فردی شکر گذار هستند چرا؟ چون همیشه می‌گویند خدایا شکرت! اتفاقاً با آه و ناله هم می‌گویند خدایا شکرت. این چه مدل شکرگزاری است که با ناراحتی همراه است؟ آیا خاصیتی هم دارد؟ قطعاً خیر.

شکرگزاری یعنی خوشحال بودن، یعنی احساس شور و شعف داشتن، یعنی از شادی فریاد کشیدن، یعنی خدا را در قلب خود احساس کردن، یعنی با همه وجود متشکر بودن، یعنی وقتی حادثه بدی رخ داد بگویی هر اتفاقی به خیر و صلاح من است و جهان من پر از زیبایی است، یعنی وقتی همه در حال گله و شکایت از آب‌وهوا هستند تو در حال تعریف کردن از زیبایی مناظر باشی، شکر گذاری یعنی لذت بردن از همه‌چیز. مهم‌ترین نکته در سپاسگزاری احساس خوب است؛ اگر از کسی تشکر می‌کنید با همه وجود این کار را انجام دهید، احساس خوب است که شما را به همه‌جا می‌رساند دلیل تأکید زیاد من برای شکر گذاری این است که خودم نتایج خیلی زیادی از آن گرفته‌ام و دوست دارم که شما هم این تجربه‌ها را لمس کنید.

همراه با احساس سپاسگزاری دنیای متفاوتی را می‌توان تجربه کرد، آدم‌ها تغییر می‌کنند، غذاها خوشمزه‌تر هستند، انگار که هیچ چیز بدی وجود ندارد. همه چیز رنگ و بوی تازگی و طراوت دارد. توجه کردن به نکات مثبت هم نوعی شکر گذاری است؛ به نکات مثبت همسرتان توجه کنید خواهید دید که همه چیز تغییر می‌کند، حتی می‌توانید این نکات مثبت را بنویسید، روزانه دو ویژگی مثبت همسرتان را بنویسید و به خاطر آن‌ها سپاسگزاری کنید سپاسگزاری را بر زبان بیاورید و آن را کاملاً احساس کنید، چشمان خود را ببندید و روی احساس خوب متمرکز شوید در همان حال لبخند بزنید، سعی کنید بدون اینکه کلمه‌ای بر زبان بیاورید با قلبتان شکر گذاری کنید. هرروز چند دقیقه برای این کار زمان بگذارید می‌توانید برای ویژگی‌های همکارتان هم شکر گذاری کنید، برای ویژگی‌های مثبت اتومبیلتان، خانه، حقوق، پس‌اندازی که دارید و هر چیز دیگری متشکر باشید. خواهید دید که اتفاقات جدیدی می‌افتد.

طبق قانون پایستگی انرژی، انرژی هیچ‌گاه از بین نمی‌رود فقط از شکلی به شکل دیگر تغییر می‌کند. فکر انرژی است، احساس انرژی است، وقتی که شما با احساسات شدید روی سپاسگزاری تمرکز می‌کنید این انرژی به شکل دیگری از انرژی تبدیل می‌شود و در اطراف شما نمایان می‌گردد به شکل پول بیشتر، رفتار بهتر اطرافیان، ترفیع در محل کار، مشتری‌های بیشتر و هزاران اتفاق خوب دیگر، فقط صبر داشته باشید این اتفاقات نیاز به کمی زمان دارد.

شکرگزاری واقعیتی ساده است جهان به تشکر کردن شما پاسخ می‌دهد، اگر شما از دوست خود تعریف کنید و بگویید فلان ویژگی تو خیلی خوب است آیا او سعی نمی‌کند آن ویژگی را پررنگ‌تر کند؟ قطعاً سعی می‌کند. اگر به خاطر هدیه‌ای که شخصی به شما می‌دهد تشکر کنید آیا او راغب نمی‌شود باز هم به شما هدیه بدهد؟ در مورد جهان هم همین‌گونه است اما اگر هدیه‌ای که شخصی به شما داده را باز کنید و مدام راجع به معایب آن صحبت کنید آیا باز هم هدیه‌ای از آن شخص می‌گیرید؟ نه. پس چرا همین کار را در مورد نعمت‌ها و هدایایی که خداوند به شما داده انجام می‌دهید؟ در مورد وضعیت بد هوا شکایت می‌کنید اگر اکسیژن نباشد چه می‌کنید؟ به خاطر کم بودن مشتری‌ها ناله می‌کنید؟ چرا به خاطر همان تعداد مشتری که هدیه‌ای از خداوند است سپاسگزار نیستید؟ آیا غر زدن مشکلی را حل می‌کند؟ نه فقط مشکل را بزرگ‌تر می‌کند روی هر چیزی که تمرکز کنید آن را بیشتر و بزرگ‌تر و پررنگ‌تر دریافت می‌کنید. در هر لحظه نگاه کنید ذره‌بین توجه خود را روی چه چیزی گرفته‌اید همان را در اندازه بزرگ‌تر دریافت می‌کنید. شکر گذاری توجه شما را تغییر می‌دهد و در نتیجه مسیر شما تغییر می‌کند اگر در حال حرکت به سمت پرتگاه هستید سپاسگزاری شما را به جاده برمی‌گرداند.

به خاطر هر پولی که تا به حال به زندگی‌تان وارد شده شکرگزاری کنید، به خاطر درآمدی که دارید شکرگزار باشید، به خاطر درآمدی که قرار است در آینده دریافت کنید خوشحال و شکرگزار باشید. به خاطر نعمت بزرگی به اسم “پول” سپاسگزاری کنید، شکرگزار باشید و ببینید که چگونه نعمت‌ها به سوی زندگی شما جاری می‌شود چون شکرگزاری کلید جاری کردن نعمت‌هاست.

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
0 امتیاز

راه های شکرگزاری
یکی از راه های شکرگزاری در روایات ما این است که اگر ما می خواهیم حق خدای متعال را ادا کنیم و شکر نعمت هایش را به جا آوریم، عبادت و بندگی خدای متعال است. یعنی خدایی که این همه به ما لطف و عنایت کرده شکرش این است که ما حرف او را گوش بدهیم و بندگی او را بکنیم. پس یک بخش شکرگزاری از نعمت ها شکرگزاری با عبادت و بندگی خداست که در رأسش نماز است. ستون دین و معراج مؤمن نماز است. یکی دیگر ار راه های شکرگزاری که در روایات ما هم زیاد توصیه شده است، شکرگزاری زبانی است.
راه های شکرگزاری یکی درک نعمت است که کسی قلباً نعمتی را درک کرد، «فَقَدْ أَدَّی شُکرَهَا» (کافی/ج2/ص99) شکرش را به جا آورده است. یکی از راه های شکرگزاری «التَّحَدُّثُ بِنِعَمِ اللَّهِ شُکر» (وسایل الشیعه/ج7/ص40)، «وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّک فَحَدِّثْ» یعنی مجالس شکرگزاری، بازگو کردن شکرها، گفتن و یادآوری شکرها خودش یک نعمتی است.

یکی از راه های شکرگزاری در روایات ما این است که اگر ما می خواهیم حق خدای متعال را ادا کنیم و شکر نعمت هایش را به جا آوریم، عبادت و بندگی خدای متعال است. یعنی خدایی که این همه به ما لطف و عنایت کرده شکرش این است که ما حرف او را گوش بدهیم و بندگی او را بکنیم. مثل پدر و مادری که به ما خیلی احسان و لطف و محبت کردند، حرفشان را گوش بدهیم و اطاعتشان را بکنیم. این فرمایش مولا امیرالمؤمنین که می فرمایند: بار پروردگارا! «مَا عَبَدْتُک خَوْفاً مِنْ نَارِک وَ لَا طَمَعاً فِی جَنَّتِک» (بحارالانوار/ج67/ص186) خدایا من تو را با روی خوف پرستش نمی کنم. این عبادت برده ها است که اجباری و روی ترس است. من تو را از روی طمع پرستش نمی کنم. عبادت بده و بستان عبادت تجار است. «بل عبدتک شکرا» بخش مهم کارهای عبادی و بندگی اهل بیت و پیغمبر عظیم الشأن(ص) شکرگزاری از خدای متعال بوده است. در مقابل این همه الطاف بی کرانی که خدای مهربان بر سر ما ریخته است، می طلبد که ما هم عبادت کرنش و پرستش کنیم.

درباره ی حضرت نوح(ع) در آیه قرآن داریم «إِنَّهُ کانَ عَبْداً شَکوراً» (اسراء/3) بنده شکور و سپاسگزاری بوده است. پیغمبر ما در حد اعلای عبادت، طاعات و بندگی را ارائه می دادند، حتی در روایات داریم اینقدر خودشان را به زحمت می انداختند، از روی شوق و عشق بوده نه اینکه زحمت باشد. گاهی بدنشان یک مقدار آسیب می دید. آیه نازل شد: «ما أَنْزَلْنا عَلَیک الْقُرْآنَ لِتَشْقی» (طه/2) ما قرآن را نفرستادیم خودت را به زحمت بیاندازی و عبادت فوق العاده کنی. گاهی پاهای حضرت ورم می کرد. به بدن فشار می آمد. یکبار یکی از همسران پیغمبر به پیغمبر عرض کرد: «لِمَ تُتْعِبُ نَفْسَک وَ قَدْ غَفَرَ اللَّهُ لَک مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِک وَ مَا تَأَخَّرَ» (ووسایل الشیعه/ج6/ص191) دید حضرت خیلی عبادت می کند. خیلی سر به سجده می ساید و خیلی عرض ادب می کند. گفت: چرا اینقدر خودت را به زحمت می اندازی و عبادت زیاد انجام می دهی؟ خدای مهربان به تو وعده داده، وعده کرامت داده، همه گذشته و آینده تو آمرزیده شده است. کمبودی نیست و خدا همه چیز به شما مرحمت کرده است. حضرت در پاسخ این ایراد همسرشان فرمودند: «أَفَلَا أَکونُ عَبْداً شَکوراً» آیا من بنده شکرگزار خدا نباشم؟ ولو اینکه خدا همه چیز به من داده است، همه چیز را آمرزیده و آینده را هم تضمین کرده است. اما حق سپاسگزاری در مقابل این خدایی که اینقدر به من لطف کرده است این است که در خانه ی او بیایم و کرنش و کوچکی و عبادت کنم. این شکرگزاری این را می طلبد. پس به یک معنا انجام واجبات و ترک گناهان و عبادت تشکر از خداوند است. یک مصداق کامل نماز و روزه است. حج رفتن و زکات و خمس پرداختن، تشکر از خدای متعال است.

مقید باشند دو رکعت نماز شکر مثل نماز صبح بخوانند. در هر حالی انسان می تواند نماز را اقامه کند. خوب است که هروقت یاد نعمت خدای متعال می افتد، وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند. نماز شکر برجای آورد. خود این تشکر باعث افزایش نعمت ها می شود. خدای متعال برکت و خیر را برای بندگانش زیاد می کند. پس یک بخش شکرگزاری از خدای متعال عبادت است.

در امالی شیخ صدوق که از مفاخر و بزرگان شیعه است، آمده که: روزی پیغمبر خدا در جمع اصحابشان فرمودند: «أَیکمْ یصُومُ الدَّهْر» (امالی صدوق/ص33) در شما کسی است که در سال 12 ماه را روزه بگیرد و همه ایام روزه باشد؟ جناب سلمان بلند شد و گفت: «أنا یا رسول الله» من همه ایام روزه می گیرم. بعد از مکثی فرمودند: «فأیکم یحیی اللیل» آیا در میان شما کسی است که تمام شب را تا صبح عبادت کند؟ باز جناب سلمان بلند شد و عرض کرد: «قال سلمان أنا یا رسول الله» من همه شب را تا صبح عبادت می کنم. باز بار سوم حضرت فرمودند: «قال فأیکم یختم القرآن فی کل یوم» در بین شما کسی هست که در شبانه روز همیشه یک ختم قرآن کند. باز سلمان بلند شد و عرض کرد: «فقال سلمان أنا یا رسول الله». در روایت هست که بعضی از افرادی که جاهل بودند و در مجلس حضور داشتند، ناراحت شدند. بلند شدند و اعتراض کردند. گفتند: یا رسول الله! سلمان اهل فارس است. اهل ایران است. «إن سلمان رجل من الفرس یرید أن یفتخر علینا معاشر قریش» می خواهد بر ما قریش افتخار کند، ما دیدیم که سلمان خیلی از روزها روزه نیست، در حالی که می گوید: من همیشه در طول سال روزه هستم. شب ها گاهی می خوابد، در حالی که می گوید: من شب تا صبح عبادت می کنم. ما گاهی دیدیم ساکت است، در حالی که ادعا می کند، من ختم قرآن می کنم. این چه کسی است و چطور ممکن است؟ وقتی اینطور برخورد تند کردند، پیغمبر عظیم الشأن(ص) به آن شخصی که اعتراض کرده بود فرمودند: «مه یا فلان أنی لک بمثل لقمان الحکیم» یعنی ساکت شو و حرفت را پس بگیر، حضرت سلمات مثل لقمان حکیم است. لقمان حکیم بنده خالص خدا بود و حکمت های زیادی را خدا به او داده بود. «سله فإنه ینبئک» از خود سلمان بپرس، به تو راه حل نشان می دهد. بعد می گوید: خدمت سلمان آمد، به سلمان گفت: آقا شما که می گویید: من همیشه روزه می گیرم، در حالی که ما بعضی مواقع روزه نمی گیریم، معنایش چیست؟ حضرت سلمان(ع) فرمود: من در هر ماه، سه روز، روزه می گیرم. خدای مهربان هم فرموده: «مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها» اگر کسی یک حسنه بیاورد، ده برابر است. یعنی یک روز، ده روز است و سه روز، سی روز می شود. وقتی در هر ماه من سه روز را روزه می گیرم، پس گویی سی روز را روزه گرفتم. من ماه شعبان را هم روزه می گیرم و به ماه مبارک رمضان وصل می کنم. روزه گرفتن در ماه شعبان را روایت داریم که از روزه ماه رجب هم بالاتر است. فرمودند: چرا از روزه ی شعبان غافل هستید؟ یک روز، روزه گرفتن در ماه شعبان بهشت را واجب می کند. آنها که روزه ی قضا دارند باید نیت روه قضا را کنند. ثواب ماه شعبان را می برند.«و أصل شعبان بشهر رمضان فذلک صوم الدهر» روزه ی ماه شعبان را به ماه رمضان وصل می کنم، این روزه ی کل سال می شود. دوم اینکه حضرت فرمودند: کدام یک از شما ب را تا صبح به عبادت می گذرانید؟ پیغمبر خدا فرمودند: «من بات علی طهر فکأنما أحیا اللیل کله » دین ما واقعاً دین آسانی است. پیغمبر خدا فرمود: اگر کسی شب را با وضو و طهارت بخوابد، قبل از رفتن به رختخواب وضو بگیرد، حتی جاهایی که امکان ندارد، تیمم کند. تیمم به جای وضوی قبل از خوابیدن، خدا برای این هم ثواب می نویسد. «من بات علی طهر فکأنما أحیا اللیل کله» با وضو و با طهارت بخوابی مثل این است که تا صبح عبادت کردی. سلمان اینها را باور کرده بود و لذا پیغمبر هم فرمودند: درست است.

سوم که گفتم: من هرروز ختم قرآن می کنم، «سمعت حبیبی رسول الله» از حبیبم پیغمبر خدا شنیدم که فرمود: یا علی، مثل تو مثل سوره ی «قل هو الله احد» است. اگر کسی تو را با قلب دوست بدارد، «فقد کمل ثلثا الإیمان» هرکس با دل تو را دوست بدارد، خدای متعال یک سوم ایمان را به او مرحمت می کند. «و من أحبک بلسانه و قلبه و نصرک بیده فقد استکمل الإیمان»اگر هم تو را با قلب و با زبان دوست بدارند، دو سوم ایمان را دارد. اگر کسی فقط عاشق اهل بیت است، بخشی از راه را آمده است. دشمنی ندارد و دوستی دارد، ولایت دارد و قبول دارد. اهل بیت را پذیرفته است. بعد فرمود: یا علی، «و من أحبک بلسانه و قلبه و نصرک بیده فقد استکمل الإیمان» ان کسی که هم با قلب عاشق است، هم با زبان اظهار می کند، هم با عمل ارائه می دهد، این ایمانش کامل است. بعد فرمودند: یا علی هرکس یکبار سوره «قل هو الله» را بخواند، یک سوم قرآن را تلاوت کرده است. دو بار تلاوت کند، دو سوم قرآن و سه بار تلاوت کند، کل قرآن را تلاوت کرده است. مستحب است شب هنگام خوابیدن این سوره خوانده شود. اگر کسی سه بار در شبانه روز سه بار سوره توحید را تلاوت کرد، شک نکند. بعضی می گویند: ما باید خودمان را تکه تکه کنیم تا خدا یک ثواب بزرگ به ما بدهد. اینها دیر باور هستند. خدای متعال دنبال فضل و لطف و کرم است. دنبال بهانه است که چیزهای بزرگ را به بهانه ی کوچک از ما بپذیرد. باورمان شود سه «قل هو الله» واقعاً ثواب یک ختم قرآن را دارد که سلمان این را باور کرد. پیغمبر خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی! به آن خدایی که مرا به پیغمبری فرستاده است، «لو أحبک أهل الأرض کمحبة أهل السماء» اگر همانطور که اهل آسمان عاشق تو هستند و تو را دوست دارند، اهل زمین را هم دوست می داشتند، خدای متعال کسی را در آتش جهنم نمی انداخت. «لک لما عذب أحد بالنار» بعد هم گفت: من این کارها را عمل می کنم. با وضو به رختخواب می روم. سه «قل هو الله» می خوانم. در ماه سه روز، روزه می گیرم. این توجیه بیانی است که پیغمبر خدا از من سؤال کردند و من پاسخ دادم. «کأنه قد ألقم حجرا» منافقانی که اعتراض کرده بودند، خاموش شدند.
شکرگزاری با عبادت و بندگی

پس یک بخش شکرگزاری از نعمت ها شکرگزاری با عبادت و بندگی خداست که در رأسش نماز است. ستون دین و معراج مؤمن نماز است. یکی دیگر ار راه های شکرگزاری که در روایات ما هم زیاد توصیه شده است، شکرگزاری زبانی است. یعنی همین که ما با زبانمان از خدای متعال تشکر کنیم. شکرگزاری زبان هم خیلی مهم است. «الحمدلله، شکر لله» از خدای متعال شکرگزاری از بندگان خداست. همین تشکر زبانی خستگی پدر و مادر را از تن درمی آورد.تشکر از معلمانی که نه ماه زحمت کشیدند. بزرگواری به من می فرمودند: من هر چند روز یکبار از همسرم در حد اعلا تشکر می کنم. عکس این هم ممکن است. پدر و مادر از فرزندشان اگر حرف گوش کن است، تشکر کنند. این شکرگزاری زبانی هم نعمت ها را زیاد می کند و هم آرامش می دهد و خستگی را از دل طرف درمی آورد. طرف را تشویق می کند به اینکه کار را بیشتر انجام بدهد. تشکر زبانی چه از خدای متعال و چه از بندگان خدا آرامش عجیبی می دهد. «أَشْکرُکمْ لِلَّهِ أَشْکرُکمْ لِلنَّاسِ» (کافی/ج2/ص99) هرچقدر که شما به دست و پای پدر و مادر می افتی، از معلم تشکر می کنی، در واقع جدا نیست. خدا می گوید: بارک الله! شکر مرا هم به جا می آوری. اگر اینها را به جا نیاوری، شکر مرا هم به جا نیاوردی.

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
0 امتیاز
شکرهای زبانی برای خدای متعال در روایات آمده است. «شُکرُ کلِّ نِعْمَةٍ وَ إِنْ عَظُمَتْ أَنْ تَحْمَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیهَا» (کافی/ج2/ص95) امام صادق(ع) فرمود: شکر هر نعمتی ولو هرچقدر بزرگ باشد، این است که از صمیم دل الحمدلله بگویی. ساده ترین شکرها «الحمدلله» است. یعنی تمام حمدها، تمام ستایش ها، تمام خوبی ها برای خداست. در روایتی از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) داریم که آقا قاطری داشتند، گم شد. حضرت فرمودند: اگر «لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ عَلَی لَأَشْکرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُکرِه» (کافی/ج2/ص97) اگر خدا این مرکب را به من برگرداند، شکری می کنم که حق شکر خدا باشد. بعضی از اصحاب منتظر شکرگزاری آنچنانی حضرت بودند. اتفاقاً مدت کمی طول نکشید، مرکب پیدا شد. حضرت فرمودند: الحمدلله! راوی تعجب کرد آقاجان! قربانت بروم، «لَأَشْکرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُکرِه» حق شکر خدا چه شد؟ فرمودند: «أَ لَمْ تَسْمَعْنِی قُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ» یعنی تمام خوبی ها را به خدا نسبت دادم. این کلمه کوچک است، ولی یک دریای بی کران در آن حقیقت خوابیده است. مرحوم دولابی همیشه می فرمودند: وقتی الحمدلله را با قلب و زبان و توجه می گوییم، خدا خیلی به انسان لطف می کند. ناسپاسی در مملکت ما زیاد است. الحمدلله بر نعمت هایی که خدا به ما مرحمت کرده است. باز یک روایت زیبای دیگر دیدم، پیغمبر عظیم الشأن فرمودند: آب را با سه الحمدلله بنوشید. مستحب است آدم آب را آرام آرام بخورد. «مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ» اگر کسی مقداری از آب را میل کند، «مَکثَ هُنَیئَة» مکثی کند و بگوید: الحمدلله! بعد از لحظات کم باز یک جرعه بخورد، باز دوباره الحمدلله بگوید. باز بار سوم میل کند و الحمدلله بگوید. امام صادق(ع) فرمود: با سه جرعه آب را نوشیدن و سه بار الحمدلله گفتن و یاد خدا را برجای آوردن، خدا بهشت را واجب می کند. باز روایت داریم هیچ قوم و دسته و گروهی نیستند، موقع شروع غذا با بسم الله و نام و یاد خدا شروع کنند، حتی اگر وسط غذا و لقمه ی آخر یادشان افتاد بسم الله نگفتند، بسم الله بگویند. یا بگویند: «بسم الله علی اوله و آخره». عزیزانی که دسته جمعی غذا می خورند، یک نفر بلند بسم الله بگوید. حدیث داریم اگر بسم الله نگویید، شیطان می آید دخالت می کند، و نورانیت و معنویت غذا کم می شود. پایان غذا هم الحمدلله بگوید. هیچ قومی غذا و طعامش را با یاد خدا و بسم الله شروع نمی کند، و با الحمدلله به پایان نمی برند، حدیث داریم اگر الحمدلله و شکرلله نگفتند، ملائکه می گویند: بد بنده هایی هستید.غذا خوردید و الحمدلله نگفتید. انشاءالله زندگی همه ما منور به نور قرآن و اهل بیت باشد. دعای ویژه ای برای موفقیت همه دانش آموزانی که امتحان دارند و طلاب و دانشجویان عزیز می کنیم. انشاءالله همگی موفق و مؤید باشند. یک صلوات خیلی زیبایی ظهرهای ماه شعبان در مفاتیح هم هست که وارد شده و از امام سجاد(ع) که امشب هم شب ولادت این بزرگوار است، «شجرة النبوة و موضع الرسالة» یک بخشی درباره فضیلت صلوات است. «اللهم صل علی محمد و آل محمد صلاة کثیرة تکون لهم رضا» خدایا صلوات فراوان بر محمد و آل محمد نازل بفرما که باعث خشنودی دل محمد و آل محمد شود. از این تعبیر استفاده می شود اگر صلوات هیچ خاصیتی نداشته باشد، «تکون لهم رضا» صلوات زیاد دل محمد و آل محمد را خشنود می کند. ماه شعبان هم ماه رضاوان ماه خضنودی خداست. «و لحق محمد و آل محمد أداء و قضاء بحول منک و قوة یا رب العالمین » یعنی این صلوات فراوان ما را وسیله ی ادا کردن حق محمد و آل محمد، چه حق گذشته و حق فعلی قرار بده. البته ادا کردن حق آنها کار خداست.کثرت صلوات هم خشنودی خدا و هم ادا کردن حق آنها را دارد. روایت زیبای دیگری هم در بحارالانوار است. اگر کسی از پیغمبر خدا تشکر کند، بگوید: «جَزَی اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً مَا هُوَ أَهْلُهُ» (بحارالانوار/ج91/ص63) خدایا آنچه حق و سزاوار پیغمبر است، به جای ما به پیغمبر مزد بده. «أَتْعَبَ سَبْعِینَ کاتِباً أَلْفَ صَبَاحٍ» هفتاد نویسنده و کاتب و ملائکه مشغول می شوند، هزار روز ثواب کسانی را می نویسند که از خدا شکرگزاری می کنند. «مَنْ قَالَ جَزَی اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً مَا هُوَ أَهْلُه» خدایا جزای پیغمبر را خودت ادا کن، طوری که سزاوار او هست. آیه ای که در این صفحه از حضرت عیسی(ع) خدای مهربان صحبت کرده که حضرت عیسی را نکشتند، به دار آویزان نکردند بلکه خدا او را زنده نگه داشته تا زمانی که برگرداند. «وَ إِن مِّنْ أَهْلِ الْکتَابِ إِلَّا لَیؤْمِننَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ یکونُ عَلَیهْمْ شهَیدًا» یعنی هیچ اهل کتابی نیست، الا اینکه هنگام مردن به حضرت عیسی(ع) ایمان بیاورند. اهل کتاب یهودی ها، نصرانی ها، معتقد به روح القدس هستند، یا فرزند برای خدا قائل هستند، موقع مردن حقیقت باز می شود. چون آدم از عالم طبیعت بیرون می رود، مانند فرعون که لحظه آخر به خدا ایمان آورد. ولی ایمان آن موقع فایده ندارد. حجاب ها کنار می رود و لذا به حقیقت وجود حضرت عیسی که بنده و عبد خداست، باورشان می شود و به پیغمبر خدا ایمان می آورد، آن زمان ایمان آوردن فایده ندارد. روز قیامت حضرت عیسی(ع) شهادت می دهد بر آنهایی که به حق و ناحق به او ادعاهایی بستند که او پسر خداست. ماه شعبان ماه پیغمبر خداست و ماه بسیار مهمی است. تعبیری که در همین صلوات است، «شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْک بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ» (وسایل الشیعه.ج10/ص492) یعنی این ماه را با رحمت و خشنودی خودت پر کردی. و خدا توفیق بده ما اعمال این ماه را درست انجام بدهیم، آخرش هم می گوییم: «و قد أوجبت لی منک الکرامة و الرضوان و أنزلتنی دار القرار و محل الأخیار» یعنی اگر انسان درست اعمال ماه شعبان را به جا آورد،رحمت خدا بر او واجب می شود. رضوان و خشنودی خدا که خدا از ما راضی باشد، ما هم از خدا راضی باشیم. شفاعت پیغمبر ما را می گیرد و در جوار پیغمبر در بهشت برین خواهیم بود. از اعمال این ماه پر برکت روزه گرفتن است که اشاره کردیم. حتی از ماه رجب در بعضی روایت هست که برتر و افضل است. از اعمال این ماه استغفار است که در بعضی روایات داریم که هفتاد برابر ماه های دیگر فضیلت دارد. استغفار هم فقط زبانی نباشد. روزی هفتاد مرتبه گفتن «استغفرالله و اسئله التوبه» مستحب است. معنای استغفار این است که آدم از گناه متنفر و منزجر شود. بدی هایش را کنار بگذارد. هم ندامت گناه و هم کنار گذاشتن گناه، توبه و استغفار واقعی است. آدم با دل پاک و پاکیزه وارد ماه رمضان شود. استغفار در این ماه خیلی سفارش شده به حدی که هفتاد برابر ماه دیگر سفارش شده است. از اعمال بسیار مهم این ماه زیاد صلوات بر محمد و آل محمد است.حداقل روزی صد بار، دویست بار، پانصد بار، هرچقدر می توانیم صلوات بفرستیم. این نکته هایی هم که در مورد سه بار خواندن «قل هو الله» می گوییم، معنایش این نیست که آدم قرآن را نخواند، معنایش این است که اگر کسی نتواند قرآن را بخواند، لااقل این حداقل ها جایگزین می شود. برای کسانی که یک دور قرآن را می خوانند، بدآموزی نداشته باشد. ولی می خواهم عرض کنم این فرصت ها هم مهم است. اینکه آدم بگوید: من نماز صبح نمی خوانم، یک وضو می گیرم تا صبح برایم عبادت بنویسند. مستحبات وقتی قبول می شود که ما واجبات را درست انجام دهیم. عبادت هایمان را با گناه باطل نکنیم. استغفار در این ماه فوق العاده سفارش شده است. از اعمال این ماه زیارت اباعبدالله خصوصاً در ماه شعبان است. از اعمال این ماه مناجات شعبانیه است. اصل این دعا از امیرالمؤمنین(ع) است و ما کم دعاهایی را داریم که تمام ائمه می خواندند. از اعمال دیگر این ماه تلاوت قرآن و صدقه دادن است. صدقه را هر روز بدهید و فراموش نکنید. بخشی از مال را کنار بگذارند، ولو نصف خرما و یک لیوان آب کنار بگذارند. صدقه دادن دقع بالا می کند، ولو اینکه بلا مسلم شده باشد. شخصیت هایی مثل حضرت ابالفضل در این امت قائم مقام هستند که مقام بس بلندی دارند. امام سجاد تعبیری دارند و فرمودند: عمویم حضرت عباس خوب جانبازی کرد. خوب ایثار و فداکاری کرد. تا جایی که جانبازی و گذشتش به جایی رسید که دو دستش را در راه خدا هدیه داد و خدای به جای دو دست، دو بال به او مرحمت کرده که در بهشت پرواز می کند و همانند جعفر طیار، برادر امیرالمؤمنین(ع) است. «إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یوْمَ الْقِیامَةِ» (بحارالانوار/ج44/ص298) برای هیچ شهیدی چنین تعبیری نیامده است. فرمود: برای عمویم عباس(ع) جایگاهی در روز قیامت هست که تمام شهدا، روز قیامت به عظمت مقام این بزرگوار غبطه می خورند. واقعاً هم باب الحوائجی اش فوق العاده است. یکی از بزرگان پنج جلد کتاب پیرامون کرامات حضرت ابالفضل (ع) نوشته است. از علما و از مسلمان و غیر مسلمان نوشته اند. مرحوم علامه طباطبایی کسی که صاحب المیزان است و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است، فرموده بودند: سرمایه ی من برای آخرت من ارادت بی شائبه و خالصانه ای است مثل عوام الناسی که صاف و ساده هستند و برای ابالفضل نذر می کنند و ارادت دارند. امیدواریم که از ارتباط و توسل به حضرت ابالفضل کم نگذاریم و هستی مان را فدای این آقا کنیم.
پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
0 امتیاز

شکرهای زبانی برای خدای متعال در روایات آمده است. «شُکرُ کلِّ نِعْمَةٍ وَ إِنْ عَظُمَتْ أَنْ تَحْمَدَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَیهَا» (کافی/ج2/ص95) امام صادق(ع) فرمود: شکر هر نعمتی ولو هرچقدر بزرگ باشد، این است که از صمیم دل الحمدلله بگویی. ساده ترین شکرها «الحمدلله» است. یعنی تمام حمدها، تمام ستایش ها، تمام خوبی ها برای خداست. در روایتی از امام باقر و امام صادق(علیهما السلام) داریم که آقا قاطری داشتند، گم شد. حضرت فرمودند: اگر «لَئِنْ رَدَّهَا اللَّهُ عَلَی لَأَشْکرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُکرِه» (کافی/ج2/ص97) اگر خدا این مرکب را به من برگرداند، شکری می کنم که حق شکر خدا باشد. بعضی از اصحاب منتظر شکرگزاری آنچنانی حضرت بودند. اتفاقاً مدت کمی طول نکشید، مرکب پیدا شد. حضرت فرمودند: الحمدلله! راوی تعجب کرد آقاجان! قربانت بروم، «لَأَشْکرَنَّ اللَّهَ حَقَّ شُکرِه» حق شکر خدا چه شد؟ فرمودند: «أَ لَمْ تَسْمَعْنِی قُلْتُ الْحَمْدُ لِلَّهِ» یعنی تمام خوبی ها را به خدا نسبت دادم. این کلمه کوچک است، ولی یک دریای بی کران در آن حقیقت خوابیده است. مرحوم دولابی همیشه می فرمودند: وقتی الحمدلله را با قلب و زبان و توجه می گوییم، خدا خیلی به انسان لطف می کند. ناسپاسی در مملکت ما زیاد است. الحمدلله بر نعمت هایی که خدا به ما مرحمت کرده است. باز یک روایت زیبای دیگر دیدم، پیغمبر عظیم الشأن فرمودند: آب را با سه الحمدلله بنوشید. مستحب است آدم آب را آرام آرام بخورد. «مِنْ شُرْبِ الْمَاءِ» اگر کسی مقداری از آب را میل کند، «مَکثَ هُنَیئَة» مکثی کند و بگوید: الحمدلله! بعد از لحظات کم باز یک جرعه بخورد، باز دوباره الحمدلله بگوید. باز بار سوم میل کند و الحمدلله بگوید. امام صادق(ع) فرمود: با سه جرعه آب را نوشیدن و سه بار الحمدلله گفتن و یاد خدا را برجای آوردن، خدا بهشت را واجب می کند. باز روایت داریم هیچ قوم و دسته و گروهی نیستند، موقع شروع غذا با بسم الله و نام و یاد خدا شروع کنند، حتی اگر وسط غذا و لقمه ی آخر یادشان افتاد بسم الله نگفتند، بسم الله بگویند. یا بگویند: «بسم الله علی اوله و آخره». عزیزانی که دسته جمعی غذا می خورند، یک نفر بلند بسم الله بگوید. حدیث داریم اگر بسم الله نگویید، شیطان می آید دخالت می کند، و نورانیت و معنویت غذا کم می شود. پایان غذا هم الحمدلله بگوید. هیچ قومی غذا و طعامش را با یاد خدا و بسم الله شروع نمی کند، و با الحمدلله به پایان نمی برند، حدیث داریم اگر الحمدلله و شکرلله نگفتند، ملائکه می گویند: بد بنده هایی هستید.غذا خوردید و الحمدلله نگفتید. انشاءالله زندگی همه ما منور به نور قرآن و اهل بیت باشد. دعای ویژه ای برای موفقیت همه دانش آموزانی که امتحان دارند و طلاب و دانشجویان عزیز می کنیم. انشاءالله همگی موفق و مؤید باشند. یک صلوات خیلی زیبایی ظهرهای ماه شعبان در مفاتیح هم هست که وارد شده و از امام سجاد(ع) که امشب هم شب ولادت این بزرگوار است، «شجرة النبوة و موضع الرسالة» یک بخشی درباره فضیلت صلوات است. «اللهم صل علی محمد و آل محمد صلاة کثیرة تکون لهم رضا» خدایا صلوات فراوان بر محمد و آل محمد نازل بفرما که باعث خشنودی دل محمد و آل محمد شود. از این تعبیر استفاده می شود اگر صلوات هیچ خاصیتی نداشته باشد، «تکون لهم رضا» صلوات زیاد دل محمد و آل محمد را خشنود می کند. ماه شعبان هم ماه رضاوان ماه خضنودی خداست. «و لحق محمد و آل محمد أداء و قضاء بحول منک و قوة یا رب العالمین » یعنی این صلوات فراوان ما را وسیله ی ادا کردن حق محمد و آل محمد، چه حق گذشته و حق فعلی قرار بده. البته ادا کردن حق آنها کار خداست.کثرت صلوات هم خشنودی خدا و هم ادا کردن حق آنها را دارد. روایت زیبای دیگری هم در بحارالانوار است. اگر کسی از پیغمبر خدا تشکر کند، بگوید: «جَزَی اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً مَا هُوَ أَهْلُهُ» (بحارالانوار/ج91/ص63) خدایا آنچه حق و سزاوار پیغمبر است، به جای ما به پیغمبر مزد بده. «أَتْعَبَ سَبْعِینَ کاتِباً أَلْفَ صَبَاحٍ» هفتاد نویسنده و کاتب و ملائکه مشغول می شوند، هزار روز ثواب کسانی را می نویسند که از خدا شکرگزاری می کنند. «مَنْ قَالَ جَزَی اللَّهُ عَنَّا مُحَمَّداً مَا هُوَ أَهْلُه» خدایا جزای پیغمبر را خودت ادا کن، طوری که سزاوار او هست. آیه ای که در این صفحه از حضرت عیسی(ع) خدای مهربان صحبت کرده که حضرت عیسی را نکشتند، به دار آویزان نکردند بلکه خدا او را زنده نگه داشته تا زمانی که برگرداند. «وَ إِن مِّنْ أَهْلِ الْکتَابِ إِلَّا لَیؤْمِننَ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یوْمَ الْقِیامَةِ یکونُ عَلَیهْمْ شهَیدًا» یعنی هیچ اهل کتابی نیست، الا اینکه هنگام مردن به حضرت عیسی(ع) ایمان بیاورند. اهل کتاب یهودی ها، نصرانی ها، معتقد به روح القدس هستند، یا فرزند برای خدا قائل هستند، موقع مردن حقیقت باز می شود. چون آدم از عالم طبیعت بیرون می رود، مانند فرعون که لحظه آخر به خدا ایمان آورد. ولی ایمان آن موقع فایده ندارد. حجاب ها کنار می رود و لذا به حقیقت وجود حضرت عیسی که بنده و عبد خداست، باورشان می شود و به پیغمبر خدا ایمان می آورد، آن زمان ایمان آوردن فایده ندارد. روز قیامت حضرت عیسی(ع) شهادت می دهد بر آنهایی که به حق و ناحق به او ادعاهایی بستند که او پسر خداست. ماه شعبان ماه پیغمبر خداست و ماه بسیار مهمی است. تعبیری که در همین صلوات است، «شَعْبَانُ الَّذِی حَفَفْتَهُ مِنْک بِالرَّحْمَةِ وَ الرِّضْوَانِ» (وسایل الشیعه.ج10/ص492) یعنی این ماه را با رحمت و خشنودی خودت پر کردی. و خدا توفیق بده ما اعمال این ماه را درست انجام بدهیم، آخرش هم می گوییم: «و قد أوجبت لی منک الکرامة و الرضوان و أنزلتنی دار القرار و محل الأخیار» یعنی اگر انسان درست اعمال ماه شعبان را به جا آورد،رحمت خدا بر او واجب می شود. رضوان و خشنودی خدا که خدا از ما راضی باشد، ما هم از خدا راضی باشیم. شفاعت پیغمبر ما را می گیرد و در جوار پیغمبر در بهشت برین خواهیم بود. از اعمال این ماه پر برکت روزه گرفتن است که اشاره کردیم. حتی از ماه رجب در بعضی روایت هست که برتر و افضل است. از اعمال این ماه استغفار است که در بعضی روایات داریم که هفتاد برابر ماه های دیگر فضیلت دارد. استغفار هم فقط زبانی نباشد. روزی هفتاد مرتبه گفتن «استغفرالله و اسئله التوبه» مستحب است. معنای استغفار این است که آدم از گناه متنفر و منزجر شود. بدی هایش را کنار بگذارد. هم ندامت گناه و هم کنار گذاشتن گناه، توبه و استغفار واقعی است. آدم با دل پاک و پاکیزه وارد ماه رمضان شود. استغفار در این ماه خیلی سفارش شده به حدی که هفتاد برابر ماه دیگر سفارش شده است. از اعمال بسیار مهم این ماه زیاد صلوات بر محمد و آل محمد است.حداقل روزی صد بار، دویست بار، پانصد بار، هرچقدر می توانیم صلوات بفرستیم. این نکته هایی هم که در مورد سه بار خواندن «قل هو الله» می گوییم، معنایش این نیست که آدم قرآن را نخواند، معنایش این است که اگر کسی نتواند قرآن را بخواند، لااقل این حداقل ها جایگزین می شود. برای کسانی که یک دور قرآن را می خوانند، بدآموزی نداشته باشد. ولی می خواهم عرض کنم این فرصت ها هم مهم است. اینکه آدم بگوید: من نماز صبح نمی خوانم، یک وضو می گیرم تا صبح برایم عبادت بنویسند. مستحبات وقتی قبول می شود که ما واجبات را درست انجام دهیم. عبادت هایمان را با گناه باطل نکنیم. استغفار در این ماه فوق العاده سفارش شده است. از اعمال این ماه زیارت اباعبدالله خصوصاً در ماه شعبان است. از اعمال این ماه مناجات شعبانیه است. اصل این دعا از امیرالمؤمنین(ع) است و ما کم دعاهایی را داریم که تمام ائمه می خواندند. از اعمال دیگر این ماه تلاوت قرآن و صدقه دادن است. صدقه را هر روز بدهید و فراموش نکنید. بخشی از مال را کنار بگذارند، ولو نصف خرما و یک لیوان آب کنار بگذارند. صدقه دادن دقع بالا می کند، ولو اینکه بلا مسلم شده باشد. شخصیت هایی مثل حضرت ابالفضل در این امت قائم مقام هستند که مقام بس بلندی دارند. امام سجاد تعبیری دارند و فرمودند: عمویم حضرت عباس خوب جانبازی کرد. خوب ایثار و فداکاری کرد. تا جایی که جانبازی و گذشتش به جایی رسید که دو دستش را در راه خدا هدیه داد و خدای به جای دو دست، دو بال به او مرحمت کرده که در بهشت پرواز می کند و همانند جعفر طیار، برادر امیرالمؤمنین(ع) است. «إِنَّ لِلْعَبَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ تَبَارَک وَ تَعَالَی مَنْزِلَةً یغْبِطُهُ بِهَا جَمِیعُ الشُّهَدَاءِ یوْمَ الْقِیامَةِ» (بحارالانوار/ج44/ص298) برای هیچ شهیدی چنین تعبیری نیامده است. فرمود: برای عمویم عباس(ع) جایگاهی در روز قیامت هست که تمام شهدا، روز قیامت به عظمت مقام این بزرگوار غبطه می خورند. واقعاً هم باب الحوائجی اش فوق العاده است. یکی از بزرگان پنج جلد کتاب پیرامون کرامات حضرت ابالفضل (ع) نوشته است. از علما و از مسلمان و غیر مسلمان نوشته اند. مرحوم علامه طباطبایی کسی که صاحب المیزان است و شاگردان بسیاری را تربیت کرده است، فرموده بودند: سرمایه ی من برای آخرت من ارادت بی شائبه و خالصانه ای است مثل عوام الناسی که صاف و ساده هستند و برای ابالفضل نذر می کنند و ارادت دارند. امیدواریم که از ارتباط و توسل به حضرت ابالفضل کم نگذاریم و هستی مان را فدای این آقا کنیم.

پاسخ داده شده 2 خرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (77,870 امتیاز)
...