به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
4 نفر آنلاین
0 عضو و 4 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (61)

0 امتیاز
17 بازدید

1- حروف جرّ را تعريف كرده و براى آنها مثالى بياوريد.

2- معانى «من» را بشماريد:

3- «الى» براى چه معانى مى‏آيد آنرا با مثال روشن كنيد:

4- در جملات زير دو حرف «من» و «الى» را استخراج كرده و نوع آنها را ذكر كنيد:

الف: «لمسجد أسّس على التّقوى من أوّل يوم أحقّ أن تقوم فيه ...» (ألتوبة: 9- 108)

ب: «أذكروا نعمة اللّه عليكم هل من خالق غير اللّه ...» (فاطر: 35- 3)

ج: «و تلك الرّسل فضّلنا بعضهم على بعض منهم من كلّم اللّه ...» (ألبقرة: 2- 253)

د: «... لكلّ امرء منهم ما اكتسب من الإثم ...» (ألنّور: 24- 11)

ه: «... ما جاءنا من بشير و لا نذير فقد جاءكم بشير و نذير ...» (ألمائدة: 5- 21)

و: «ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير ...» (ألبقرة: 2- 106)

ز: «سبحان الّذى أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصا ...» (الاسراء 17- 1)

ح: «... ثمّ أتمّوا الصّيام إلى اللّيل ...» (ألبقرة: 2- 187)

ط: «فلمّا أحسّ عيسى منهم الكفر قال من أنصارى إلى اللّه ...» (آل عمران: 3- 52)

ى: «... و لا تأكلوا أموالهم إلى أموالكم ...» (ألنساء: 4- 2)

5- سه عبارت ذيل را تركيب كرده و اعراب كلماتشان را بيان كنيد:

الف: «لن تنالوا البرّ حتّى تنفقوا ممّا تحبّون و ما تنفقوا من شئ فانّ اللّه به عليم» (آل عمران: 3- 92)

ب: «ما يفتح اللّه للنّاس من رحمة فلا ممسك لها و ما يمسك فلا مرسل له من بعده و هو العزيز الحكيم» (فاطر: 35- 2)

ج: «انّ اللّه يدخل الّذين آمنوا و عملوا الصّالحات جنّات تجرى من تحتها الأنهار يحلّون فيها من أساور من ذهب و لؤلؤا و لباسهم فيها حرير» (ألحج: 22- 23)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)

1 پاسخ

0 امتیاز

1- حروف جرّ، حروفى هستند كه وضع شده براى اينكه فعل يا شبه فعل و يا معناى آن را كشانده و به كلمه بعد از خود برسانند مانند: مررت بزيد (به زيد عبور كردم)

2- من داراى معانى است كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:

الف: براى ابتداء غايت و علامتش اين است كه صحيح است در مقابلش «الى» كه براى انتهاء غايت است قرار داده شود مانند: سرت من البصرة الى الكوفة

ب: براى تبين و علامت آناين است كه صحيح باشد كلمه «الذى» را بجايش قرار دهيم مانند:

فاجتنبوا الرّجس من الاوثان‏ (دورى كنيد از پليدى كه آن عبارت است از بت‏ها)

ج: براى تبعيض و علامت آن اين است كه كلمه «بعض» را صحيح باشد جاى‏ آن قرار دهيم مانند:

اخذت من الدّراهم (گرفتم بعض از دراهم را).

د: زائده و علامت آن اين است كه اگر آنرا حذف كنيم معناى كلام مختل نشود مانند:

ما جائنى من احد (نيامد نزد من هيچ كس)

البته به گفته صاحب مغنى «من» پانزده معنا دارد منتهى چون ذكر معانى ديگر غير از آنچه در اينجا آورديم از حدّ محصلين و خوانندگان اين كتاب بيشتر است لذا از نقل آنها صرفنظر كرديم‏

3- «الى» داراى هشت معنا است ولى چون در اين كتاب دو معنا فقط نقل شده لذا به ذكر آن دو اكتفا مى‏كنيم، آنها عبارتند از:

الف: انتهاء غايت چنانچه مثالش گذشت (سرت من البصرة الى الكوفة)

ب: معناى «مع» البته آمدن «الى» باين معنا نادر است همچون فرموده حق‏تعالى:

فاغسلو وجوهكم و ايديكم الى المرافق‏ (پس بشوئيد صورت‏ها و دست‏هايتان را با آرنج‏ها)

4- و امّا استخراج دو حرف «من» و «الى» از جملات مذكور و بيان نوع آنها:

الف: «من» حرف جار بوده و به معناى ابتداء غايت است.

ب: «من» حرف جار بوده و زائد مى‏باشد.

ج: «من» در «منهم» حرف جار بوده و براى «تبعيض» مى‏باشد.

د: «من» در «منهم» براى تبعيض و در «من الاثم» براى تبيين مى‏باشد.

ه: «من» زائده مى‏باشد.

و: «من» تبيين مى‏باشد.

ز: «من» براى ابتداء غايت است و «الى» براى انتهاء غايت است.

ح: «الى» براى انتهاء غايت است.

ط: «من» در «منهم» براى ابتداء بوده كه از آن به «ناشئه» تعبير مى‏كنند.

ى: «الى» حرف جارّ بوده و به معناى «مع» مى‏باشد.

5- و امّا تركيب عبارات مذكور و بيان اعراب كلمات آنها:

الف: لن، حرف ناصبه، تنالوا، فعل مضارع، منصوب به «لن»، فعل و فاعل، البرّ، مفعول براى «تنالوا»، حتّى، حرف جارّ، تنفقوا، فعل مضارع، منصوب به ان مقدّره، فعل و فاعل، من، حرف جار به معناى نشويّه، ما، موصوله، محلّامجرور به «من» متعلّق به «تنفقون» ظرف لغو، تحبّون، فعل و فاعل و مفعول و مفعول ضمير منصوبى است كه حذف شده، صله و عائد براى «ما»، واو، حاليه، ما، موصوله، مبتداء، تنفقوا، فعل و فاعل، صله براى «ما»، من شئ، جار و مجرور، متعلق به «تنفقوا» ظرف لغو، فاء، براى ربط شبه جواب، انّ، از حروف مشبهة بالفعل، اللّه، اسم انّ، به، جار و مجرور، متعلق به «عليم»، ظرف لغو، عليم، خبر براى «انّ» و جمله «انّ اللّه به عليم» خبر است براى «ما».

ب: ما، موصوله، مبتداء، يفتح، فعل و مفعول، مفعول ضمر منصوبى است كه حذف شده، الله، فاعل آن، صله و عائد براى «ما»، للناس، جار و مجرور، متعلق به يفتح، ظرف لغو، من رحمة، جار و مجرور، متعلق به «يفتح»، فاء، شبه رابط، لا، براى نفى جنس، ممسك، اسم براى «لا» و خبر «لا» محذوف است، لها، جار و مجرور، متعلق به «موجود» محذوف و جمله «لا ممسك لها» خبر است براى «ما»، واو، عاطفه، ما، موصوله، مبتداء، يمسك، فعل و فاعل و مفعول، مفعول ضمير متصل منصوبى است كه حذف شده، فاء، شبه رابط، لا، براى نفى جنس، مرسل، اسم براى «لا» و خبرش كه موجود باشد محذوف است، له، جار و مجرور، متعلق به «موجود» و جمله «لا مرسل له» خبر است براى «ما» و جمله‏ «ما يمسك فلا مرسل له» معطوف است به «ما يفتح ...»، من، حرف جار، بعد، مجرور به «من» متعلق به موجود محذوف، مضاف ها، ه، مضاف اليه، واو، حاليه، هو، مبتداء، العزيز، خبر و الحكيم خبر بعد از خبر و جمله اسميه، محلّا منصوب است تا حاليه باشد.

ج: انّ، از حروف مشبهه بالفعل، الله، اسم براى «انّ»، يدخل، فعل و فاعل، خبر براى «انّ»، الّذين، اسم موصول، مفعول براى «يدخل»، آمنوا، فعل و فاعل، صله و عائد براى «الذين»، واو، عاطفه، عملوا، فعل و فاعل، الصالحات، مفعول براى «عملوا»، و جمله «عملوا ...» معطوف است به «آمنوا»، جنات، مفعول فيه براى «يدخل» موصوف، تجرى، فعل، صفت براى «جنات»، من، حرف جارّ، تحت، مجرور به «من» متعلق به تجرى، مضاف، ها، مضاف اليه، الانهار، فاعل براى «تجرى» يحلّون، فعل مضارع مجهول و ضمير جمع در آن نائب فاعل مى‏باشد، صفت بعد از صفت فيها، جار و مجرور، متعلق به «يحلّون»، من، حرف جار به معناى «با»، اساور، مجرور به «من» متعلق به «يحلّون» ظرف لغو، من، حرف جار، ذهب، مجرور به «من» متعلق به «استقّر» صفت براى «اساور» واو، عاطفه، لؤلؤا، معطوف بر محل «اساور»، كه منصوب است، واو، عاطفه، لباسهم، مضاف و مضاف اليه، مبتداء، فيها، جار و مجرور، حرير، خبر براى «لباسهم» و جمله اسميه‏ «لباسهم فيها حرير» معطوف است به «يحلّون فيها» بنابر اينكه عطف جمله اسميه به فعليه جايز باشد چنانچه حق و صواب همين است.

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...