به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
6 نفر آنلاین
0 عضو و 6 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (62)

0 امتیاز
16 بازدید

1- معانى حتى و فى چيست؟

2- سه معنا از معانى «باء» را ذكر كرده و براى آنها مثال بزنيد.

3- باء در كدام موارد زائد واقع مى‏شود؟

4- در آيات شريفه زير حروف «حتّى» و «فى» و «باء» را استخراج كرده و معانى آنها را معيّن كنيد.

الف: «... و كلوا و اشربوا حتّى يتبيّن لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ...» (ألبقرة: 2- 187)

ب: «سلام هى حتّى مطلع الفجر» (ألقدر: 97- 5)

ج: «غلبت الرّوم، فى أدنى الأرض و هم من بعد غلبهم سيغلبون فى بضع‏ سنين ...» (ألرّوم: 30- 2 الى 4)

د: «و لكم فى القصاص حيوة يا أولى الألباب لعلّكم تتّقون» (ألبقرة: 2- 179)

ه: «لقد كان لكم فى رسول اللّه أسوة حسنة لمن كان يرجو اللّه و اليوم الآخر و ذكر اللّه كثيرا» (ألأحزاب: 33- 21)

و: «و أنفقوا في سبيل اللّه و لا تلقوا بأيديكم إلى التّهلكة ...» (ألبقرة: 2- 195)

ز: «و إذا جاءوكم آمنّا و قد دخلوا بالكفر و هم قد خرجوا به ...» (ألمائدة: 5- 61)

ح: «... و كفى باللّه وليّا و كفى باللّه نصيرا» (ألنّساء: 4- 45)

ط: «أولئك الّذين اشتروا الضّلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم ...» (ألبقرة: 2- 16)

ى: «قيل يا نوح إهبط بسلام منّا و بركات عليك ...» (هود: 11- 48)

ك: «مثلهم كمثل الّذى استوقد نارا فلمّا أضائتت ما حوله ذهب اللّه بنورهم و تركهم فى ظلمات لا يبصرون» (البقرة: 2- 17)

ل: «إنّ أوّل بيت وضع للنّاس للّذى ببكّة مباركا و هدى للعالمين» (آل عمران: 3- 96)

م: «و لقد نصركم اللّه ببدر و أنتم أذلّة فاتّقوا اللّه لعلّكم تشكرون» (ألبقرة: 2- 123)

ن: «ألم يعلم بأنّ اللّه يرى» (ألعلق: 96- 14)

س: «إنّا أرسلنا عليهم حاصبا إلّا آل لوط نجّيناهم بسحر» (ألقمر: 54- 34)

5- دو آيه ذيل را تركيب كرده و اعراب كلماتشان را بيان كنيد:

الف: «قالوا لن تبرح عليه عاكفين حتّى يرجع إلينا موسى» (طه: 20- 91)

ب: «إنّ المتّقين فى جنّات و عيون أدخلوها بسلام آمنين. و نزعنا ما فى صدورهم من غلّ إخوانا على سرر متقابلين» (ألحجر 45 الى 47)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)

1 پاسخ

0 امتیاز

1- حتّى براى سه معنا مى‏آيد كه در كتاب دو معنا را معترض شده باين شرح:

الف: انتهاء غايت مثل «الى» مانند: نمت البارحة حتى الصّباح (شب گذشته‏ خوابيدم تا صبح)

ب: به معناى «مع» مانند: قدم الحاج حتّى المشاة (حاجى‏ها آمدند با پيادگانشان).

«وفى» به گفته صاحب مغنى براى ده معنا مى‏آيد كه در اينجا دوتا از آنها درج مى‏شود باين شرح:

الف: ظرفيّت مانند: زيد فى الدّار (زيد در خانه است)

ب: به معناى «على» مانند: لاصلّبنّكم فى جذوع النّخل‏ (البته شما را بر شاخه‏هاى خرما آويزان مى‏كنم)

2- براى «باء» معانى متعددى است كه در ذيل سه تا از آنها را ذكر مى‏كنيم:

الف: الصاق چه حقيقى بوده مانند: به داء (باو دردى است) و چه مجازى مانند: مررت بزيد (به زيد گذشتم).

ب: استعانت مانند: كتبت بالقلم (به كمك قلم نوشتم)

ج: تعديه يعنى فعل لازم را بواسطه آن متعدى نمودن مانند: ذهب بزيد (زيد را برد)

3- زائد واقع شدن باء يا سماعى است و يا قياسى، سماعى: در مورد اسم مرفوع و منصوب است مرفوع يا فاعل است مانند: «كفى باللّه شهيدا (خداوند متعال شهيد را كفايت مى‏كند)

و يا خبر مى‏باشد مانند: بحسبك درهم (كافى است تو را درهمى)

و امّا منصوب، مفعول مى‏باشد مانند: القى بيده (انداخت دستش را).

و امّا قياسى: يا در خبر منفى است مانند: ما زيد بقائم (زيد ايستاده نيست) و يا بعد از استفهام مى‏باشد

مانند: هل زيد بقائم (آيا زيد ايستاده است)

4- و امّا استخراج «حتى» و «فى» و «باء» در آيات شريفه و تعيين معانى آنها:

الف: «حتّى» جارّه است و به معناى «الى» مى‏باشد «من» در هردو مورد جارّه‏ است و و در مورد اوّل به معناى «ابتداء غايت» يا «عن» بوده و در مورد دوّم به معناى تبيين است چه آنكه «من الفجر» بيان است براى «الخيط الابيض».

ب: «حتّى» به معناى «الى» مى‏باشد

ج: «فى» به معناى ظرفيّت است در هردو مورد

د: «فى» به معناى ظرفيت مجازى است‏

ه: «فى» به معناى ظرفيت مجازى است‏

و: «فى» به معناى ظرفيت مى‏باشد «با» زائده‏

ز: «با» در «بالكفر» و در «به» به معناى «مع» است‏

ح: «با» در دو مورد زائده است‏

ط: «باء» در «بالهدى» به معناى مقابله است‏

ى: «باء» در «بسلام» به معناى «مع» است.

ك: «باء» در «بنورهم» زائده است «فى» به معناى ظرفيّت مى‏باشد.

ل: «باء» در «بكّه» به معناى «فى» است‏

م: «باء» در «ببدر» به معناى «فى» است‏

ن: «باء» در «بانّ» زائده مى‏باشد

س: «باء» در «بسحر» به معناى «فى» مى‏باشد

5- و امّا تركيب دو آيه مذكور:

الف: قالوا، فعل و فاعل، لن نبرح، فعل مضارع منصوب به «لن» ضمير مستتر در آن اسمش مى‏باشد. عليه، جار و مجرور، متعلق به «عاكفين»، ظرف لغو، عاكفين، خبر براى نبرح كه از افعال ناقصه است و جمله‏ «لن نبرح عليه عاكفين» محلا منصوب است تا مقول قال (يعنى مفعول براى «قالوا» باشد)، حتّى، حرف جرّ، يرجع، فعل مضارع، منصوب به «ان» مقدّره، الينا، جار و مجرور، متعلق به «يرجع» ظرف لغو، موسى، فاعل است براى «يرجع».

ب: انّ، از حروف مشبهة بالفعل، المتّقين، اسم براى «انّ»، فى جنّات، جار و مجرور، متعلّق به «استقر» خبر براى «انّ»، واو، عاطفه، عيون، معطوف، به «جنّات»، ادخلوها، فعل و فاعل و مفعول، بسلام، جار و مجرور، متعلق به «استقّر»، حال است از فاعل در «ادخلوا»، آمنين، حال دوّم از فاعل در «ادخلوا»، واو، عاطفه، نزعنا، فعل و فاعل، ما، موصوله، مفعول براى «نزعنا» محلّا منصوب، فى صدور، جار و مجرور، متعلق به استقر، صله و عائد براى «ما»، مضاف، هم، مضاف اليه، من غلّ، جار و مجرور، بيان است براى «ما»، متعلق به «نزعنا»، اخوانا، حال است از ضمير فاعلى در «ادخلوها»، على سرر، جار و مجرور، متعلق به «استقرّ» صفت براى «اخوانا» متقابلين، صفت بعد از صفت.

 

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...