به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
4 نفر آنلاین
0 عضو و 4 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (64)

0 امتیاز
16 بازدید

1- واو و تاء قسم اختصاص به چه داشته؟ براى آن مثالى بزنيد.

2- باء قسم بر سر چه داخل مى‏شود؟ براى آن مثالى بزنيد.

3- در چه وقت جواب است «لام» بر جواب قسم داخل شود؟ با مثال آنرا شرح دهيد

4- در چه وقت «ما» يا «لا» بر جمله قسم داخل مى‏شود؟

5- چه وقت جواب قسم حذف مى‏شود؟ آنرا با چند مثال بيان كنيد.

6- معناى «عن» و «على» چيست؟ براى آنها مثال بزنيد.

7- «عن» و «على» چه وقت اسم مى‏باشند؟ آن را با چند مثال بيان كنيد.

8- كاف به چه معنا استعمال مى‏شود؟

9- دو معناى «مذ» و «منذ» را با مثال بيان كنيد.

10- حروف جارّه‏اى كه براى استثناء استعمال مى‏شوند كدام مى‏باشند؟

11- در جملات زير «واو» و «تاء» و «على» و «كاف» را استخراج كرده و معانى آنها را متذكر شويد.

الف: «و الفجر و ليال عشر» (ألفجر: 89- 1 و 2)

ب: «و تاللّه لأكيدنّ أصنامكم ...» (ألأنبياء: 21- 57)

ج: «و عليها و على الفلك تحملون» (ألمؤمنون: 23- 22)

د: «مثلهم كمثل الّذى استوقد نارا ...» (ألبقرة: 2- 17)

ه: «فلو لا فضل اللّه عليكم و رحمته لكنتم من الخاسرين» (ألبقرة: 2- 64)

و: «و الطّور و كتاب مسطور فى رقّ منشور» (الطّور: 52- 1 الى 3)

ز: «قالوا تاللّه لقد آثرك اللّه علينا و إن كنّا لخاطئين» (يوسف 12- 91)

ح:قال الباقر عليه السلام:«فأنزل نفسك من الدّنيا كمثل منزل نرلته ساعة ثمّ إرتحلت منها»

(تحف العقول: ص 329 انتشارات العلمية الاسلامية)

12- دو جمله زير را تركيب كرده و اعراب كلماتشان را بيان كنيد:

الف: «فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين أجرا عظيما درجات منه و مغفرة و رحمة و كان اللّه غفورا رحيما» (ألنساء: 4- 95 و 96)

ب: «و التّين و الزّيتون و طور سينين و هذا البلد الأمين لقد خلقنا الإنسان فى أحسن تقويم». (ألتين: 95- 1 الى 4)

 

 

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)

1 پاسخ

0 امتیاز

1- واو قسم مختص به اسم ظاهر است و تاء قسم اختصاص به «اسم» «الله» دارد مانند:

و الفجر و ليال عشر (مثال براى واو قسم) و تاللّه لاكيدنّ اصنامكم‏ (مثال براى تاء قسم)

2- باء قسم هم بر سر اسم ظاهر داخل شده و هم بر ضمير مانند: بالله و بالرحمن و بك‏

3- هرگاه جواب قسم موجبه باشد واجب است بر سرش «لام» بيايد اعم از آنكه جمله اسميه بوده مانند: و اللّه لزيد قائم يا جمله فعليه باشد مانند: و اللّه لا قومنّ.

4- اگر جمله جواب منفى باشد واجب است بر سرش «ما» و يا «لا» درآيد مانند:

و اللّه ما زيد قائم يا و اللّه لا يقوم زيد.

5- در دو مورد جواب قسم حذف مى‏شود:

الف: آنكه قبلا كلامى كه بر آن دلالت مى‏نمايد در كلام آمده باشد مانند: زيد قائم و اللّه كه تقدير آن زيد قائم و اللّه انّ زيدا لقائم مى‏باشد، بنابراين جمله «زيد قائم» قرينه است براى جواب محذوف.

ب: قسم در بين و وسط كلام ذكر شده باشد مانند: زيد و اللّه قائم كه تقدير آن زيد قائم و الله زيد لقائم است.

6- «عن» به معناى مجاوزت و «على» براى «استعلاء» مى‏باشد مانند: رميت السّهم عن القوس و نظير: زيد على السطح.

7- زمانى كه كلمه «من» بر سر على و «عن» درآيد اين دو اسم مى‏باشند مانند: جلست من عن يمينه (نشستم از جانب راست او) و نظير: نزلت من على الفرس (پائين آمدم از بالاى اسب)

8- كاف براى تشبيه كردن مى‏آيد مانند: زيدد كعمرو (زيد شبيه به عمرو است)

و گاهى هم زائده و براى تأكيد استعمال مى‏شود مانند: ليس كمثله شيئ‏

9- مذ و منذ داراى دو معنا مى‏باشند:

الف: ابتداء زمان ماضى چنانچه در ماه شعبان مى‏گوئى: ما رأيته مذ رجب (نديدم او را از اوّل ماه رجب).

ب: ظرفيت در زمان حاضر مانند: ما رأيته منذ يومنا (نديدم او را از ابتداء امروز)

10- سه حرف جار بوده كه براى استثناء استعمال مى‏شوند آنها عبارتند از: حاشا و عدا و خلا مانند: جائنى القوم خلا زيد يا حاشا عمرو و يا عدا بكر.

11- امّا استخراج «واو» و «تاء» و «على» و «كاف» و معانى آنها در جملات مذكور:

الف: «واو» عاطفه بوده و «على» در هردو موضع به معناى استعلاء است و مى‏توان آنرا در دوّمى به معناى «فى» دانست.

د: «كاف» به معناى تشبيه است‏

ه: «على» به معناى «استعلاء» و «واو» به معناى عاطفه مى‏باشد

و: «واو» در «و الطور» به معناى قسم و در «كتاب مسطور» عاطفه است‏

ز: «تاء» براى قسم مى‏باشد «على» براى استعلاء است، واو، حاليه است‏

ح: «كاف» براى تشبيه است‏

12- و امّا تركيب دو عبارت مذكور:

الف: فضّل، فعل ماضى، اللّه، فاعلش مى‏باشد، المجاهدين، مفعول آن است، على، حرف جارّ به معناى «استعلاء»، القاعدين، مجرور به «على»، ظرف لغو، متعلق به «فضّل»، اجرا، منصوب بنزع الخافض مى‏باشد، عظيما، صفت است براى «اجرا».

درجات، عطف بيان است براى «اجرا»، منه، جار و مجرور، متعلق به استقرّ، صفت براى «درجات».

واو، عاطفه، مغفرة، معطوف است به درجات، و رحمة، معطوف است به درجات، واو، حاليه، كان، از افعال ناقصه، الله، اسم براى «كان»، غفورا، خبر براى «كان»، رحيما، خبر بعد از خبر و جمله‏ «كان الله غفورا رحيما»، جمله حاليه است بنابراين محلا منصوب مى‏باشد و مى‏توان آنرا استينافيه دانست و برايش محلّا اعرابى قائل نشويم در اين صورت «واو» استينافيه مى‏باشد.

ب: واو، به معناى قسم، التين، مجرور به «واو» جار و مجرور متعلق به «اقسم» واو، عاطفه، الزيتون، معطوف به «التّين»، واو، عاطفه، طور سينين، مضاف و مضاف اليه، معطوف به «التين»، واو، عاطفه، هذا، معطوف به «التين»، البلد، مشار اليه «هذا»، موصوف الامين، صفت براى «البلد»، لام، غير عامله و جواب قسم، قد، براى تحقيق، خلقنا، فعل و فاعل الانسان، مفعول براى «خلقنا» و جمله فعل و فاعل و مفعول، جواب براى قسم، فى، حرف جارّ، احسن تقويم، مضاف و مضاف اليه، مجرور به «فى»، متعلق به «خلقنا»، ظرف لغو.

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)
...