به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
4 نفر آنلاین
0 عضو و 4 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (70)

0 امتیاز
16 بازدید

1- «لا» و «بل» و «لكن» براى چه معنائى بوده و فرق بين آنها چيست؟

2- حروف تنبيه براى چه معنائى وضع شده‏اند، براى آنها مثال بزنيد؟

3- «ها» و دو نظيرش «الا»، «ام» چه فرقى با هم دارند؟

4- حروف نداء را شمرده و ذكر كنيد كه آنها به چه اختصاص دارند؟

5- بين «نعم» و «بلى» و «اي» چه فرقى است؟

6- «اجل» و «جير» و «انّ» براى چه معنائى استعمال مى‏شوند؟

7- در جملات زير حروف تنبيه و نداء را استخراج كنيد:

الف: «فلمّا جآئت قيل أهكذا عرشك قالت كأنّه هو ...» (ألنّمل: 27- 42)

ب: «ألا إنّ أولياء اللّه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون» (يونس: 10- 62)

ج: «أفبهذا الحديث أنتم مدهنون» (ألواقعه: 56- 81)

د: «يا أيّها الأنسان ما غرّك بربّك الكريم» (ألانفطار: 82- 6)

ه: «... ألا يوم يأتيهم ليس مصروفا عنهم و حاق بهم ما كانوا به يستهزؤن» (هود: 11- 8)

و: «ها أنتم أولآء تحبّونهم و لا يحبّونكم ...» (آل عمران: 3- 119)

ز: «فانّى أوصيك بتقو اللّه- أى بنىّ- و لزوم أمره و عمارة قلبك بذكره و الاعتصام بحبله»

(نهج البلاغة، ألكتاب: 31- 8)

ح: «أما و الّذى فلق الحبّة و برأ النّسمة لولا حضور الحاضر ... لألقيت حبلها على غاربها ...»

(نهج البلاغة، 3- 16)

ط:

«أيا جدّتا قومى من القبر و انظرى‏   حبيبك متلول الجبين مرمّل»
 

(كبريت الأحمر ط الاسلامية ص 376 و 119 و 118)

8- از سه حرف زير هركدام را كه مناسب است در جاهاى خالى از جملات ذيل قرار دهيد:

«لا- بل- لكن»

1- «إشتريت الكتاب بألف درهم ... أكثر».

2- «ما مررت برجل فاسق ... عادل».

3- ألبس القميص الأبيض ... الأسود».

4- «ما أكلت لحما ... ثريدا».

5- «جالس رجلا صالحا ... طالحا».

6- «جائنى كاظم ... قاسم لم يأت».

9- از آيات زير حروف ايجاب را استخراج كنيد:

الف: «و يستنبئونك أحقّ هو قل إى و ربّى إنّه لحق و ما أنتم بمعجزين» (يونس: 10- 53)

ب: «و إذ قال إبراهيم ربّ أرنى كيف تحى الموتى قال أولم تومن قال بلى و لكن ليطمئنّ قلبى ...» (البقرة: 2- 260)

ج: «... فهل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا قالوا نعم فأذّن مؤذّن بينهم أن لعنة اللّه على الظّالمين». (ألأعراف: 7- 44)

د: «و جآء السّحرة فرعون قالوا إنّ لنا لأجرا ان كنّا نحن الغالبين قال نعم و إنّكم لمن المقرّبين» (الأعراف: 7- 113 و 114)

ه: «زعم الّذين كفروا أن لن يبعثوا قل بلى و ربّى لتبعثنّ ثمّ لتنبّؤنّ بما عملتم و ذلك على اللّه يسير». (ألتغابن: 64- 7)

10- جاهاى خالى از جملات زير را با يكى از حروف ايجاب كه مناسب است پر كنيد:

1- قال سعيد لى: «أليس لى عليك ألف درهم؟» قلت له: «... لك علىّ ألف درهم».

2- قال عمرو: هل قدم الحجّاج من السّفر؟ قلت: «...».

3- قلت: «لم أصلّ صلوة الظّهر» قال زيد «... قد صلّيت»

4- قلتت لصديقى: «هل تشرّفت الى زيارة قبر الحسين «عليه السلام» «قال»: «... و اللّه».

11- عبارت زير را تركيب كرده و اعراب كلماتش را بيان كنيد:

قال رسول الله «صلّى اللّه عليه و آله و سلّم»:

«ألا أنبّئكم بشرار النّاس قالوا: بلى يا رسول اللّه قال: من نزل وحده و منع رفده و جلد عبده ألا أنبّئكم بشرّ من ذلك قالوا: بلى يا رسول اللّه من لا يقيل عثرة و لا يقبل معذرة ...» (تحف العقول ص 30- انتشارات العلميّة الاسلاميّة)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
ویرایش شده 7 مرداد 1398 توسط admin

1 پاسخ

0 امتیاز

1- سه حرف «لا» و «بل» و «لكن» براى دلالت بر ثبوت حكم براى احد الامرين بطور معيّن مى‏باشند «لا» آنچه را كه براى اوّلى (معطوف عليه) ثابت است از دوّمى يعنى معطوف نفى مى‏كند مانند: جائنى زيد لا عمرو (زيد نزد من آمد نه عمرو) در اين مثال كلمه «لا» آمدن را كه براى زيد ثابت است از «عمرو» نفى كرده است.

«بل» براى اضراب از اوّل و اثبات حكم براى دوّمى مى‏باشد مانند:

جائنى زيد بل عمرو (زيد نزد من آمد، بلكه عمرو آمد) در اين مثال پس از آنكه از مجيئ زيد خبر داده‏ايم از آن اعراض كرده و آمدن را براى عمرو اثبات نموده‏ايم لذا معناى عبارت مذكور جائنى زيد، بل جاء عمرو مى‏باشد.

«لكن» خلاف حكمى را كه به ما قبل نسبت داده شده است را به ما بعدش متوجه مى‏سازد مانند: قام بكر لكن خالد لم يقم (بكر ايستاد ولى خالد نايستاد)

بنابراين در هرسه حرف (لا، بل، لكن) حكم براى يكى از دو نفر بطور معين ثابت گرديده است با اين فرق كه «لا» حكم ثابت براى ما قبل را از ما بعد نفى مى‏كند پس بايد قبل از «لا» هميشه حكم اثباتى و بعد از آن سلبى باشد ولى در «لكن» اين طور نيست بلكه بايد حكم ما بعدش با ما قبلش مخالف باشد لذا اگر ما قبل سلبى بود ما بعدش اثباتى است و در صورتى كه ما قبل اثباتى باشد ما بعدش سلبى است و امّا «بل» فقط حكم را براى ما بعدش ثابت مى‏كند و نسبت به ما قبل حكم را مسكوت عنه مى‏گذارد نه اثبات كرده و نه از آن نفى مى‏نمايد.

2- حروف تنبيه وضع شده‏اند براى تنبيه مخاطب و هشدار دادن به وى تا حكم از وى فوت نشود اين حروف سه هستند باين شرح:

1- الا مانند: الا انّهم هم المفسدون‏ (آگاه باش ايشان فسادكننده هستند).

2- اما مانند:

 

اما و الذى ابكى و اضحك و الّذى‏   امات و احياء الذى امره الامر
 

(آگاه باش قسم به كسى كه مى‏گرياند و مى‏خنداند و قسم به كسى كه مى‏ميراند و زنده مى‏كند و قسم به كسى كه حكم و امرش امر مى‏باشد).

3- ها مانند: ها زيد قائم (آگاه باش زيد ايستاده است).

3- فرق بين «ها» و آن دو حرف ديگر يعنى «اما» و «الا» اين است كه:

«الا» و «اما» واجب است فقط بر جمله داخل شوند اعم از آنكه جمله اسميّه بوده يا فعليه ولى «ها» هم بر سر جمله داخل شده مانند مثال گذشته و هم بر مفرد در مى‏آيد مانند: هذا، هولاء.

4- حروف نداء عبارتند از: يا، ايا، هيا، اى، و همزه مفتوحه.

اى و همزه مفتوحه اختصاص به مناداى قريب دارند، ايا و هيا به مناداى بعيد و يا هم براى قريب و هم براى بعيد و هم براى متوسّط مى‏آيد.

5- فرق بين «نعم» و «بلى» و «اي» آن است كه:

«نعم» براى تقرير و تثبيت كلام سابق مى‏آيد اعم از آنكه مثبت بوده يا منفى باشد مثلا اگر سؤال كنند:

أضرب زيد؟ در جواب گفته مى‏شود: نعم يعنى ضرب زيد.

يا اگر بپرسند: اما ضرب زيد؟ در جواب مى‏گوئيم: نعم يعنى ما ضرب زيد

و امّا بلى: اين كلمه اختصاص دارد به ايجاب و تبديل نفى بعد از استفهام به اثبات مانند:

الست بربكم؟ (آيا پروردگار شما نيستم؟) در جواب گفته شد: بلى‏

در اين آيه «بلى» براى تبديل نمودن نفى بعد از استفهام به ايجاب آمده و نيز گاهى «بلى» نفى را به خبر تبديل مى‏نمايد چنانچه گفته مى‏شود: لم يقم زيد (زيد نايستاده است) در جواب گفته مى‏شود: بلى يعنى قد قام.

و امّا «اي» اين كلمه براى اثبات بعد از استفهام آمده و هميشه با كلمه «هل» ملازم و همراه است‏

چنانچه وقتى گفته مى‏شود: هل كان كذا (آيا چنين واقع شد؟)

در جواب مى‏گوئيم: اي و اللّه (آرى به خدا سوگند)

6- «اجل» و «جير» و «انّ» هرسه براى تصديق خبر مى‏آيند مثلا وقتى گفته مى‏شود:

جاء زيد (زيد آمد) در تثبيت آن مى‏گوئيم: اجل يا جير يا انّ يعنى اصدّقك فى هذا الخبر (تو را در اين خبر تصديق مى‏كنم)

7- و امّا استخراج حروف تنبيه و نداء در جملات مذكور:

الف: «ها» در «هكذا» حرف تنبيه مى‏باشد.

ب: «الا» حرف تنبيه مى‏باشد.

ج: «ها» در «بهذا» حرف تنبيه مى‏باشد.

د: «يا» حرف نداء است.

ه: «الا» حرف تنبيه مى‏باشد.

و: «ها» حرف تنبيه مى‏باشد.

ز: «اى» حرف نداء مى‏باشد.

ح: «اما» حرف تنبيه مى‏باشد.

ط: «ايا» حرف نداء مى‏باشد.

8- و امّا گذاردن هركدام از «لا، بل، لكن» در جاى مناسب از جملات مذكور:

1- اشتريت الكتاب بالف در هم لا اكثر

2- ما مررت برجل فاسق لكن عادل‏

3- البس القميص الابيض لا الاسود

4- ما اكلت لحما لكن تريدا

5- جالس رجلا صالحا لا طالحا

6- جائنى كاظم لكن قاسم لم يأت‏

9- و امّا استخراج حروف ايجاب از آيات مذكور:

الف: «اي» حرف ايجاب است‏

ب: «بلى» حرف ايجاب است‏

ج: «نعم» حرف ايجاب است‏

د: «نعم» حرف ايجاب است‏

ه: «بلى» حرف ايجاب است‏

10- و امّا پر كردن جاهاى خالى از جملات مذكور با حروف ايجاب مناسب:

1- قال سعيد لى: أليس لى عليك الف درهم؟ قلت له: بلى لك علىّ الف درهم.

2- قال عمرو: هل قدم الحجّاج من السّفر؟ قلت: نعم‏

3- قلت: لم اصلّ صلوة الظّهر، قال زيد: بلى قد صلّيت‏

4- قلت لصديقى: هل تشرّفت الى زيارة قبر الحسين عليه السلام؟ قال: اي و اللّه‏

11- و امّا تركيب كلام مذكور:

أ: استفهاميه، لا، حرف نفى، انبئكم، فعل و فاعل و مفعول، باء، حرف جارّ، شرار، مجرور به يا مضاف، متعلق به «انبئكم»، النّاس، مضاف اليه، قالوا، فعل و فاعل، بلى، ايجاب، يا، حرف نداء، رسول الله، مضاف و مضاف اليه، منادى، منصوب، قال: فعل و فاعل، من، مبتداء، نزل، فعل و فاعل، خبر، وحده، مضاف و مضاف اليه، حال است از فاعل «نزل» (اگر چه «وحده» لفظا معرفه است و قاعدتا حال بايد نكره باشد ولى آنرا تأويل به نكره بايد برد و تقدير كلام منفردا مى‏باشد) واو، عاطفه، منع، فعل و فاعل، رفده، مضاف و مضاف اليه، مفعول براى «منع» و جمله «منع رفده» معطوف است به «نزل» بنابراين محلّا مرفوع است چون معطوف به جمله خبريه مى‏باشد، واو، عاطفه، جلد، فعل و فاعل، عبده، مضاف و مضاف اليه، مفعول براى جلده، جمله «جلد عبده» معطوف است به «نزل» محلّا مرفوع، الا، حرف تنبيه، أنبّئكم، فعل مضارع، صيغه متكلم وحده، فعل و فاعل و مفعول، باء، حرف جرّ، شرّ، مجرور به باء، متعلق به انبئكم، ظرف لغو، من ذلك،

جار و مجرور، متعلق به «شرّ» ظرف لغو، قالوا، فعل و فاعل، بلى، حرف ايجاب، يا، حرف نداء، رسول الله، مضاف و مضاف اليه، مناداى مضاف منصوب است، من، موصول، خبر است براى مبتداء محذوف، لا يقيل، فعل و فاعل، صله و عائد براى «من» عثرة، مفعول براى «لا يقيل»، واو، عاطفه، لا يقبل، فعل و فاعل، معطوف به لا يقيل، معذرة، مفعول براى «لا يقبل» و تقدير كلام چنين است: هو من لا يقيل عثرة و لا يقبل معذرة و جمله «لا يقبل معذرة» چون معطوف به جمله صله است محلّى از اعراب ندارد.

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...