به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
5 نفر آنلاین
0 عضو و 5 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (73)

0 امتیاز
16 بازدید

1- وقتى «قد» بر سر ماضى داخل شود معنايش چيست؟ آنرا با مثال بيان كنيد:

2- در چه وقت «قد» به معناى «تقليل» مى‏باشد، براى آن مثال بزنيد؟

3- بين «قد» و فعل با چه چيز فاصله مى‏اندازند؟

4- دو حرف استفهام بر سر چه داخل مى‏شوند؟

5- مواضعى كه جايز است همزه در آنها استعمال شود نه هل كدام مى‏باشند؟

6- از آيات شريفه ذيل حروف توقيع و استفهام را استخراج كنيد:

الف: «قد نعلم إنّه ليحزنك الّذى يقولون ...» (الانعام: 6- 33)

ب: «أو لم ينظروا فى ملكوت السّموات و الأرض ...» (ألأعراف: 7- 185)

ج: «قل الحمد للّه و سلام على عباده الّذين اصطفى ءآللّه خير أمّا يشركون» (ألنّمل: 27- 59)

د: «... فهل يهلك الّا القوم الفاسقون» (الأحقاف: 46- 35)

ه: «قالوا أإنّك لأنت يوسف قال أنا يوسف و هذا أخى ...» (يوسف: 12- 90)

و: «أل إنّ للّه ما فى السّموات و الارض قد يعلم ما أنتم عليه و يوم يرجعون اليه فينبّئهم بما عملوا ...» (ألنّور: 24- 64)

ز: «أثمّ إذا ما وقع آمنتم به ءآلان و قد كنتم به تستعجلون» (يونس: 10- 51)

ح: «هل جزآء الاحسان إلّا الاحسان» (ألرّحمن: 55- 60)

ط: «قد أفلح من زكّيها و قد خاب من دسّيها» (ألشمس: 91- 9 و 10)

ى: «قال أتعبدون ما تنحتون» (ألصّافات: 37- 95)

ك: «قال أأنت فعلت هذا بآلهتنا يا إبراهيم ...» (الأنبياء: 21- 62)

7- در جملات زير آيا بجاى همزه مى‏توان «هل» قرار داد؟

1- «أعندك زيد أم فى المدينة؟»

2- «أزيد قام؟»

3- «ألم يذهب سعيد؟»

4- «ما أدرى أبسيف قتلته أم بسكّين؟»

5- «أجعفر عادل؟»

6- «أغير اللّه تعبدون؟»

8- دو آيه ذيل را تركيب كرده و اعراب كلماتشان را بيان كنيد:

الف: «قل أتعبدون من دون اللّه ما لا يملك لكم ضرّا و لا نفعا و اللّه هو السّميع العليم» (المائده: 5- 76)

ب: «... و من يتّق اللّه يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث لا يحتسب و من يتوكّل على اللّه فهو حسبه إنّ اللّه بالغ أمره قد جعل اللّه لكلّ شى‏ء قدرا» (ألطّلاق: 65- 2 و 3)

 

 

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
ویرایش شده 7 مرداد 1398 توسط admin

1 پاسخ

0 امتیاز

1- اگر «قد» بر سر فعل ماضى داخل شود معناى آنرا به زمان حال نزديك مى‏كند و بخاطر همين نكته است كه به «قد» حرف تقريب مى‏گويند مانند: قد ركب الامير (يعنى امير آنى قبل سوار شد) و گاهى هم به معناى تحقيق و تأكيد مى‏آيد و آن زمانى است كه جواب سائل را با «قد» كه بر سر ماضى درآمده بدهند مانند اينكه شخصى بپرسد: هل قام زيد (آيا زيد ايستاد؟)

در جوابش مى‏گويند: قد قام زيد (محقّقا زيد ايستاد).

2- اگر «قد» بر سر فعل مضارع بيايد به معناى تقليل مى‏باشد مانند: انّ الكذوب قد يصدق (شخص دروغگو گاهى راست مى‏گويد)

3- بين «قد» و فعل گاهى قسم فاصله مى‏شود مانند: قد و اللّه احسنت (قسم بخدا كه تو احسان نمودى).

4- دو حرف استفهام يعنى «هل» و «أ» بر سرجمله اسميّه و فعليه داخل مى‏شوند مانند:

أزيد قائم (شاهد براى دخول همزه بر سر جمله اسميه) هل قام زيد (شاهد براى دخول هل بر سر جمله فعليه)

5- در چهار موضع است كه همزه در آنها داخل شده ولى جايز نيست كه «هل» را در آنها بياورند، اين چهار موضع عبارتند از:

الف: در موردى كه همزه بر مفعول مقدّم فعل درآيد مانند: أزيدا ضربت (آيا زيد را زدى).

ب: در مورد انكار و توبيخ مانند: أتضرب زيدا و هو اخوك (آيا زيد را مى‏زنى با اينكه برادر تو است).

ج: در موردى كه همزه با «أم» متّصله بيايد مانند: أزيد عندك ام عمرو (آيا نزد تو زيد است يا عمرو).

د: در موردى كه همزه بر عاطف داخل شود مانند: أو من كان يا افمن كان‏

6- و امّا استخراج حروف توقيع و استفهام از آيات مذكور:

الف: «قد» در «قد نعلم ...» حرف توقيع است.

ب: «أ» در «أو لم ينظر ...» حرف استهام است.

ج: «أ» در «ء الله خير ...» حرف استهام است.

د: «هل» در «فهل يهلك ...» حرف استهام است.

ه: «أ» در «قالوا أانّك ...» حرف استهام است.

و: «قد» در «قد يعلم ما انتم ...» حرف توقيع است.

ز: «أ» در «أثمّ ...» حرف استفهام و «قد» در «قد كنتم ...» حرف توقيع است.

ح: «هل» در «هل جزاء الاحسان ...» حرف استهام است.

ط: «قد» در «قد افلح ...» و «قد خاب ...» حرف توقيع است.

ى: «أ» در «أتبعدون ...» حرف استهام است.

ك: «أ» در «أ انت ...» حرف استهام است.

7- و امّا اينكه در جملات مذكور آيا مى‏توان بجاى همزه «هل» قرار داد؟

1- نمى‏توان زيرا «همزه» با «ام» استعمال شده است.

2- مى‏توان گفت: هل زيد قام‏

3- مى‏توان گفت: هل لم يذهب سعيد؟

4- نمى‏توان گفت: زيرا «همزه» با «ام» متصله استعمال شده است.

5- جايز است بگوئيم: هل جعفر عادل‏

6- جايز نيست بگوئيم: هل غير الله تعبدون زيرا مفعول فعل بر فعل مقدّم شده و اين از مواردى است كه تنها استعمال همزه جايز است.

8- و امّا تركيب دو آيه مذكور:

الف: قل، فعل و فاعل، أ، حرف استفهام، تعبدون، فعل و فاعل، من، حرف جار، دون، مجرور به «من» متعلق به «تعبدون» ظرف لغو، مضاف، الله، مضاف اليه، ما، موصوله، مفعول براى «تعبدون»، لا يملك، فعل و فاعل، صله و عائد براى «ما» لكم، جار و مجرور، متعلق به «لا يملك» ظرف لغو، ضرّا، مفعول براى «لا يملك» واو، عاطفه، لا، زائده، نفعا، معطوف به «ضرا» و جمله «أتعبدون من دون الله ...» محلّا منصوب است تا مفعول براى «قل» باشد. واو، حاليه، الله، مبتداء اوّل، هو، مبتداء دوّم، السميع، خبر براى «هو» العليم، خبر بعد از خبر براى «هو» و جمله «هو السميع العليم» محلّا مرفوع است تا خبر باشد براى «الله» و جمله «الله هو السميع العليم» محلّا منصوب است تا حال باشد.

ب: واو، عاطفه، من، شرطيّه، يتق الله، فعل و فاعل و مفعول، فعل شرط، يجعل، فعل و فاعل و ضمير فاعلى به «اللّه» راجع است، جواب شرط، له، جار و مجرور، متعلق به «يجعل»، مخرجا، مفعول براى «يجعل»، واو، عاطفه، يرزقه، فعل و فاعل و مفعول، معطوف به «يجعل»، من، حرف جارّ، حيث، مجرور به «من»، متعلق به «يرزقه» مضاف، لا يحتسب، فعل و فاعل و ضمير فاعلى به «من» راجع است، مضاف اليه، واو، عاطفه، من، شرطيّه، يتوكّل، فعل و فاعل، فعل شرط، على الله، جار و مجرور، متعلّق به «يتوكّل» ظرف لغو، فاء، جواب، هو، مبتداء، حسبه، مضاف و مضاف اليه، خبر، و جمله «هو حسبه» جواب است براى من، انّ، از حروف مشبهة بالفعل، الله، اسم براى انّ، بالغ، خبر براى «انّ» مضاف، امره، مضاف و مضاف اليه، مضاف مضاف اليه است براى «بالغ»، قد، از حروف توقيع، جعل الله، فعل و فاعل، لام، حرف جار، كلّ، مجرور به لام، مضاف، شى‏ء، مضاف اليه، قدرا، مفعول براى «جعل» و جمله «من يتوكّل على اللّه الخ» معطوف است به «من يتق‏ اللّه ...».

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
...