به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
4 نفر آنلاین
0 عضو و 4 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (75)

0 امتیاز
17 بازدید

1- «امّا» شرطيّه در چه معنائى استعمال مى‏شود؟ براى آن مثال بزنيد

2- در جواب «امّا» واجب است چه چيز آورده شود؟ آنرا با مثال واضح و روشن كنيد

3- در امّا براى چه جمله شرط حذف مى‏شود؟

4- حكم جزئى كه بعد از «امّا» مى‏آيد چيست؟

5- كلّا براى چه وضع شده؟

6- چرا «كلّا» كه به معناى «حقّا» است مبنى مى‏شود؟

7- از آيات ذيل «امّا» و «كلّا» را استخراج كرده و معناى آن دو را ذكر نمائيد

الف: «هو الّذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هنّ أمّ الكتاب و أخر متشابهات فأمّا الّذين فى قلوبهم زيع فيتّبعون ما تشابه منه ابتغآء الفتنة و ابتغآء تأويله ...» (آل عمران: 3- 7)

ب: «أمّا من استغنى فأنت له تصدّى و ما عليك ألّا يزّكّى و أمّا من جائك يسعى‏ و هو يخشى فأنت عنه تلهّى كلّا إنّها تذكرة ....» (عبس: 80- 5 الى 11)

ج: «فأمّا الإنسان إذا ما ابتلاه ربّه فأكرمه و نعّمه ربّى أكرمن و أمّا إذا ما ابتلاه فقدر عليه رزقه فيقول ربّى أهانن كلّا بل لا تكرمون اليتيم و لا تحاضّون على طعام المسكين» (ألفجر 89- 15 الى 18)

8- از سوره‏هاى زير «امّا» و «كلّا» را استخراج كرده و معناى آن دو را ذكر كنيد:

1- سورة النّبأ

2- سورة النّازعات‏

3- سورة المطفّفين‏

4- سورة الإنشقاق‏

5- سورة العلق‏

6- سورة التكاثر

9- آيات شريفه زير را تركيب كرده و اعراب كلماتشان را بيان كنيد:

الف: «ألم يجدك يتيما فآوى»

ب: و وجدك ضالّا فهدى‏

ج: و وجدك عائلا فأغنى‏

د: فأمّا اليتيم فلا تقهر

ه: و أمّا السّائل فلا تنهر

و: و أمّا بنعمة ربّك فحدّث» (ألضّحى: 93- 6 الى 11)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)
برچسب گذاری دوباره 7 مرداد 1398 توسط admin

1 پاسخ

0 امتیاز

1- امّا براى تفضيل مجملى است كه قبلا ذكر شده مانند: النّاس شقى و سعيد، فامّا الّذين سعدوا ففى الجنّة و امّا الذين شقوا ففى النّار (مردم به دو دسته تقسيم مى‏شوند: شقى و سعيد، امّا آنانكه سعادتمند هستند پس در بهشت بوده و آنانكه شقى مى‏باشند پس در دوزخ مى‏باشند).

2- در جواب «امّا» واجب است «فاء» آورده شود و جمله اوّل (شرط) را سبب براى جمله دوّم (جواب) قرار داد مانند: امّا زيد فمنطلق‏

3- جهت آنكه فعل شرط را در «امّا» حذف مى‏كنند آن است كه بدينوسيله تنبيه مى‏كنند كه مقصود از آوردن «امّا» حكم اسمى است كه بعد از آن واقع شده مانند: امّا زيد فمنطلق كه تقدير آن: مهما يكن من شيئ فزيد منطلق مى‏باشد پس جمله «يكن من شيئ» كه فعل شرط است حذف شده و «امّا فزيد منطلق» باقى ماند و چون دخول حرف شرط بر فاء جزائيه مناسب نبود بلكه بين اين دو لازم است فاصله باشد به ناچار «فاء» را به جزء دوّم كلام يعنى «منطلق» نقل داريم.

4- جزء اوّل بعد از امّا مانند «زيد» در مثال گذشته اگر براى ابتدائيت صالح باشد آنرا مبتداء قرار مى‏دهيم و در غير اينصورت لازم است آنرا معمول براى بعد از «فاء» دانست مانند: امّا يوم الجمعة فزيد منطلق، در اين مثال چون «يوم الجمعه» ظرف بوده و براى ابتدائيت صالح نيست به ناچار عاملش را منطلق قرار داده و بدين ترتيب يوم الجمعه مفعول فيه براى آن مى‏باشد.

5- كلّا براى بازداشتن متكم از آنچه به آن تكلّم نموده است وضع شده مانند آنچه در كلام حق‏تعالى آمده: ربّى اهانن‏ (پروردگار من را خوار نمود) كلّا ... (نه چنين است ...)

6- در صورتى كه «كلّا» به معناى «حقّا» باشد مبنى است يعنى اسمى است كه چون با «كلّا» حرفى مشابهت دارد مبنى مى‏باشد.

7- و امّا استخراج «امّا» و «كلّا» از آيات مذكور و بيان معناى آنها:

الف: «امّا» در «فامّا الذين فى قلوبهم ...» براى تفصيل مجملى است كه قبلش ذكر شده و آن عبارت است از «و اخر متشابهات».

ب: «امّا» در «امّا من استغنى ...» و «امّا من جائك يسعى ...» شرطيّه است به دليل آمدن «فاء» در جواب آنها و «كلّا» در «كلّا انّها تذكرة ...» حرف ردع مى‏باشد

ج: «امّا» در «فامّا الانسان اذا ما ابتلاه ...» و در «امّا اذا ما ابتلاه ...» شرطيّه است‏ و جواب اوّلى «فيقول ربّى ...» بوده و جواب دوّمى «فيقول ربّى اهانن ...» مى‏باشد و كلمه «كلّا» حرف ردع مى‏باشد

8- و امّا استخراج «امّا» و «كلّا» از سوره‏هاى مذكور و بيان معناى آن دو:

1- سوره نباء

آيه (4) كلّا سيعلمون‏ و آيه (5) ثم كلّا سيعلمون‏ (كلّا) براى ردع مى‏باشد

2- سوره نازعات‏

آيه (37) فامّا من طغى‏ و آيه (40) و امّا من خاف مقام ربه ... (امّا) حرف شرط بوده و جواب اوّلى‏ «فان الجحيم ...» و جواب دوّمى «فانّ الجنّة ...» مى‏باشد.

3- سوره مطففين‏

آيه (7) كلّا در آن حرف ردع مى‏باشند.

آيه (14) كلّا در آن حرف ردع مى‏باشدو «كلّا» در آيه (15) نيز حرف ردع مى‏باشد چنانچه در آيه (18) نيز «كلّا» براى ردع مى‏باشد

4- سوره انشقاق‏

آيه (7) امّا در آن براى تفصيل مجمل ما قبل است و نيز «امّا» در آيه (10) به همين معنا مى‏باشد

5-سوره علق‏

آيه (6) كلّا در آن حرف ردع مى‏باشد چنانچه كلّا در آيه (15) نيز به همين معنا است و همچنين كلّا در آيه (19) حرف ردع مى‏باشد

سوره  تكاثر

«كلّا» در آيات (3) و (4) و (5) حرف ردع مى‏باشد

9- و امّا تركيب آيات مذكور:

الف: «أ» همزه استفهاميّه است كه در اينجا به معناى تقرير آمده يعنى حمل مخاطب بر اقرار به ما بعد نفى «لم يجدك» فعل مضارع مجزوم به «لم»، فعل و فاعل و مفعول اوّل، يتيما، مفعول دوّم براى «لم يجد»، فاء، عاطفه، آوى، فعل و فاعل، معطوف به «لم يجدك».

ب: واو، عاطفه، وجدك، فعل و فاعل و مفعول اوّل، ضالّا، مفعول دوّم، معطوف به «لم يجدك»، فاء، عاطفه، هدى، فعل و فاعل، معطوف به «وجدك».

ج: واو، عاطفه، وجدك، فعل و فاعل، و مفعول اوّل، عائلا، مفعول دوّم، معطوف به «لم يجدك»، فاء، عاطفه، اغنى، فعل و فاعل، معطوف به «وجدك».

د: فاء، عاطفه، امّا، شرطيّه، اليتيم، مفعول مقدم براى «لا تقهر»، فاء، جوابيّه، لا تقهر، فعل نهى فعل و فاعل و تقدير كلام: مهما يكن من شيى فلا تقهر اليتيم مى‏باشد، و اين جمله معطوف است به «لم يجدك».

ه: واو، عاطفه، امّا، شرطيّه، السّائل، مفعول مقدّم براى «لا تنهر»، فاء، جوابيّه، لا تنهر، فعل نهى، فعل و فاعل و تقدير كلام: مهما يكن من شيى فلا تنهر مى‏باشد و اين جمله معطوف است به «امّا اليتيم ...».

و: واو، عاطفه، امّا، شرطيّه، باء، حرف جارّ، نعمة، مجرور به باء، متعلّق به «حدّث».

مضاف، ربّ، مضاف اليه، مضاف، كاف، مضاف اليه، فاء، جوابيّه، حدّث، فعل و فاعل و تقدير كلام: مهما يكن من شيى فحدث بنعمة ربك مى‏باشد و اين جمله معطوف است به «امّا اليتيم ...».

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)
...