به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
3 نفر آنلاین
0 عضو و 3 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (76)

0 امتیاز
16 بازدید

1- تاء تأنيث ساكنه بر چه دلالت دارد؟ براى آن مثال بزنيد.

2- چه وقت واجب است تاء تأنيث حركت داده شود و چه حركتى به آن داده و براى چه حركت مى‏گيرد؟

3- تنوين را تعريف كرده و براى آن مثال بزنيد.

4- اقسام تنوين را بشماريد

5- تنوين تمكّن چيست؟ و براى آن مثال بزنيد

6- تنوين تنكير و عوض را تعريف كنيد.

7- چرا تنوين مقابله را مقابله ناميده‏اند؟ آنرا با مثال شرح دهيد.

8- تنوينى كه به اسم اختصاص ندارد چيست؟

9- چه وقت تنوين از علم حذف مى‏شود؟

10- از آيات ذيل تاء تأنيث ساكنه و تنوين را استخراج كرده و نوع تنوين را بيان كنيد:

الف: «عسى ربّه إن طلّقكنّ أن يبدله أزواجا خيرا منكنّ مسلمات مؤمنات قانتات تائبات عابدات سائحات ثيّبات و أبكارا» (ألتحريم: 66- 5)

ب: «ويل يومئذ للمكذّبين» (المرسلات: 77- 19)

ج: «... و كلّا وعد اللّه الحسنى و فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين أجرا عظيما» (النّساء: 4- 95)

د: «تلك الرّسل فضّلنا بعضهم على بعض منهم من كلّم اللّه و رفع بعضهم درجات ...» (ألبقرة: 2- 253)

ه: «قل ادعو اللّه أو أدعو الرّحمن أيّا ما تدعوا فله الأسماء الحسنى ...» (الإسراء: 17- 110)

11- تاء تأنيث و تنوين را از سوره‏هاى ذيل استخراج كرده و نوع تنوين‏ها را بيان نمائيد: سوره: زلزله، انشقاق، قارعه، مسد

12- آيه ذيل را تركيب كرده و اعراب كلماتش را بيان كنيد:

«و كأيّن من قرية عتت عن أمر ربّها و رسله فحاسبناها حسابا شديدا و عذّبناها عذابا نكرا فذاقت و بال أمرها و كان عاقبة أمرها خسرا» (الطّلاق: 65- 8 و 9)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)
برچسب گذاری دوباره 7 مرداد 1398 توسط admin

1 پاسخ

0 امتیاز

1- تاء تأنيث ساكنه به فعل ماضى ملحق شده تا بر تأنيث مسنداليه فعل دلالت كند مانند: ضربت هند

2- وقتى تاء تأنيث ساكنه با حرف ساكنى ديگر ملاقات كند متحرك مى‏شود و حركتش كسره است و جهتش آن است كه قاعده معروفى است كه: هرگاه دو ساكن با هم ملاقات كردند لازم است اولى را متحرك به حركت كسره كنند مانند: قد قامت الصّلوة، شاهد در «تاء» قامت است كه ساكن بوده و بعد از ملاقات با صاد اوّل «الصّلوة» كه آن نيز ساكن است مكسور گرديده.

3- تنوين نون ساكنه‏اى است كه تابع حركت آخر كلمه است باين معنا اگر حركت آخر ضمّه باشد تنوين را نون ساكنى كه ما قبلش ضمّه است مى‏خوانيم مانند: جاء زيد و اگر حركت آخر كسره باشد تنوين را نون ساكنى كه ما قبلش كسره است مى‏خوانيم مانند: مررت بزيد

و اگر حركت آخر فتحه باشد تنوين را نون ساكنى كه ما قبلش فتحه است مى‏ناميم مانند: رأيت زيدا

4- تنوين پنج قسم است: تنوين تمكّن، تنوين تنكير، تنوين عوض، تنوين مقابله، تنوين ترنّم.

5- تنوين تمكن نونى است كه دلالت بر متمكّن بودن اسم در مقتضاى اسميّتش دارد يعنى دلالت مى‏كند اسم منصرف بوده و تمام حركات اعرابى را مى‏پذيرد مانند تنوين در «زيد»

6- تنوين تنكير نونى است كه بر نكره بودن اسم دلالت دارد مانند تنوين در «صه (سكوت كن سكوتى) و تنوين عوض نونى است كه عوض از مضاف اليه آورده مى‏شود مانند تنوين در «حينئذ» و «يومئذ» اين دو كلمه در اصل: حين اذ كان و يوم اذ كان بوده‏اند و بعد از حذ «اذ كان» به حين و يوم تنوين داده شد تا آن عوض از محذوف باشد.

7- تنوين مقابله را بخاطر اين مقابله مى‏گويند كه اين تنوين در مقابله نون رفعى كه به جمع مذكّر سالم ملحق مى‏شود به جمع مؤنث سالم داده مى‏شود مانند تنوين در «مسلمات» كه در مقابل نون در «مسلمون» مى‏باشد.

8- تنوينى كه به اسم اختصاص ندارد تنوين ترنّم مى‏باشد كه به آخر ابيات و مصراع‏ها ملحق مى‏گردد مانند: يا ابتا علّك او عساكا.

9- وقتى براى اسم علم كلمه «ابن» را صفت آورند در حاليكه «ابن» به علم ديگر اضافه شده باشد تنوين را از علمى كه موصوف «ابن» است حذف مى‏كنند مانند: جائنى زيد بن عمرو

10- و امّا استخراج تاء تأنيث ساكنه و تنوين از آيات مذكور و تعيين نوع تنوين:

الف: تنوين در «ازواجا و خيرا و ابكارا» تنوين تمكّن بوده و در «مسلّمات، مؤمنات، قانتات، تائبات، عابدات، ستائحات، ثيّبات» تنوين مقابله است.

ب: تنوين در «ويل» تنوين تمكن مى‏باشد و در «يومئذ» تنوين عوض است.

ج: تنوين در «كلا» تنوين عوض از مضاف اليه محذوف بوده و تقدير: كلّ واحد من القاعدين و المجاهدين مى‏باشد و تنوين در «اجرا» و «عظيما» تنوين تمكن مى‏باشد.

د: تنوين در «بعض» تنوين عوض از مضاف اليه محذوف بوده و تقدير «بعضهم» مى‏باشد و تنوين در «درجات» تنوين تمكّن مى‏باشد.

ه: تنوين در «ايّا» تنوين تمكن مى‏باشد

11- و امّا استخراج تاء تأنيث و تنوين از سوره‏هاى مذكور و بيان نوع تنوين‏ها:

سوره زلزلة

آيه (1) تاء در «زلزلت» تاء تأنيث ساكنه است و بخاطر التقاء ساكنين مكسور شده و همچنين است تاء در «اخرجت» در آيه (2).

آيه (4) تنوين در «يومئذ» تنوين عوض مى‏باشد و همچنين است «يومئذ» در آيه (6) و تنوين «اشتاتا» در اين آيه تنوين تمكّن مى‏باشد.

آيه (7) تنوين در «ذرّة» تنوين تمكن مى‏باشد و در آيه (7) تنوين «ذرّة» و «شرا» نيز براى تمكّن مى‏باشد.

سوره انشقاق‏

آيه (1) تاء در «انشقت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (2) تاء در «اذنت» و «حقّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (3) تاء در «مدّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (4) تاء در «القت» و «تخلّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (5) تاء در «اذنت» و «حقّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (6) تنوين در «كادح» و «كدحا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (11) تنوين در «ثبورا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (12) تنوين در «سعيرا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (13) تنوين در «مسرورا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (15) تنوين در «بصيرا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (19) تنوين در «طبقا» و «طبق» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (24) تنوين در «عذاب» و «اليم» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (25) تنوين در «اجر» تنوين تمكن مى‏باشد.

سوره قارعه‏

آيه (6) تاء در «ثقلت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (7) تنوين در «عيشة» و «راضية» تنوين تمكّن مى‏باشد.

آيه (8) تاء در «خفّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (9) تنوين در «هاوية» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (11) تنوين در «نار» و «حامية» تنوين تمكن مى‏باشد.

سوره مسد

آيه (1) تاء در «تبّت» تاء تأنيث مى‏باشد.

آيه (3) تنوين در «نارا» تنوين تمكن مى‏باشد.

آيه (5) تنوين در «حبل» و «مسد» تنوين تمكن مى‏باشد

12- و امّا تركيب آيه مذكور:

واو، استينافيه، كأيّن، اسم مبهم، خبريّه، من، جارّه، زائده، قرية، تميز براى «كايّن» موصوف، عتت، فعل ماضى، فعل و فاعل، صفت براى «قرية»، عن، جاره،

امر، مجرور به عن متعلق به «عتت»، ظرف لغو، مضاف، ربّ، مضاف اليه، مضاف، ها، مضاف اليه، واو، عاطفه، رسله، مضاف و مضاف اليه، معطوف به «ربّها»، فاء، عاطفه، حاسبناها، فعل و فاعل و مفعول، معطوف به «عتت»، حسابا، مفعول مطلق نوعى، موصوف، شديدا، صفت براى «حسابا»، واو، عاطفه، عذّبناها، فعل و فاعل و مفعول، معطوف به «حاسبناها»، عذابا، مفعول مطلق نوعى موصوف، نكرا، صفت براى «عذابا»، فاء، عاطفه، ذاقت، فعل و فاعل، معطوف به «عتت»، وبال، مضاف، مفعول براى «ذاقت»، امر، مضاف اليه، مضاف، ها، مضاف اليه، واو، حاليه، كان، از افعال ناقصه، عاقبة، اسم براى «كان» مضاف، امر، مضاف اليه، مضاف، ها، مضاف اليه، خسرا، خبر براى «كان» و جمله «كان عاقبة امرها خسرا» محلا منصوب است بنابر حاليّت.

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (88,490 امتیاز)
...