به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
3 نفر آنلاین
0 عضو و 3 مهمان در سایت حاضرند

تمرینات کتاب هدایه فی النحو (77)

0 امتیاز
20 بازدید

1- نون تأكيد چيست؟

2- نون تأكيد ثقليه چه وقت مفتوح و چه زمان مكسور مى‏شود؟

3- مواضعى كه جايز است نون تأكيد ملحق بشود كدام است؟

4- چه وقت واجب است نون تأكيد ملحق بشود؟ و براى چه ملحق مى‏شود؟

5- چه وقت واجب است قبل از نون تأكيد مضموم و چه وقت بايد مكسور گردد؟

6- براى چه قبل از نون تأكيد در تثنيه و جمع مؤنث مفتوح مى‏شود؟

7- نون تأكيد خفيفه بر چه داخل نشده و براى چه داخل نمى‏شود؟

8- از جملات زير افعالى كه مؤكّد به نون تأكيد هستند را استخراج كرده و سپس آنها را به اصلشان پيش از الحاق نون تأكيد برگردانيد.

الف: «و لئن لم يفعل مآ امره ليسجننّ و ليكونا من الصّاغرين» (يوسف: 12- 32)

ب: «و اتّقوا فتنة لا تصيبنّ الّذين ظلموا منكم خاصّة ...» (ألأنفال: 8- 25)

ج: «فكلي و اشربي و قريّ عينا فإمّا ترينّ من البشر أحدا فقولي ...» (مريم: 19- 26)

د: «و لأضلّنّهم و لأمنّينّهم و لآمرنّهم فليبتّكنّ آذان الانعام و لآمرنّهم فليغيّرنّ خلق اللّه ...» (ألنساء: 4- 119)

ه: «قال قد أجيبت دعوتكما فاستقيما و لا تتّبعانّ سبيل الّذين لا يعلمون» (يونس: 10- 89)

و: «كلّا لئن لم ينته لنسفعا بالنّاصية» (ألعلق: 96- 15)

ز: «و الّذى بعثه بالحقّ لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلنّ غربلة و لتسأطنّ سوط القدر ...» (نهج البلاغة، الخطبة: 16- 3)

9- بر افعال زير دو نون تأكيد (خفيفه و ثقليه) را داخل كنيد:

«إحرصا، إدّخروا، إنصحوا، لا تهملن، تنجزين، لا تهملى، أتكلّم، إبذلى، اتق، ع، ذر، عظ»

10- سوره مباركه ذيل را تركيب كرده و اعراب كلماتش را بيان كنيد:

«بسم اللّه الرّحمن الرّحيم» «ألحمد للّه ربّ العالمين، ألرّحمن الرّحيم، مالك يوم الدّين» «إيّاك نعبد و إيّاك نستعين، إهدنا الصراط المستقيم» «صراط الّذين أنعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضّالّين» (ألحمد، 1- 1 الى 7)

سوال شده 7 مرداد 1398 در هدایه توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)

1 پاسخ

0 امتیاز

1- نون تأكيد نونى است كه وضع شده براى  تأكيد  امر و مضارع مشروط به اينكه در مضارع معناى طلب باشد در مقابل «قد» كه براى تأكيد فعل ماضى قرار داده شده.

2- نون تأكيد ثقليه در صورتى كه قبلش الف نباشد مفتوح است مانند: اضربنّ (بزن تو يك مرد البتّه البتّه)، اضربنّ (بزنيد شما مردان البتّه البتّه)، اضربنّ (بزن تو

يك زن البته البته) و در غير اين صورت مكسور مى‏باشد مانند: اضربانّ (بزنيد شما دو مرد البته البته) اضربنانّ (بزنيد شما زنان البته البته)

3- در پنج موضع الحاق نون تأكيد جايز است باين شرح: ا الف: فعل امر مانند: اضربنّ‏

ب: فعل نهى نظير: لا تضربنّ‏

ج: استفهام مثل: هل يضربنّ‏

د: تمنّى همچون: ليت يضربنّ‏

ه: عرض مانند: الا تنزلنّ‏

4- بر فعل قسم واجب است نون تأكيد داخل و الحاق گردد زيرا قسم بر چيزى كه غالبا مطلوب متكلّم و مورد خواسته‏اش هست درآمده از اين‏رو چون صدر كلام با قسم كه دال بر تأكيد است آغاز شده براى اينكه آخر آن نيز خالى از معناى تأكيد نباشد نون را واجب است درآورند مانند: و اللّه لافعلنّ كذا (بخدا قسم البته البته چنين كارى را انجام مى‏دهم).

5- در جمع مذكر ما قبل نون تأكيد بايد مضموم باشد مانند: اضربنّ و در مفرد مؤنث مخاطب ما قبل نون مكسور است تا دلالت كند محذوف ياء بوده مانند: اضربنّ‏

6- در تثنيه و جمع مؤنث ما قبل نون تأكيد مفتوح است مانند: اضربانّ و اضربنانّ و وجه آن اين است كه ما قبل نون در اين دو صيغه الف است كه آنرا براى عدم اجتماع سه نون (نون ضمير و نون تأكيد مشدّده كه در واقع دو نون است) اضافه نموده‏اند و قبل از الف بايد مفتوح باشد پس مقصود از ما قبل نون در اين دو همان آخرين حرف فعل يعنى «با» در اضربانّ و نون در اضربنانّ مى‏باشد.

7- نون تأكيد خفيفه به سه صيغه ملحق نمى‏شود.

الف: تثنيه مذكر، ب: تثنيه مؤنث، ج: جمع مؤنث‏

و علتش اين است كه: اگر نون تأكيد را در اين صيغه‏ها متحرك كنيم بر اصل خود كه سكون است باقى نمانده و ديگر خفيفه نيست و اگر به حالت سكون آنرا باقى بداريم التقاء ساكنين على غير حده لازم آمده كه آن هم حسن نمى‏باشد لذا چون دخولش مستلزم ارتكاب احد المحذورين مى‏باشد از الحاقش در اين سه مورد صرفنظر كرديم.

(التقاء ساكنين على حدّه آن است كه اوّلى از دو ساكن حرف مدّ (واو- ياء- الف منقلب از اين دو) و دوّمى مشدّد باشد و در غير اين صورت التقاء ساكنين على غير حدّه مى‏باشد).

8- و امّا استخراج افعال مؤكد به نون تأكيد از جملات مذكور و الحاقشان به اصل آنها:

الف: ليسجننّ در اصل ليسجن بوده و ليكونن در اصل ليكون بوده است‏

ب: لا تصيبنّ در اصل لا تصيب بوده است‏

ج: ترينّ در اصل ترأيين بوده منتهى در استعمال آنرا بدون همزه آورده و مى‏گويند تريين.

د: لاضلّنّهم در اصل لاضلّ بوده و لامنّينّهم در اصل لامنّي بوده و لآمرنّهم در اصل لآمر بوده و فليبتّكنّ در اصل ليبتّكون بوده و فليغيّرنّ در اصل ليغيّرون بوده‏

ه: لا تتّبعانّ در اصل تتّبعان بوده‏

و: لنسفعن در اصل لنسفع بوده‏

ز: لتبلبلنّ در اصل لتبلبلونن بوده و لتغربلنّ در اصل لتغربلون و لتسأطنّ در اصل لتسأطون بوده است‏

9- و امّا الحاق دو نون تأكيد (خفيفه و ثقليه) به افعال مذكور:

احرصانّ (تثنيه امر حاضر مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) ادّخرونّ (جمع مذكر از امر حاضر مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) ادّخرن (جمع مذكر از امر حاضر مؤكّد به نون تأكيد خفيفه) انصحنّ (جمع مذكر از امر حاضر مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) انصحن (جمع مذكر از امر حاضر مؤكّد به نون تأكيد خفيفه) لا تهملنانّ (جمع مؤنث حاضر از فعل نهى مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) تنجزنّ (مفرد مؤنث حاضر از فعل مضارع مؤكد به نون تأكيد ثقيله) تنجزن (مفرد مؤنث حاضر از فعل مضارع مؤكد به نون تأكيد خفيفه) لا تهملنّ (مفرد مؤنث حاضر از فعل نهى مؤكّد به نون ثقيله) لا تهملن (مفرد مؤنث حاضر از فعل نهى مؤكّد به نون خفيفه) اتكلّمنّ (متكلم وحده از فعل مضارع مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) اتكلّمن (متكلم وحده از فعل مضارع مؤكد به نون تأكيد خفيفه)

ابذلنّ (مفرد مؤنث حاضر از فعل امر مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) ابذلن (مفرد مؤنث حاضر از فعل امر مؤكد به نون تأكيد خفيفه) اتّقين (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد ثقيله) اتّقين (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد خفيفه) عينّ (مفر مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد ثقيله) عين (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد خفيفه) ذرنّ (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد ثقيله) ذرن (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكّد به نون تأكيد خفيفه) عظنّ (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكّد به نون تأكيد ثقيله) عظن (مفرد مذكر حاضر از امر مؤكد به نون تأكيد خفيفه).

10- امّا تركيب سوره حمد:

بسم: جار و مجرور، متعلق به (ابتداء)، ظرف لغو، مضاف، اللّه، مضاف اليه، الرحمن، صفت براى «اللّه»، الرحيم، صفت بعد از صفت.

الحمد: مبتداء اسمى، للّه، جار و مجرور، متعلّق به استقّر، ظرف مستقرّ، خبر براى «الحمد»، ربّ، مضاف، صفت براى اللّه، العالمين، مضاف اليه، مجرور، الرحمن، صفت براى «الله»، الرحيم، صفت بعد از صفت، مالك، مضاف و صفت است براى «اللّه» و چون به معناى حال يا استقبال نيست اگر چه به صيغه اسم فاعل است ولى مع ذلك اضافه‏اش به «يوم الدّين» از قبيل اضافه معنوى بوده از اين‏رو از مضاف اليه كسب تعريف كرده و بدين ترتيب صحيح است صفت براى «اللّه» كه معرفه هست قرار بگيرد، يوم الدين، مضاف و مضاف اليه و خود مضاف نيز مضاف اليه است براى مالك و اضافه «مالك» به «يوم» از قبيل اضافه و صفت به مفعول بوده كه البته على طريق اتّساع صورت گرفته است، «ايّاك» مفعول مقدّم براى «نعبد» كه تقديمش به منظور حصر مى‏باشد، نعبد، فعل و فاعل و فاعلش ضمير «نحن» بوده كه در آن مستر است و همين تركيب در جمله «ايّاك نستعين» مى‏باشد و اين دو جمله متعاطف هيچكدام محلّى از اعراب ندارند زيرا جمله اوّلى مستأنفه بوده و جمله دوّمى معطوف به آن مى‏باشد.

«اهدنا» فعل و فاعل و مفعول، الصّراط، مفعول دوّم براى «اهد»، موصوف، المستقيم، صله و موصول، صفت براى «الصّراط».

صراط، منصوب است تا بدل باشد از «صراط» در «اهدنا الصّراط المستقيم» و از قسم بدل كلّ از كلّ مى‏باشد، مضاف الذين، مضاف اليه، محلّا مجرور است، انعمت، صله و عائد براى «الذين، فعل و فاعل، محلّى از اعراب ندارد، عليهم جار و مجرور، متعلق است به «انعمت» ظرف لغو، غير، صفت است براى «الّذين» ال، اسم موصول، مغضوب، صله و موصول، مضاف اليه براى «غير» عليهم، جار و مجرور، متعلّق به «المغضوب» ظرف لغو، واو، عاطفه، لا، زائده، الضّالّين، معطوف به المغضوب.

پايان كتاب حلّ المسائل «الهداية» تأليف سيّد محمّد جواد ذهنى تهرانى در روز دوشنبه بيست و هشتم ذيقعدة الحرام سنه 1422 مطابق با بيست و دوّم بهمن ماه سال 1380 هجرى شمسى، از خداوند متعال تقاضا دارم كه اين خدمت ناچيز را از بنده كمترين قبول فرمايند بحق محمّد و آله الطّاهرين‏

 

 

آمين رب العالمين‏

پاسخ داده شده 7 مرداد 1398 توسط admin (مدیر کل سایت) (87,400 امتیاز)
ویرایش شده 15 مرداد 1398 توسط admin
...