به پایگاه پرسمان جامع عالِمون خوش آمدید , مکانی برای پرسش سوال و دریافت پاسخ از دیگر کاربران این مجموعه.
3 نفر آنلاین
0 عضو و 3 مهمان در سایت حاضرند

6)‌ این برهان، صدیقین است یا غیر صدیقین؟ چرا؟

0 امتیاز
20 بازدید

6)‌ « إن حقيقة الوجود إمّا واجبة و إما تستلزمها؛ فإذن الواجب بالذات موجود، و هو المطلوب »

 

* این برهان، صدیقین است یا غیر صدیقین؟ چرا؟

سوال شده تیر 14, 1396 در 95/4/29 توسط admin (مدیر کل سایت) (88,500 امتیاز)
ویرایش شده تیر 16, 1396 توسط admin

1 پاسخ

0 امتیاز

تقريرهاى گوناگون برهان صديقين‏

تقرير نخست‏

برهان مورد نظر به گونه‏ هاى مختلفى بيان شده و تقريرها و تنسيق‏هاى مختلفى از آن ارائه گرديده است.[1] كوتاه‏ترين تقرير برهان صديقين بدين شرح است:

«حقيقت وجود يا واجب است و يا آن كه مستلزم واجب مى‏باشد. بنابراين، واجب الوجود بالذات، در خارج تحقق دارد و اين همان نتيجه مورد نظر ماست».

[اين تقرير از آن محقق سبزوارى است، كه آن را در منظومه بسيار عالى خود به اين صورت آورده است:

 

اذَا الوجودُ كان واجباً فهو   ومَعَ الامكانِ قَدِ استلزمَهَ‏[2]
 

 

 

هر گاه حقيقت وجود واجب باشد، پس مطلوب حاصل است و با امكان (اگر حقيقت وجود، ممكن‏الوجود باشد) مستلزم آن است كه خود واجب باشد، (يا مستلزم واجب است).[3]

محقق سبزوارى در شرح اين بيت دو بيان دارد و در حقيقت برهان را به دو گونه تقرير مى‏كند:

بيان اول: از طريق خلف است؛ به اين صورت كه مقصود از «حقيقت وجود» همان حقيقت صرف و خالص وجود مى‏باشد؛ يعنى حقيقت اصيلى كه بنابر فرض يگانه است و به هيچ وجه قابل تكثر و تعدد نيست. پس گفته مى‏شود: حقيقت صرف و

______________________________
(1). مرحوم آشتيانى در تعليقه خود بر شرح منظومه، ص 489 به بعد، نوزده تقرير براى اين برهان ذكر مى‏كند

(2). شرح منظومه فريده اول از الهيات.

(3). ترديدى كه در ترجمه «قد استلزمه» مشاهده مى‏شود، با توجه به دو بيانى است كه مرحوم سبزوارى در شرح اين بيت دارد. در بيان اول مقصود از «قد استلزمه» آن است كه «مستلزم آن است كه خود واجب باشد» و در بيان دوم، مقصود آن است كه «مستلزم يك واجب كه مغاير با اوست، مى‏باشد»

 

ترجمه و شرح نهاية الحكمة، ج‏3، ص: 200

خالص وجود اگر واجب باشد، مطلوب حاصل است و اگر ممكن باشد، بايد متعلق و وابسته به غير خودش باشد و اين مستلزم آن است كه علاوه بر اين وجود صرف، وجود ديگرى در كار باشد كه به آن قوام دهد و آن را سرپا نگاه دارد و اين خلاف فرض است، زيرا معنايش آن است كه حقيقت صرف و يگانه مورد نظر، صرف و يگانه نيست.

 

در اين تقرير اصالت و صرافت و وحدت حقيقت وجود، مفروض و مبناى استدلال واقع مى‏شود. مرحوم علامه قدس سره در اين جا به همين بيان نظر دارند.[4]

بيان دوم: از طريق مستقيم است؛ به اين صورت كه مقصود از «حقيقت وجود» مرتبه‏اى از مراتب وجود مى‏باشد؛ يعنى «وجود» به عنوان حقيقتى كه داراى مراتب گوناگون بوده و كثرت در آن راه دارد، مطمح نظر قرار گرفته است. پس گفته مى‏شود:

اگر مرتبه مورد نظر واجب الوجود باشد، مطلوب حاصل است و اگر ممكن الوجود باشد، بايد نهايتاً يك وجود واجب تحقق داشته باشد كه مقوم آن باشد و گرنه دور يا تسلسل لازم مى‏آيد، كه هر دو محال است.

حاصل آن كه عبارت: «حقيقة الوجود اما واجبة واما تستلزمها» به دو شكل كاملًا متفاوت مى‏تواند بيان شود و دو برهان مستقل بر آن قابل تطبيق است كه از جهاتى با يك ديگر تفاوت دارند:

اولًا: در برهان اول تكيه بر روى حقيقت صرف و محض وجود است، كه داراى وحدت حقه حقيقى مى‏باشد، اما در برهان دوم موضوع سخن، حقيقت تشكيكى و داراى مراتب وجود و بلكه مرتبه‏اى از مراتب آن مى‏باشد.

ثانياً: برهان اول به نحو خلف و برهان دوم به صورت مستقيم تنظيم مى‏شود.

ثالثاً: در برهان اول نيازى به بيان استحاله دور و تسلسل نيست، برخلاف برهان دوم كه به محال بودن دور و تسلسل تمسك مى‏جويد.[5]

 

[3]

 


[1] ( 1). مرحوم آشتيانى در تعليقه خود بر شرح منظومه، ص 489 به بعد، نوزده تقرير براى اين برهان ذكر مى‏كند

[2] ( 2). شرح منظومه فريده اول از الهيات.

[3] ( 3). ترديدى كه در ترجمه« قد استلزمه» مشاهده مى‏شود، با توجه به دو بيانى است كه مرحوم سبزوارى در شرح اين بيت دارد. در بيان اول مقصود از« قد استلزمه» آن است كه« مستلزم آن است كه خود واجب باشد» و در بيان دوم، مقصود آن است كه« مستلزم يك واجب كه مغاير با اوست، مى‏باشد»

[4] ( 1). به دليل آن كه پس از نقل اين برهان مى‏گويد:« و فى معناه ما قرر ...» و روشن است كه برهان دومى كه ذكر كرده‏اند، با بيان اول تناسب دارد، نه بيان دوم

[5] ( 1). فرق چهارمى نيز بيان شده و آن اين كه« اما» در برهان نخست براى« ترديد» است و در برهان دوم براى« تقسيم». يعنى در برهان نخست مى‏گوييم: در مورد حقيقت وجود در بدو نظر دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست اين كه واجب باشد و احتمال دوم اين كه واجب نباشد. اما در برهان دوم مى‏گوييم: حقيقت وجود بر دو قسم است: قسم نخست وجود واجب و قسم دوم وجودهاى ممكن.

اما به نظر مى‏رسد،« اما» در برهان دوم نيز براى ترديد است، نه تقسيم. زيرا تقسيم وقتى صحيح است كه وجود اقسام از پيش مسلم باشد

پاسخ داده شده تیر 18, 1396 توسط admin (مدیر کل سایت) (88,500 امتیاز)
ویرایش شده تیر 18, 1396 توسط admin
...